bumim.ir
بروز رسانی 
maɧɖɩ7774 ( بچه های تکــ)
مهربونمهربون
maɧɖɩ7774 ( بچه های تکــ)
عکس و تصویر .
کلبه دوست
مشاهده همه ی 7 نظر
فاطمه سادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
فاطمه سادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
مـرد ها ایـن پسر کوچولوهای ریش دار 
هیچ وقت موجودات پیچیده ای نبوده اند
پیچیده ترینشان نهـایـتا سیـگار میـکشند و مینویسند یـا رئیس جمهور میشـوند ..
اما زن که نمیـشوند!
مرد ها موجـودات قدرتمندی هستنـد
که هیچگاه اذیـت یا تمـام نمیـشوند
زورشـان به در کنسروها، وزنه های سنگیـن، غرغر های زنانه خوب میرسد.....
تازه پارک دوبله شان هم از ما بهتـر است...
مردها پسـربچه هایی قوی اند
امـا نـه انقـدر که در برابر بی توجهی تاب بیاورنـد....
نـه آنقـدر قوی که بـدون (دوستت دارم) های زنی که دوستش دارد راحـت بخوابـند.....
نـه آنقـدر قـوی که خیـال فردای بچه ها از پا درشـان نیـاورد!!
نه آنقـدر قـوی که زحمت نان پیرشان نکنـد...
مردها پسـر بچه هایی قوی اند 
که اگـر ساعت ها پای پرحرفـی های پسرکوچولوی درونشان ننشینـی ترک می خوردند....
و آنقـدر مغرورند که اگـر این ترک هزار بار هم تمام شان کنـد، آخ نگویـند ؛ فقـط بمیـرد....!!
آن هم طـوری که آب از آب تـکان نخـورد و مثـل همیـشه از سر کار بر گردند و شام بخـورند...
ففـط پسـرکوچولوی درونشـان را می بـرند گوشـه ای از وجـودشان دفن می کننـد
و باقـی عمر را جلـوی تلـوزیـون ؛ پشت میز اداره، 
یا داخل مغازه در حسـرتش  می نشینند.
هـوای《پسـرکوچولو هـای ریش دار》زندگـی مان را داشته باشیـم
آن ها راه زیادی را از پسـربچگی شان آمده اند تا مرد رویا های ما باشـند
دنیـا بـدون《دوسـتت دارم》با صـدایی مردانه جای ناامن و ترسناکـی ست......
دنیـا بدون صـاحبان کفـش های ۴۲ و بزرگتـر رد پای خوشبختـی را کم دارد.....

عطر سوسن
مشاهده همه ی 28 نظر
فاطمه سادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
فاطمه سادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
چادری هستم و محجبه ام
دختری از تبار عاشورا

مادرم شد کنیز فاطمه و
پدرم شد غلام شیرخدا

با اجازه ز مادر سادات
در حسینیه خادمه شده ام

با توکل به حضرت زینب س
رهرو راه فاطمه س شده ام

چادرم بوی عشق میدهد و
میوزد عطر گل ز روسری ام

ولی هرگز ندیده نامحرم
عشوه ی نابجا و دلبری ام

در مصاف نگاه آلوده
شکرلله همیشه پیروزم

من در این شهر پر ز رنگ و لعاب
بانویی با وقار و محجوبم

خودنمایی نمیکنم وقتی
نزد پروردگار محبوبم

آمده در وصیت شهدا
خواهرم ؛ خون من هدر نرود

روی مین پیکرم ز هم پاشید
تا که چادر ز روی سر نرود

کرده ام حفظ با حجاب خود
حرمت رنگ سرخ خون شهید

از سیاهیِ چادرم گشته
رنگ رخسار من زلال و سپید

در هیاهوی بی حجابی ها
چادرم را رها نخواهم کرد

ایهاالناس؛ تا نفس دارم
سنگرم را رها نخواهم کرد

مشاهده همه ی 14 نظر
فاطمه سادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
فاطمه سادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
دلم ، برخاستنی به ناگاه می خواهد
و گریختنی گرامی از سر فریاد
دلم غــــــاری می خواهد 
و خوابی سیصدساله
و یارانی جوانمرد...
گاهی دلت می خواهد جایی باشی که در لحظه امکانش نیست.
مثلا جایی در میانه ی بین الحرمین. 
میان همهمه ی آن همه زائر ، گوشه ی دنجی بیابی 
و به جای بساط پیک نیک، سفره ی دلت را پهن کنی 
و تمامی داراییت را که نه! 
تمامی نداریت را، ترک های وجودت را، 
تکه های شکسته ات را، دل ِ رنجور و خسته ات را و ... 
همه و همه را دانه دانه بچینی کنار یکدیگر 
و بخوانی اش به مهمانی..
بخوانی اش و بدانی که می آید به مهمانی سفره ی این دل وامانده ی جامانده..
بخوانی اش و ببینی نگاه مهربانش را ..
بخوانی اش و نشانش دهی دانه دانه نداری ات را ..
بخوانی اش و مرهم بخواهی خستگی های روح و جانت را ..
بخوانی اش و نشانش دهی بی قــراری این دل بی تاب و توانت را ..
بخوانی اش و نشانت دهد در انتهای مهمانی که خریده اند همــه ی نداری ت را..
دلم تنگ است برایت...
و این یعنی دلم هیچ چیز نمیفهمد!!!
و محتاجم به هوا...
هوای" بین الحرمین"
        
