bumim.ir
بروز رسانی 
Mr javadi
آروم و عادیآروم و عادی
Mr javadi
دقت کردین هفتاد سال پیش همه اسب داشتند و ثروتمندها ماشین





الان همه ماشین دارند و ثروتمندها اسب :|
واقعا چه دوره زمونه ای شده :|
مشاهده همه ی 6 نظر
Mr javadi
آروم و عادیآروم و عادی
Mr javadi
دقت کردین بعد هر مسابقه ای وقتی خبرنگار صدا و سیما از یه ورزشکار میپرسه سطح بازی ها چطور بود، همیشه میگن سطح مسابقات خیلی بالا بود...
ینی واقعا همه مسابقات درحد لالیگا برگزار میشن آیا??
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Mr javadi
آروم و عادیآروم و عادی
Mr javadi
شخصی از خدا دو چیز خواست......
یک گل و یک پروانه......
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود......
غمگین شد.با خود اندیشید شاید خداوند من را
دوست ندارد و به من توجهی ندارد......
چند روز گذشت......
از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد و
آن کرم تبدیل به پروانه ای شد......
اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید
به او اعتماد کنید.........
خارهای امروز گلهای فردایند..
مشاهده همه ی 10 نظر
Mr javadi
آروم و عادیآروم و عادی
Mr javadi
پایان ادمیزاد.....

نه دست دادن رفیق است....

نه رفتن یار....
نه تنهایی....

هیچکدام پایان ادمی نیست....

ادمی ان هنگام تمام میشود که خدا را فراموش کند
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Mr javadi
آروم و عادیآروم و عادی
Mr javadi
آن هنگام که خدا را برای
خواسته‌ای صدا زدی
باید این‌گونه باور داشته باشی
که آنچه را که از خدا خواستی
در پشت در است و تو می‌توانی
آن را برداری.....
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
MAHMOUD
MAHMOUD
کمی تامل

روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه می‌کند.

 شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع نگران شدند و پرسیدند:
 «استاد، چه شده که این‌گونه اشك می‌ريزيد؟ آيا کسی به شما چیزی گفته؟»
شیخ جعفر در میان گریه‌ها گفت: «آری، یکی از لات‌های این اطراف حرفی به من زده که پریشانم کرده.» 
همه با نگرانی پرسیدند: «مگر چه گفته؟»
شیخ در جواب می‌گويد او به من گفت:
 «او به من گفت شیخ جعفر، 
من همانی هستم که همه در مورد من می‌گویند 
آیا تو هم همانی هستی؛
که همه می‌گویند؟!

 و اين سئوال 
حالم را عجيب دگرگون كرد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مهردخت
آروم و عادیآروم و عادی
مهردخت
شاگردی از حکیمے پرسید:
تقوا را برایم توصیف کنید؟
حکیم گفت: 
اگر در زمینے که پر از خار و خاشاک بود
 مجبور به گذر شدی، چه مے کنی؟
 شاگرد گفت: 
پیوسته مواظب هستم 
و با احتیاط راه مے روم تا خود را حفظ کنم.
 حکیم گفت: 
در دنیا نیز چنین کن، 
تقوا همین است❗️ 
از گناهان کوچک و بزرگ پرهیز کن 
و هیچ گناهے را کوچک مشمار، 
زیرا کوهها با آن عظمت و بزرگے
از سنگهای کوچک درست شده اند...
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ميثم
ميثم

پشت سر این اشخاص نماز خواندن جایز نیست:

عنْ مولانا وقائدنا الإمام محمد الباقر صلوات الله علیه قَالَ:
لَا يُصَلَّى خَلْفَ مَنْ يَبْتَغِي عَلَى الْأَذَانِ وَ الصَّلَاةِ الْأَجْرَ وَ لَا تُقْبَلُ شَهَادَتُهُ.
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏7، ص: 396
مولای ما حضرت امام محمد باقر صلوات الله علیه فرمودند:
پشت سر آن کس که برای اذان گفتن و نماز خواندن پول می گیرد نماز خوانده نمی شود و شهادتش مورد قبول نیست.

عنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ قَالَ:
قلْتُ لمولانا وقائدنا الإمام محمد الباقر صلوات الله علیه:
رَجُلٌ يُحِبُّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صلوات الله علیه وَلَا يَبْرَأُ مِنْ عَدُوِّهِ وَيَقُولُ هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّنْ خَالَفَهُ.
فَقَالَ صلوات الله علیه: هَذَا مِخْلَطٌ وَهُوَ عَدُوٌّ لَا تُصَلِّ خَلْفَهُ وَلَا كَرَامَةَ إِلَّا أَنْ تَتَّقِيَهُ.
من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص: 380
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج‏3، ص: 28
وسائل الشيعة، ج‏8، ص: 309

اسماعيل جُعفي می گوید:
خدمت مولا حضرت امام محمد باقر صلوات الله علیه عرض كردم:
شخصي محبت حضرت اميرالمؤمنين صلوات الله علیه را در دل دارد، ولی از دشمن ایشان برائت نمي‌جويد و حتی مي‌گويد: امیر المؤمنین نزد من از مخالفینش محبوب‌تر است.
حضرت امام باقر صلوات الله علیه فرمودند:
چنين كسی آشفته‌ خاطر است و دشمن محسوب مي‌شود، پشت سر او نماز نگذار، او كرامت و ارزشي ندارد، مگر اين‌كه از او بترسي و مجبور به تقيه باشي.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید