ما نسلی هستیم که مهمترین حرفهای خود را نگفتیم و فقط نوشتیم واقعی بودیم باورمان نکردند مجازی شدیم فیلترمان کردند و چه دنیایی ساخته اند برای ما نسل سوخته..
ارتباط با گروه
مشخصات گروه
دلسوخته ها
5818 پست
کاربر
2,145 کاربر
کاربران فعال امروز
 
آمار بازدید گروه
بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 3
بازدید 7 روز اخیر : 60
بازدید 30 روز اخیر : 60
 
لینکستان
 
افزونه های فعال نشده
با کلیک بر روی افزونه مورد نظر آن را برای این گروه فعال خواهید کرد
 
کاربران گروه ( مشاهده همه )
 
مدیران گروه
 
ورود به سایت
نام کاربری
کلمه عبور
ورود
 

دلسوخته ها

گروه عمومی · 2145 کاربر · 5818 پست
ارسال ها کاربران
1366907079958624_orig.gif33712631245464835376.gif88701341017353738262.gifقابل توجه دوستان وکاربران فعال در گروه دلسوخته ها88701341017353738262.gif

33712631245464835376.gif

53.gif53.gif53.gif53.gif

記号。矢印。左 のデコメ絵文字 جهت رشد و پویایی گروه به مدیران جدید نیاز داریم記号。矢印。左 のデコメ絵文字

記号。矢印。左 のデコメ絵文字 عزیزانی که تمایل به مدیریت دارنــــــــــد記号。矢印。左 のデコメ絵文字

記号。矢印。左 のデコメ絵文字 و روزی حداقل1

ساعت وقت برای گروه بزارند記号。矢印。左 のデコメ絵文字

13953751421268965102.gif


174.gif

مخصوصا کادر مدیریت
خوشحالیم که لحظات خوشی را در کنار شما میگذرانیم...

ولی لایک ونشر پستهای همدیگر احترام به دوستانمون محسوب میشه ...

hajar
یاد تو” پرچم صلحیست میان شورش این همه فکر . . .
اسما پرنسس لاف عاشقی

ارسال دعوتنامه عضویت در گروه دلسوخته ها
  • تعداد دوستان شما : 588 کاربر
  • تعداد دوستان شما که عضو این گروه نیستند : 523 کاربر
  • تعداد دوستانی که برای انها دعوتنامه ارسال نشده است : 11 کاربر

نکته : تا پایان ارسال از بستن این پنجره خودداری کنید

دعوتنامه با موفقیت برای 11 نفر از دوستان شما که عضو این گروه نبودند ارسال شد
close2.gif

ارسال دعوتنامه عضویت در گروه دلسوخته ها
  • تعداد دوستان شما : 588 کاربر
  • تعداد دوستان شما که عضو این گروه نیستند : 523 کاربر
  • تعداد دوستانی که برای انها دعوتنامه ارسال نشده است : 11 کاربر

نکته : تا پایان ارسال از بستن این پنجره خودداری کنید

دعوتنامه با موفقیت برای 11 نفر از دوستان شما که عضو این گروه نبودند ارسال شد
close2.gif
اسما پرنسس لاف عاشقی

m4rn2ud0v36f788f9t6h.jpg

 

مواظب عشـق  هـای  مـجـازـی  باشید!

با "دوستت دارم" ، "از شما خوشم آمده"، " تو همان مرد یا زن رویاهایم هستی" شروع می‌شود و در بهترین و خوش‌بینانه‌ترین حالت اگر به تجاوز، قتل و اخاذی ختم نشود ثمره‌اش تلخی، شکست و پشیمانی است. دوستی‌های خیابانی این روزها به معضل اجتماعی تبدیل شده به ط
مبینا لوس

Post981[1]

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .

به اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .

آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت: متشکرم.

میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .

تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم.

وقتی کنارش نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و

خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : متشکرم.

روز قبل از جشن دانشگاهپیش من اومد. گفت : قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد

من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل

یه “خواهر و برادر” . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون

لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ،

به من گفت : متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم.

یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال … قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی  فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل

فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ،

قبل از اینکه خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با وقار خاص و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم.

میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم. اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .

نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که “بله”رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج

کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت: تو

اومدی ؟ متشکرم

سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور

تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه،دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود:

” تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من

میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما …. من خجالتی ام …

نمی‌دونم … همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. ….

اسما پرنسس لاف عاشقی
اسما پرنسس لاف عاشقی

ارسال دعوتنامه عضویت در گروه دلسوخته ها
  • تعداد دوستان شما : 543 کاربر
  • تعداد دوستان شما که عضو این گروه نیستند : 481 کاربر
  • تعداد دوستانی که برای انها دعوتنامه ارسال نشده است : 16 کاربر

نکته : تا پایان ارسال از بستن این پنجره خودداری کنید

دعوتنامه با موفقیت برای 16 نفر از دوستان شما که عضو این گروه نبودند ارسال شد
اسما پرنسس لاف عاشقی
اسما پرنسس لاف عاشقی
هيراد - تبادل کاربر آروم و عادی
قرص خوردم تو را بخوابانم
قرص خوردم که در تو تب نکنم
چشم بستم که عمق فاجعه را
زیر پاشویه ها وجب نکنم

چشم بستم ، که دست برداری
من جنونم ، تبم ، خطر دارم
به جهنم ملافه ام مرگ است
به جهنم که بی پرستارم

ارتفاع تو را پریدم تا
دست از این پای خسته بردارم
به جهنم که دیگر از فردا
برگ ترحیم روی دیوارم

قرص خوردم تو را و در آتش
تاب می دادم استخوانم را
باز کن ... شیر گاز هم بِدَرَد
لاشه ی مانده از جهانم را
گل بانومدیرلاف عاشقی
صفحات: 1 2 3 4 5 >