"حضرت مادر" 
کاش ز من هم سوال کنی 
دخترم "کربـلا" نمیخواهی؟

عطر سوسن
مشاهده همه ی 6 نظر
✔ اللهم عـجل لولیـــک الفـــــ❤️ــــرج ✔
ناراحتناراحت
✔ اللهم عـجل لولیـــک الفـــــ❤️ــــرج ✔
مدیر اجرایی سایت
barrinhas21
"بسم الله الرحمن الرحیم"

حادثه امروز یمن (جنایت وحشیانه آل سعود در کشتن عزاداران صنعا) بدون شک قلب هر انسان آزاده ای را بدرد آورد و باعث انزجار دوباره مردم نسبت به عاملین این حرکت شنیع شد، و نیز چهره شیطانی این خاندان را بیش از پیش آشکارتر نمود. باتوجه به اینکه این امر ناشایست و به دور از شان انسانیت بوسیله خاندانی رخ میدهد که در راس کشورهای اسلامیست و همچنین مدعی اجرای واقعی احکام اسلام است دیگر روا نیست که بعنوان یک مسلمان و جزء ی از جامعه اسلامی سکوت کرده و اقدامی درخور این کار انجام ندهیم. حال برای نشان دادن انزجارمان از عاملین این حرکت شنیع، با انتشار تصاویری در رابطه با این موضوع در تمامی شبکه های اجتماعی آن را به گوش سردمدارن این انسان نماها می رسانیم.

http://otaghkhabar24.ir/sites/default/files/repo/pics/1394/07/06//pic-24793-1443423427.jpg

خون را خون پاک می کند
ما کاربران فیس نما این حرکت به دور از شان انسانیت را محکوم و همه با هم در این ایام عزاداری ابا عبدالله الحسین (ع) دست به دعا برده و عاجزانه از خداوند ارحم الراحمین طلب فرج وظهور مولایمان را میکنیم تا که بتوانیم انتقام تمام این خون های به ناحق ریخته را بوسیله آن حضرت از این شیطان های انسانما بگیریم . ان شالله

http://jamejamonline.ir/Media/Image/1394/01/11/635634089629916991.jpg

%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%D9%85_%D8%B9%D8

barrinhas21
مشاهده همه ی 552 نظر
فاطمه سادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
فاطمه سادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
بعضی از پسر ها واقعا تکند ...️
مثلا چقدر کمیابند پسرانی که با دیدن دختری ؛ سر به زیر می اندازند
که حیای علوی در وجودشان رخنه کرده 
و چه زیبا حیایی است ...
پسرانی که خیره خیره دختری را با نگاهشان نمی بلعند ...
پسرانی که از دختر معصومی سوء استفاده نمی کنند ...
قلــب دختری را نمی شکنند ...
پسرانی که در این دنیا سر به زیرند
 اما پیش خدا و امامشان رو سفید و سرافراز ...
آنهایی که وقتی از کنارشان رد می شوی
 خیالت راحت است که آزاری نمی بینی ...
اصلا نگاهت نمی کنند از حیا ؛
چون هنوز حیا یادشان است ...
چون چشمانشان را برای دیدن آقایشان " پاک " نگه داشته اند ... 
می خواهند سرباز امام زمانشان (عج) باشند ؛
زیرا هنوز حیای علوی و غیرت عباسـی دارند ...

عطر سوسن
مشاهده همه ی 3 نظر
حسن
آروم و عادیآروم و عادی
حسن
w5353.jpg
مشاهده همه ی 6 نظر
فاطمه سادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
فاطمه سادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
یَا شَفِیقَ مَنْ لَا شَفِیقَ لَه
عشق چیزی نیست جز اینکه...
زن «همدمی» باشه واسه مرد و مرد «تکیه گاهی» واسه زن...
ولی چه زنی و چه مردی...؟!
از همون جنسی که خدا تو پیجش واسه من و تو کامنت گذاشته:
الطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَات…ِ
سوره مبارکه نور ـ آیه ۲۶
مردی که تو خیابون بین این همه عروسکِ رنگارنگ...
که خودشونو به معرض دید عمومی گذاشتن...!!!
نگاهشو کنترل میکنه...
حقشه که تو خونه یه عروسک داشته باشه...
فقط و فقط واسه خودش..!!!
و صد البته طبق کلام مولا علی (علیه السلام) باید...
حواسش باشه به امانتی که خدا سپرده دستش...
زن عروسک زیبایی است...
هر که او را به همسری گرفت باید او را بپوشاند...
مستدرک الوسایل، ج۱۴

