تو را و مرا ...این دیوارهای سخت گرفته اند ☻ سرت روی شانه ی من نیست ..سرت میان دستانت ..سرم میان زانویم ☻ و گونه ام ولبم ..آماج بوسه های اشک ☻ من دلم تنگ است .. من این همه دیوار را نمی فهمم ؛ نمی خواهم
ارتباط با گروه
مشخصات گروه
دیوار منهای پنجره
336074 پست
کاربر
24,721 کاربر
کاربران فعال امروز
 
کاربران گروه ( مشاهده همه )
 
مدیران گروه
 
ورود به سایت
نام کاربری
کلمه عبور
ورود
 

دیوار منهای پنجره

گروه عمومی · 24721 کاربر · 336074 پست
ارسال ها کاربران
نایت اسکینمدیرای عزیزی که از فعالیت خسته شدن لطفا به ارشد اطلاع بدن !!!!!!نایت اسکیننایت اسکین
ஜ۩۞۩ஜ ♣   զ ǟ ʐ ʋ ɨ ռ ɨ   ♣    ஜ۩۞۩ஜ خوشحال

ایرج قادری و بهمن مفید

6.jpg

قادر کارگردان و هنرپیشه ایرانی ۱۹۳۵ – ۲۰۱۲ در تهران متولد شد ابتدا قرار بود داروسازی بخواند ولی خیلی زود انصراف داد قادری در سن ۷۷ دار فانی را وداع گفت

mohammad reza h.z ناراحت
این تن بمیره اگه جنبه ندارین با کسی دوست نشین؛
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
عشق و حالتونو میکنید اونوقت ما باید یه عمر آه و ناله های شما رو لایک کنیم...!!!
نفس آروم و عادی
خداجونم...



گوش كن يه دقيقه!!!



نه شكايته...



نه گله…


فقط يه چيزي…



تو اين دنيا حال خيليا اصلا خوب نيستا.....!!!!!
نفس آروم و عادی
ﺑﻮﺩ...

ﺗﻠﺦ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻢ

ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﻧﯿﺎ

ﺑﻮﺩ...

ﯾﻌﻨﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺖ

ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ﻭ ﺣﺠﻢ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ

ﺻﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺷﻨﯿﺪ

ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺴﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﺷﺪ

ﯾﮏ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ

ﺑﻮﺩ ﯾﻌﻨﯽ

ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺖ...
♥♥ آیـــــلندش بودم!!!  ♥♥ قبراق

همه جا عطرتو پیچیده ، تنها صدای تو را میشنوم ، جایت در کنارم خالیست
شاخه گلی را به جای تو میگذارم  تا دیگر جایت خالی نباشد، تا دیگر تنها نباشم…
تمام احساساتم سهم تو است ، جای تو تا ابد ، تا همیشه در قلب من است
کاش برایت کم نباشم ،
 ...

♥♥ آیـــــلندش بودم!!!  ♥♥ قبراق

وقتي ديدم چطور پا روي دلم گذاشتي، از اوجِ غرور به قعرِ دلتنگي سقوط کردم
وقتي که بوي خاک خيس و سرماي لطيف، که از درز پنجره سکوتم، گونه دلم رو
نوازش مي داد و دل سنگي احساسم با اولين بارش غربت شکست ... باور کردم که
هميشه يک پايان انسان را سمت آغازي ديگر نمي کشونه
گاهي بايد پايان رو آموخت اما بي آغازي ديگر ... گاهي بايد در پايان زندگي کرد و از پشت پنجره پايان به خاطرات گذشته نگريست

 

sasan کتک خورده
sasan کتک خورده
♥♥ آیـــــلندش بودم!!!  ♥♥ قبراق

گاهي وقتها فکر مي کردم که هميشه پايان، آدم را به سمت يک آغاز مي کشونه ... اما وقتي دلم شکست، وقتي صداي شکستن دلم رو شنيدم ،
 تا چشم گشودم ديدم، که کوه غرورم پر شده از شکسته هاي آيينه آينده روشن

 

sasan کتک خورده
صفحات: 1 2 3 4 5 >