shoooooookh... ykam hazer javab ... aaaaaaaaaashegheeeeeeeeee tanagholat... fogholade ehsasati va mehrabunam ... adame doruyi nistam zahero batenam hamine k mibini.... ahange porofilamo gush bdin.. khatab b adamaye khianatkar ....
ارتباط با کاربر
مشخصات کاربر
Baran
98 پست
15444.8
561 کاربر
کاربر حرفه ای
4,285 بازديد
زن - مجرد
1372/02/18
فوق ديپلم
editor
ايران - خوزستان -
با خانواده
فراري
نميکشم
ELINA-safar - poooooool
galexy s plus
oooooooooooh
موزیک
من در لیست دیگر کاربران ( مشاهده همه )
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
دوستان من ( مشاهده همه )
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
گروه های من ( مشاهده همه )
 
دوستان مشترک
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
آخرین بازدید کنندگان
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
ورود به سایت
نام کاربری
کلمه عبور
ورود
 
✔░▒ ★VAHID★ ░▒✔ آروم و عادی
قدیم ها برادری حرمت داشت به محض دیدن یا گفتن ،
طرف را به خلوت خواهری راه نمی دادند
(هنوز می نویسد سلام می گوید سلام داداشی خوبی عزیزم ..
خوبم تو خوبی گلکم )
و هر دو چه ناشیانه می دانند دروغ است این الفاظ
حتی دوست ، با سالها دیدن و گفتن و شنیدن انتخاب میشد
،نه ، مثل انتخاب های الان از روی نیاز !!
تا تایید دوستی برای یک نفر می فرستی ...خصوصی وبانوشته ای طلبکارانه
و به نظر من توهین امیز پیام می گذارد

( شماره ی من -------- زنگ بزن )

ایا من به عنوان یک دختر اینگونه به او معرفی شده ام که او اجازه ی
این کار را به خود میدهد
ایا جامعه به او اجازه ی چنین طرز فکری میدهد
هنوز بین من و برادرم حجاب شرم و حیایی هست
ولی برادر مجازی را اینقدر "داداشی
داداشی "گفته شده که برای خواهر مجازی اش
هیچ حرمتی قایل نیست نازنینانم
چه مجازی و چه واقعی نه به دین و مذهب کاری دارم
نه به حجاب و بی حجابی ،
نگذاریم
همانگونه که می خواهند روی ما حساب کنند ..همانگونه که
فکر می کنند روی ما تاثیر ی بگذارند
گفتند اگه دین ندارید ازاده باشید ...کسی نگفته مرد یا زن
پس به هیچ ترفندی ازادی فکر و احساس را از دست ندهیم


mrfjkad01pgbsnuk9u39.jpg

Baran ناراحت
خداوندا
وقتی اولین حس مادرم به من
"تهوع " بود!!!
از بقیه هیچ انتظاری ندارم!

Baran ناراحت

چند روزیــست

مداد رنگی هایم تکلیف خود را نمیدانـــــــــــند!!

آسمان را کبود میکشنـــــــد..

برگ های سبز را زردــــ...

چراغ های شهر را خاموشــــــ...

و دنیا را..

سیاهی مطلــــــــــــــــق...!!

Baran ناراحت
می פֿـواے قضاوتـــم ڪنـے ؟!!!

ڪـفشآمو  بپـوشـ ...راهـمو قـבم بـزטּ ...

בرבآمو  بـڪش ...روزـآمو  بـگذراטּ ...

بعـב قـضاوتــــم ڪـטּ .... !!
Baran ناراحت
پسر به دختر : اعتمادتو به من ثابت کن
همان لحظه دختر خود را عریان و لخت مادر زاد کرد
دختر به پسر : حال تو اعتمادتو به من ثابت کن 
پسر تمام لباس هایش را تنش کرد

یادمان باشد وقتی میگوییم تا آخرش هسیتم ، آخرش بستن کمربندمان نباشد
Baran ناراحت
مَـטּ نـﮧ عآشق هستـم و نَـﮧ محتآج ِ نگآهـــے کـﮧ بلغزَב بَر مـَטּ

مـَטּ خوבَم هَستـم و یک حِس ِ غریب کـﮧ بـﮧ صَـב عِشق و هَوس

مــے ارَزב...


Baran ناراحت
سکــــوت …
رســا تــرین فــریــاد یک ” زن ” است …
وقتی سکوت میکند …
وقتی بحث نمیکند …
وقتی برای به کرسی نشاندن عقایدش تلاش نمیکند …
بــفــهــم ..!
که واقعــآ آسیب دیده است …
Baran ناراحت

محبت زیادی همیشه آدمها را خراب می کند...!!
گاهی آدمها می روند نه برای اینکه دلیلی برای ماندن ندارند...!!
بلکه آنقدر کوچکند که تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند...!!
او که رفتنی است ،بگذار برود...!!
Baran ناراحت
داشـتـن ِ مـغــز
دلـیـل ِ قـطـعـی بـر انـــــســــــان بـودن نـیـسـت ...
پـسـتـه و بـادام هــم مـغــز دارند ! .
بـرای انـسـان بـودن
بـایـد شــــعــــــور داشـت . . .

Baran ناراحت
همیشه این سوال ذهن مرا در بر میگیرد :

که چـــــــــرا ؟

اعتماد نگاه دیگران به تن ِزن ختم می شود ؟!

مگر زن خلاصه شده در همین یک بدن ؟!

کاش او را برای مهربانی قلبش می خواستــــی ...

... نـــه آنکه فقط شب را با تو به سر کنـــد !!!

تو !

تمام قلب این زن را تسخیــر کردی ...

ولی فقط پیچ و تاب تنش زیباست ؟؟؟

چـــــــــــــــــرا لبخنــــــــدش را نمی بینــــــــــــــی که

از سردی ِ نگاهت بر روی لبانــــــــــــــش یــــــخ زده
صفحات: 1 2 3 4 5 >