از اون طرف؛ زن باید لذت بخش ترین "بعله" عمرشو...
دلش بخواد هزار بار تکرار کنه...
وقتی میبینه انتخاب زندگیش، نگاه دلخورشو
از دخترای عابر شهر، جمع کرده و با یه لبخند رضایت، پهن کرده رو صورتش...
این روزا همسرداری مسئولیت سنگینیه...
زن هم باید حواسش به شوهرش باشه...
باید خیلی حواسش باشه به دل همسـرش...
طعم شیرین خوشبختی رو وقتی حس میکنه...
که از زبون مرد زندگیش میشنوه:
"وقتی کنارمی…
یه حسی ته قلـبــــم میگه:
انگار خدا دعاهای یه عمر قنوت گرفتنمو مستجاب کرده !!!
در هر قنوتم رَبَّنا آتِنَا که می خواندم...
خدا گواه ست فِی أَلْدُّنْیَا حَسَنَه ام تو بودی تو
بانـــو...!
تو مصداق دعاهای قنوت این مــردی...
پ.ن:
خداوندا مرا آن ده که آن به...
اَللّهُمَّ اَلرْزُقْنَا زَوْجَةً الصَالِحَة...

مشاهده همه ی 7 نظر
فاطمه سادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
فاطمه سادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
عاقد گفت عروس خانوم وکیلم؟
گفتند عروس رفته گل بچینه.
دوباره پرسید وکیلم عروس خانوم؟
- عروس رفته گلاب بیاره.
عاقد گفت برای بار سوم می پرسم؛ عروس خانم. وکیلم؟
عروس رفته...
عروس رفته بود.
پچ پچ افتاد بین مهمانها.
شیرین سیزده سالش بود؛ وراج و پر هیجان.
بلند بلند حرف می زد و غش غش می خندید.
هر روز سر دیوار و بالای درخت پیدایش می کردند.
پدرش هم صلاح دید زودتر شوهرش دهد.
داماد بددل و غیرتی بود و گفته بود پرده بکشند دور عروس.
شیرین هم از شلوغی استفاده کرده بود
و چهاردست و پا از زیر پای خاله خانبانجی ها
که داشتند قند می سابیدند، زده بود به چاک.
مهمانی بهم ریخت.
هر کس از یک طرف دوید دنبال عروس. مهمانها ریختند توی کوچه.
شیرین را روی پشت بام همسایه پیدا کردند لای طناب های رخت.
پدرش کشان کشان برگرداندش سر سفره عقد.
گفتند پرده بی پرده!
نامحرمها رفتند بیرون.
کمال مچ شیرین را سفت نگه داشت.
عاقد گفت استغفرالله! برای بار دهم می پرسم. وکیلم؟
پدر چشم غره رفت و مادر پهلوی شیرین یک نیشگون ریز گرفت.
عروس با صدای بلند بله را گفت و لگد زد زیر آینه.
زن ها کل کشیدند و مردها بهم تبریک گفتند.
کمال زیر لب غرید که آدمت می کنم جووووجه و خیره شد به تصویر خودش در آینه شکسته.
فردای عروسی شیرین را سر درخت توت پیدا کردند.
کمال داد درخت های حیاط را بریدند.
سر دیوارها هم بطری شکسته گذاشتند.
به درها هم قفل زدند.
اسم عروس را هم عوض کردند.
کمال گفت چه معنی دارد که اسم زن آدم شیرینی و شکلات باشد.
شیرین شد زهره.
زهره تمرین کرد یواش حرف بزند.
کمال گفت چه معنی دارد زن اصلا حرف بزند؟
فقط در صورت لزوم!
آنهم طوری که دهانت تکان نخورد.
طوری هم راه برو که دستهایت جلو و عقب نرود.
به اطراف هم نگاه نکن، فقط خیره به پایین یا روبرو.
زهره شد یک آدم آهنی تمام و عیار.
فامیل ها گفتند این زهره یک مرضی چیزی گرفته.
آن از حرف زدنش، آن از راه رفتنش.
کمال نگران شد. زهره را بردند دکتر.
دکتر گفت یک اختلال نادر روانی است.
همه گفتند از روز عروسی معلوم بود یک مرگش می شود.
الان خودش را نشان داده.
بستریش که کردند، کمال طلاقش داد.
خواهرها گفتند دلت نگیره برادر!
زهره قسمتت نبود.
برایت یک دختر چهارده ساله پسندیده ایم به نام شربت ...

عطر سوسن
مشاهده همه ی 11 نظر
┣▇ hamid Joon ▇▇▇▇▇═─
عاشقعاشق
┣▇ hamid Joon ▇▇▇▇▇═─

روزی دروغ به حقیقت گفت : مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم ؟

حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد . . . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به

ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و
… … … … … … …
رفت . . .

از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری

آراسته نمایان می شود .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید