bumim.ir
بروز رسانی 
kazem
آروم و عادیآروم و عادی
kazem
سفر بخیر اسفند ! کوله بارت را بستی ؟ چیزی را فراموش نکرده باشی!
مثلا خاطره ای ، دردی ، غمی !
حواست باشد همه را برداری
دِر چمدانت را محکم ببندی!
فروردین دارد می آید! میدانی که چمدانش سبک است پر از شکوفه !
وقتی رسید میخواهم وصلشان کنم روی درخت های حیاط !
میخواهم بهار را دل انگیز کنم...
عشق را نشانش بدهم
قدم زدن زیر باران ، آن هم دو نفره ،شانه به شانه را یادش بدهم
به بهار بفهمانم سه ماه فصلش باید دوست داشتن باشد ، پر از روزهای خوب ، پر از قرارهای عاشقانه ...
اسفند جان بودنت کافی است وقتت تمام شده

بو کن ! بوی سمنو می آید بوی سنجد ! بوی پول های تا نخورده ی لای قرآن !
14-3-19-222631%DB%8C%D8%A7%20%D9%85%D9%8

معطل نکن پستت را تحویل بده بهار پشت در است !


پیشاپیش سال نو  دوستان مبارک
بدی و خوبی از ما دیدین حال کنید
ایشالله سالی خوب  پربرکت و همراه با خبرای خوش تو زندگیتون همراه باشه



مشاهده همه ی 11 نظر
kazem
آروم و عادیآروم و عادی
kazem
سلام به28🌺اسفند آخرین شنبه
سال خوش آمدی
امروزتون رو با عشق
آغاز کنید
و در کنار عزیزانتون
زیباترین لحظات رو
در دفتر زندگیتون
ثبت کنید
نـ ـگـ ـیـ ـن فـ ـیـ ـس
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
kazem
آروم و عادیآروم و عادی
kazem
دست نگهدار نود و پنج جان !
ما که باتو دشمنی نداریم،،
پارسال همین روزها ما برای آمدن تو هَم سر و دست میشکستیم !
یا بنشین کمی نفس بگیر...
یا سریع تر برو لاقل مارا امان بده!
مثل یک قطار بی سرانجام با انبوهی از مسافر بی هیچ توقفی به کجا میروی ؟! باور کن آن سو تر کسی منتظرت نیست!
بعد از چهارسال آمده ای با یک روز اضافه تر،  دیگر این نحس بازی هایت چیست؟!
باشد اصلا تو خوبی و تمام این مَـثـَل را برایمان معنا کردی که آخر پاییز است و ما هیچ جوجه ای در بساط نداریم!
از حق نگذریم روز های خوب هم داشتیم اما تلخی روزها تا ته حلقمان را سوزاند چه برسد بخواهیم شیرینی دیروز را بیاد آوریم ...
نود و پنج جان !
حالا که داری میروی برو بسلامت  ! اما بگذار بگویم که
از هر قشری از خاک ما یک عده برداشتی و بردی و تمام عقده هایت را هم که سرمان خالی کردی ;
لاقل بی انصافی نکن دیگر ...  کمی هم  دل و دماغ بگذار تا به پیشواز یک رقم بعدی ات برویم!
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
kazem
آروم و عادیآروم و عادی
kazem
اشتباه زندگی نکن!
ﺁﺩم‌های ﺯﻧﺪﻩ
ﺑﻪ ﮔﻞ ﻭﻣﺤﺒﺖ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭند
ﻭاموات ﺑﻪ ﻓﺎﺗﺤﻪ
ﻭﻟﯽ ﻣﺎ همیشه ﺑﺮﻋﮑﺲ ﻋﻤﻞ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!
ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻩ‌ﻫﺎ ﺳﺮﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ﻭﮔﻞ بارانشان میکنیم،
ﻭ چه ﺭﺍﺣﺖ
ﻓﺎﺗﺤﻪ حضور اطرافیانمان را ﻣﯿﺨﻮاﻧﯿﻢ!
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
azadehدختری از جنس باران
مهربونمهربون
azadehدختری از جنس باران
دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده

 برای آن احساسات مهارنشدنی  حالا اما… 

دخترک درونم چه بی هوا این همه بزرگ شده

 چه قدی کشیده طاقتم، 

چه شیشه ای بودم روزی،حالا اما…

 به سخت شدن هم رضا نمیدهم  به سنگ شدن می اندیشم؛ 

اینگونه اطمینانش بیشتر است …
%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8

مشاهده همه ی 3 نظر