ارتباط با کاربر
مشخصات کاربر
لیدا واعظ
4 پست
64.9
18 کاربر
کاربر عادی
418 بازديد
زن
0000/00/00
ايران - يزد -
من در لیست دیگر کاربران ( مشاهده همه )
 
دوستان من ( مشاهده همه )
 
گروه های من ( مشاهده همه )
 
دوستان مشترک
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
آخرین بازدید کنندگان
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
ورود به سایت
نام کاربری
کلمه عبور
ورود
 
لیدا واعظ
آدميزاد فقط با آب و نان و هوا نيست كه زنده است
اين را دانستم و می دانم كه آدم به آدم است كه زنده است؛
آدم به عشق آدم زنده است!


برای مشاهده در ابعاد واقعی کلیک کنیدkhiali-nis-.jpg
لیدا واعظ
شاعر اصفهانی: بدنبالت میام هرجا که باشی
شاعر شیرازی: سر راهت نشینم تا بیایی
شاعریزدی:موخوای بیا،موخوای نیا
لیدا واعظ
میرزا قلمدون . کار چاغ کن میرزا چکنم: بچا اقه دم این ابدارخونه شلوغ نکند میرزا بیاد سبیل ما را دود مده برت خدا خیرتون بده .

هو هو هو . بچا بدوئد آ مرزا دارن میان .

میرزا چکنم تو ابدارخانه : مشتی کل ممد (ابدارچی میرزا): کجایی ؟

مشتی : بله آ مرزا در خدمتم . این ابدارخونه چرا اقه درهمه (بی انظباته).

مشتی : چشم امرزا الان جم مکنم . اخه غلوم(غلامعلی) غلچماغ با رفیقاش اینجا بودن .

(غلوم غلجماغ بزن بهادر محله است . و دوست میرزا چکنم . اخه نوچه آ میرزا است .)

میرزا: چه خبر بوده مگه نگفته بودم بی اذن ما اینجا بچا را نیاره .

مشتی : بله اقا خودشون هم مِگفتن ولی کار خیری پیش اومده بوده .

میرزا : چه کار خیری؟

مشتی: اخه میدوند که چه . دختر کدخدا با غلوم خاطرخواه هم شدن و گفی زدن .

میرزا : خب

مشتی: خب به جمالتون ، کدخدا فهمیده و الم شنگه (جنجال) به پا کرده . غلوم هم دس پیش گرفته و بچا را جم کرده .

میرزا: غلط کرده ، مشتی : کی اقا ، میرزا : کدخدا مِگه نمیدونه غلوم رفیق ما هه .

مشتی: حالا بنا شده که کدخدا شب بیا ابدارخونه با شما گف بزنه هو مشورت کنه .

تا درودی دیگر بدرود .
لیدا واعظ
@atanaz


سلام عزیزم
روزتون بخیر و خوشی باشه
خسته نباشید
میتونیم بیتشر با هم آشنا بشیم در صورت امکان
صادق میکس
سلام بچه ها..خش مگذره....