ارتباط با کاربر
مشخصات کاربر
علی رمضانی
33 پست
221.8
9 کاربر
کاربر نیمه فعال
190 بازديد
مرد - مجرد
1367/05/10
ليسانس
مهندس
ايران - فارس - كازرون
مجردي
رفته ام
نميکشم
noki 5250
175 - 60
من در لیست دیگر کاربران ( مشاهده همه )
 
دوستان من ( مشاهده همه )
 
گروه های من ( مشاهده همه )
 
دوستان مشترک
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
آخرین بازدید کنندگان
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
ورود به سایت
نام کاربری
کلمه عبور
ورود
 
علی رمضانی گرفتار

زنی با دختر خردسال خود چند صندلی عقبتر از راننده اتوبوس نشسته بود ، اتوبوس از خیابانی عبور میکرد که زنان فاحشه در خیابان پرسه میزدند تا برای خود مشتری پیدا کنند دخترک نگاهی به خیابان کرد و از مادرش پرسید :مامان این زنها چرا تو خیابون وایسادن ؟

مادر جواب داد :منتظرن تا شوهرشون بیاد دنبالشون تا بعد با همدیگه برن خونه شون

راننده اتوبوس از آینه نگاهی به زن و دخترش انداخت و گفت: خانم چرا واقعیت رو به دخترتون نمیگید ؟

+ چه واقعیتی ؟

-اینکه این زنها فاحشه اند و برای پیدا کردن مشتری اینجا وایسادن !

زن کمی بر افروخته شد و دخترک که حالا سوالهای زیادی در ذهنش شکل گرفته بود از مادرش پرسید : مامان اگه این زنها با مردی بخوابن و حامله بشن تکلیف بچشون چی میشه ؟مادر بلافاصله جواب داد :هیچی دخترم بچشون میشه راننده اتوبوس !!


علی رمضانی گرفتار

بیا منو یاری بکنchemas-microsoft-com:office:office" />

گونه هام خشکیده شد کاری بکن

غیرگریه مگه کاری میشه کرد

کاری از ما نیاد زاری بکن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد

تا قیامت دل من گریه میخوات

هرچی دریا رو زمین داره خدا

با تموم ابر های اسمونا

کاش می داد همه رو به چشم من

تا چشام به حال من گریه کنن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیات

تا قیامت دل من گریه میخوات

قصه ی گذشته های خوب من

خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانوم بزارم

تا قیامت اشک حصرت ببارم

دل هیشکی مثل من غم نداره

مثل من غربت و ماتم نداره

حالکه گریه دوای دردمه

چرا چشمام اشکشو کم میاره

خورشید روشن ما رو دزدیدن

زیر اون ابرای سنگین کشیدن

همه جا رنگ سیاه ماتمه

فرصت موندنمون خیلی کمه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیات

تا قیامت دل من گریه میخوات

سرنوشت چشاش کوره نمیبینه

زخم خنجرش میمونه تو سنه

لب بسته سینه ی غرق به خون

قصه ی موندن ادم همینه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیات

تا قیامت دل من گریه میخوات

علی رمضانی گرفتار

عروسک قصه ی من

گهواره ی خوابت کجاستchemas-microsoft-com:office:office" />

قصر قشنگ کاغذی پولک افتابت کجاست

بال و پر نقره ای کفتر عشقمو کی بست

اینه طوطی منو سنگ کدوم کینه شکست

عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت

بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت

صدای عشق منو تو

که تلخ گریه اوره

تو اون سکوت قصه ای

شاید صدای اخره

بعد از منو تو عاشقی

شاید به قصه ها بره

شاید با مرگ منو تو عاشقی از دنیا بره

عروسک قصه ی من سوختن من ساختنمه

تو این قمار بی غرور بردن من باختنمه

عروسک قصه ی من شکستنت فال منه

این ساییه همیشگی مرگ که دنبال منه

عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت

بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت

جفت های عاشقو ببین

از پل ابی میگزرن

عروسک قلبشونو

به جشن بوسه میبرن

اما برای عشق ما

اون لحظه ی ابی کجاست

عروسک قصه ی من

پس شب افتابی کجاست

عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت

بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت

علی رمضانی گرفتار
علی رمضانی گرفتار
" دیگر صاف راه نمیروم "
مهم نیست میگویند
سالم نیستم
مهم این است تو میدانی
غم نبودنت
کمرم را خم کرده
علی رمضانی گرفتار
 " دیگر صاف راه نمیروم "
مهم نیست میگویند
سالم نیستم
مهم این است تو میدانی
غم نبودنت
کمرم را خم کرده
علی رمضانی گرفتار
" دیگر صاف راه نمیروم "
مهم نیست میگویند
سالم نیستم
مهم این است تو میدانی
غم نبودنت
کمرم را خم کرده
علی رمضانی گرفتار
تو راحت بخواب...

من مشق گریه هایم هنوز مانده!!!!!

علی رمضانی گرفتار
عشق یعــنی :
سـرت را بگــیـرد در آغــوش ..
و موهـای ِ سپـیدت را ، بشمـارد دانـه دانـه !
و تـــو حـــــیرت کنــی !
کـه از کـی ، اینــقدر پـــیر شــده ای !!{-68-}
علی رمضانی گرفتار
مثل لیوانی شده ام که لبه اش پریده باشد!
تشنه که شدی مراقب باش !
عجیب وحشی ام...
صفحات: 1 2 3