bumim.ir

بروز رسانی 
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
photo-love-romance-text (2)
مشاهده همه ی 1 نظر
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
تو نباشی لحظه ها بیهوده است
در پس لبخندهایم گریه است
تو نباشی غم اسیرم میکند
دوریت هر لحظه پیرم میکند !
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )

چون کنم یاد تو ، نوری با من است

غایبی ، اما حضوری با من است

درد دلها میکنم با “عکس” تو

وه عجب “سنگ صبوری” با من است !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )

عشق یعنی حسرت پنهان دل

زندگی در گوشه ویران دل

عشق یعنی سایه در یک خیال

آرزوی سرکش و گاهی محال

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )

موی افشان میکنی رفع خطر کردم عزیز

عقل حیران میکنی رفع خطر کردم عزیز

کشته ها را دیده ام ، زین پس فراری ام ز تو

وَان یکادی خوانده ام رفع خطر کردم عزیز

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )

غم ، حادثه ، تردید ، من و تنهایی

یک شیشه ی می لبالب و تنهایی

من مانده کنار جاده ی خاطره ها

با یک چمدان سوز و تب و تنهایی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )

بعد من با یاد من افسوس مى ماند به جا

در میان کلبه ها فانوس مى ماند به جا

میروم تا گم شوم در جاده هاى ناشناس

کس نمی یابد مرا ، افسوس مى ماند بجا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آهای مسافر خسته من ، دستت را بگذار بر روی دل من
میبینی که من نیز مثل تو خسته ام ، میبینی که من نیز مثل تو با غمها نشسته ام
آهای مسافر خسته من ، عاشق دل شکسته ات شده ام ، ببین مرا که محو نگاه زیبایت شده ام
من اینجا و تو آنجا هر دو دلشکسته ایم ، تا اینجا هم اگر نفسی است
برای هم زنده ایم
من برای تو میشکنم و تو برای من ، راه راست بی فایده است ،
تقلب میکنیم تا زندگی مات شود در این دایره غم…
آهای مسافر خسته من ، شب آمده و باز هم یاد تو در دلم ،
ستاره ها خاموش ، من مانده ام و وجودم که در حسرت است ، در حسرت یک آغوش ….
آغوشی که لذتش تنها با تو است ، دنیا خواب است ،
کاش بودی که بیداری ام تا سحر عادت است
آهای مسافر خسته من ،کجا میروی ، جایی نداری برای رفتن ،
همه جا ماندنیست ، جز اینجا که نمیتوانیم بمانیم برای هم….
شعر غم میخوانم و اشک در چشمانت ، غم برای یک لحظه رود درمان میشود آن درد حال پریشانت
من برای تو فدا میشوم و تو برای من ، همه وجودم فدایت ، تو آرام بمان تا خیالش راحت شود دل من..
آهای سرنوشت ، با ما هم؟ ما که در زندگی به ناحق باختیم و چیزی نگفتیم،
در آتش عشق سوختیم و باز هم سکوت کردیم ،
با غمها همنشین بودیم و با حسرت نشستیم ، هر چه رفتیم،
آخر راه بن بست بود و باز هم نشکستیم!
رفتیم و رفتیم تا آخر راه ، آخرش پیدا نشد و ما نشستیم چشم به راه…
آهای مسافر خسته من ، دستت را بگذار در دستان من …
میبینی که تا اینجا هم با تو ماندم، گفته بودم تا آخرش ، آخر قصه را هم برایت خواندم
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
در دهکده ی تو خبر از بوی ریا نیست / چون نیست ریا ، هیچکس انگشت نما نیست
ما طالب مهریم و دل از عاطفه لبریز / دل صافتر از تو به خدا هیچ کجا نیست !
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
جان رفته ولی زخم وفایت نرود
تاثیر طلسم چشم هایت نرود
فرشی ز دل شکسته انداخته ام
آهسته بیا ، شیشه به پایت نرود
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید