bumim.ir
بروز رسانی 
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
بیشعوری
 

چند ماه پیش یکی از دوستان گرامی از من خواستند که کتاب "بیشعوری" 1 خاویر کریمنت رو بخونم و نظرم رو بگم ... البته ترجیح دادم که به جای یک نظر کوتاه تبدیل به پست  اش کنم.

شما هم در موردش شنیدین یا خود کتاب رو خوندین ...

در ابتدا باید گفت این کتاب حدود 20 سال پیش نوشته شده ، برای همین شما نامی از بی شعوران عصر امروز نمی بینین !!!

اما کاملا مشخص و واضح هست که نویسنده (که خودش پزشک هست) به دلیل خلاء اخلاق در جامعه آمریکایی به نگاشتن این کتاب پرداخته ...

در ابتدای کتاب کریمنت، خوانندگان و نویسندگان (در باب بیشعوری می نویسند) و منتقدان کتاب رو هم در زمره بی شعوران قرار میده ... !

(که بنده در این مورد یاد ضرب المثل با حرف گربه سیاه، بارون نمیاد میفتم !!! ... یعنی نگران نباشین که جزو بی شعوران به حساب تون آورده !!!)

چون کریمنت اعتراف میکنه که خودش هم قبلا دچار مرض بی شعوری بوده و حالا خودش رو درمان کرده و مرکزی خصوصی تحت عنوان "ترک بیشعوری" (که تداعی کننده مرکز ترک اعتیاد هست) رو تاسیس کرده ...

البته تلاش ایشون قابل تحسین هست چون قطعا جزو معدود افرادی هست که قبول داره سبک زندگی آمریکایی جزو فاجعه بارترین سبک های زندگی بشری هست ...!

در واقع مرض بی شعوری در تعریف ایشون همون ترجمه رذیلت های اخلاقی در دین اسلام (و در واقع تمامی ادیان) به حساب میاد ...

رذیلت هایی چون تکبر، حسادت، کلاهبرداری، سوء استفاده، ریا، تعصب فکری بیجا، وقاحت، دروغ گویی، رابطه جنسی داشتن، مردم آزاری و  تمامی رفتارهای نفرت انگیزی که شخص از انجام اونها قلبا خوشحال هست. رذیلت هایی که تبدیل به هنجار میشن و این یعنی فاجعه ... یعنی افراد ، این رفتار ها رو به عنوان عرف در جامعه می پذیرند و تابوی اون شکسته میشه ...و نبایدها تبدیل به باید ها میشن!

(البته نکته مهم اینه که ما هم مبرّا از این رذیلت ها نیستیم ، گاها!)

 

Image result for ‫بیشعوری‬‎

گروهی از این افراد (در کتاب اول) قابل درمان هستند اما نویسنده در کتاب دوم به این نتیجه میرسه که برخی افراد دچار بیشعوری مطلق اند، هرگز قابل درمان نبوده و دوباره بعد از درمان به رویّه قبلی برمی گردند که در اینجا هم ناخودآگاه یاد آیه 108 سوره نحل افتادم:

 

أُولَٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ

اینان کسانى اند که خدا بر دل ها و گوش ها و دیدگانشان مهر نهاده است، از این رو نه بُرهانى را درک مى کنند و نه اندرزى را مى شنوند و نه نگاهى عبرت آمیز دارند. اینانند که از سراى آخرت بى خبرند.

در کل دغدغه بسیار مهم و بجای نویسنده که گاها با جملات طنزآمیز (و البته ترجمه بسیار خوب مترجم) همراه بوده، کتاب خوب و مفیدی رو ساخته که بسیاری رو متوجه ضعف اخلاقی شون کرده و متحول شدند...

برای مثال:

نقد به دولت و احزاب و گروه های سیاسی (به دلیل سیاسی کاری و دروغگویی) ، سنا و کنگره آمریکا (که این گروه رو جزو بیشعوران کیهانی به حساب میاره!) ،نقد به دستگاه قضایی آمریکا و به ویژه وکلا (به دلیل شیّادی و رواج بی عدالتی .......

ادامه لینک زیر
 لینک
مشاهده همه ی 19 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری

محمد رسول الله صلی الله علیه و آله:

انا و علی ابوا هذه الامة...
من و علی پدران این امت هستیم ...!

سالروز تولد پدر معنوی و آسمانی هممون مبارک ...!



ای عاشقان ای عاشقان دل را چراغانی کنید
ای می فروشان شهر را انگور مهمانی کنید

معشوق من بگشوده در روی گدای خانه اش
تا سر کشم من جرعه ای از ساغر و پیمانه اش



بزم است و رقص است و طرب مطرب نوایی ساز کن
در مقدم او بهترین تصنیف را آواز کن

مجنون بوی لیلی ام در کوی او جایم کنید
همچون غلام خانه اش زنجیر در پایم کنید


نوری به چشم دوستان خاری به چشم دشمنان
می سوزم از سودای او این شعله را افزون کنید

چندان که خون اندر سبو از روح جانم می رود
ای عاشقان از قلب من پیمانه ها پر خون کنید


Image result for i love muhammad

مشاهده همه ی 3 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
Image result for ‫دریای طوفانی‬‎


حیرت

یه روز پاییزی سرد

امروز هوا ابری و دریا آروم بود ...

    چقدر تنها نشستن و ساعت ها  به دریا خیره شدن رو دوست دارم ... ساعت ها غرق تو افکارت ... مخصوصا روزایی که دریا طوفانیه ...و منم عاشق دریای طوفانی... فوق العاده است ... انگار اندرون پر تلاطم من با این دریای طوفانی تعادل برقرار میکنه ... خیلی عجیبه باطن پرتلاطم اما ظاهری خونسرد ...

داشتم فکر میکردم وضعیت روحی آدما چقدر شبیه به دریا می مونه ...

دریا، روزی آرام و صبور و روزی دهنده و روزی دیگه طوفانی و دهشتناک و نابود کننده ...

یه روز خیلی خوب و گرم و صمیمی هستی ... یه روز بداخلاق که با زبونت آدما رو می بلعی ...!

گاهی اوقات خسته از این تناقض و سردرگمی ... اما بیشتر که فکر میکنی می بینی تغییر، مستلزم اینه که آدما زیاد با خودشون کلنجار برن ... کلنجاری بین تخیل و اندیشه ، بین فکر و عمل ، بین گناه و صواب، زیبایی و زشتی ... تشکیک و دودلی ...

نگاهم به این جمله ناب از شهید آوینی میفته:

"جاذبه خاک به ماندن می خواند و آن عهد باطنی به رفتن، عقل به ماندن میخواند و عشق به رفتن ، و این هر دو را خدا آفریده است تا وجود انسان در آوارگی و حیرت میان عقل و عشق معنا شود!!"

و آدمیزاد همیشه در وادی حیرت سیر میکنه ... روزی ...
ادامه

 لینک
مشاهده همه ی 4 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
پروتکل های یهود شماره 18 و 19


خلاصه پروتکل 18:

اگر دولتی بخواد توطئه هایی رو که کشف میکنه ، فاش کنه در واقع از پرستیژ و شان خودش کم کرده ، چون نقطه ضعف خودش رو نشون میده و نشانه بی عدالتی شدید هست ...!

(همین حرف ها هم گاهی در کشور خودمون هم شنیده میشه که فاش کردن بعضی مسائل ، که شاید دیگه جزو اتفاقات سوخته باشن ، اعتبار و آبروی نظام رو میبره و باعث بی اعتمادی در جامعه میشه ... البته من معتقدم گاهی زدن این حرفها خودش نوعی سیاه بازی برای جلوگیری از آشکار شدن مفسده های افراد کلیدی هست ... اما برخی دیگه هم معتقد هستند که گفتن مسائل و مشکلات و توطئه ها و به قول خودشون شفاف سازی ، باعث اعتماد بیشتر مردم میشه ، چون مردم فکر میکنن ارزشمند تلقی میشن و در نتیجه در جریان امور هستن ... اما از اونجایی که مردم ما، افراد غیر قابل پیش بینی هستن .. واقعا نمیدونم چه اتفاقاتی پس از فاش سازی امور خیلی مهم میفته ...!!!!!!!!!!!!! )


صهیونیسم معتقده که دولت های غیر یهودی رو وادار کردیم که اعلام کنند تدابیری رو جهت حفاظت مخفیانه خودشون اندیشیده اند و بدین ترتیب به ضعف خودشون اعتراف کرده و به راحتی قدرتشون متلاشی خواهد شد.


حکومت بر مردم با ارعاب

اگر افرادی علیه اونها اعتراض کنند و جنایتی(به زعم خودشون!) مرتکب بشن بازداشت شده اجازه فرار به اونها داده نمیشه و اگر جرم، سیاسی باشه ، باید انگیزه اونها مشخص شه . چون هیچ کس نباید دخالت در مسائل سیاسی رو حق خودش بدونه !!!


Image result for ‫دموکراسی در آمریکا عکس‬‎

خفه شو و مصرف کن...!

(و مصداق بارز اون در کشوری نظیر آمریکا که ادعای آزادی بیان و دموکراسی!! رو داره وجود داره ... به اعتراف هاوارد گوردون یهودی، تهیه کننده آمریکایی، آمریکا غیر سیاسی ترین مردم رو در بین کشورهای پیشرفته داره !!!  مردم یا درگیر مشکلات فراوان اقتصادی و روانی و اخلاقی هستن یا درگیر عیش و نوش ، هیجانات و لذات کاذب !!!   البته متذکر میشم که در دنیای جدید اتفاقاتی نظیر جنبش اشغال وال استریت هم به وقوع می پیونده چون شعور سیاسی مردم بالاتر رفته .)


سیمای ظاهری حکومت صهیونیسم به گونه ای ....

ادامه مطلب ..




 لینک
مشاهده همه ی 11 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری

Image result for ‫من عرف نفسه فقد عرف ربه‬‎

من عرف نفسه ... فقد عرف ربّه

عرفه یعنی شناخت و معرفت ... عرفات محلی برای خودشناسی ... سرمست از نشئه عرفان پروردگار ... و بعد به سمت مشعرالحرام باید رفت که گشایش دریچه ای از اندیشه و فکر و شعور در درون آدمی و آنوقت هوشیاری پس از مستی ...!!!


منتخبی از دعا ...

زیادتی:


الهی انا الفقیر فی غنای فکیف لا اکون فقیرا فی فقری ...

خدایا من در توانگری خود نیازمندم و چگونه در نداری خود نیازمند نباشم ...!


الهی انا الجاهل فی علمی فکیف لا اکون جهولا فی جهلی ...

خدایا من  در دانش خود نادانم و چگونه از نادانیم، نادان نباشم  ...!


الهی ما اقربک منّی و ابعدنی عنک...

خدایا چقدر به من نزدیکی و من از تو دورم ...


الهی متی غبت حتی الی دلیل یدلّ علیک ...

کی نهانی تا نیازمند برهان باشی که بر تو دلالت کند ...


لا تضیّع عنده الودایع ...

ای کسی که امانت ها نزد او ضایع نگردد ...


یعلم خائنة الاعین و ما تخفی الصّدور و غیب ما تاتی به الازمنة ...

ای کسی که می داند خیانت چشم ها را ! و آنچه در قلب ها پنهان است و غیب (آینده ) دوران ها...



الهی ...!

ببخش بر این بنده گنهکار


با تبریک عید قربان ... عید بندگی ...

مشاهده همه ی 11 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری


هنوز بعد از گذشت (نزدیک به) یک ماه برام سخته که بخوام بنویسم از پیشمون رفتی ... اصلا دست و دلم نمی رفت به نوشتن ...!

درسته رفتنت بدجور داغی گذاشت رو دل هممون ... اما تمیز و بی دردسر رفتی دوست من !!!

اینقدر خوب زندگی کردی که همه به جایگاهت غبطه میخوردن ... !!!

منو بعد سال ها دوری از عروسی های امروزی، کشوندی به مراسم ازدواجت چون واقعا امام زمان پسند برگزارش کردی ... ماه عسل رفتی کربلا و کفنی خریدی و ... هنوز سالگرد ازدواجتون نرسیده بود....!

وای خدایا ...!

...

...

...

نمیخوام خیلی تراژیکش کنم ...!

همبازی دوران کودکی من ...!

یادته با تو و "س" (داداشت) میرفتیم دنبال گنج تو باغ های پشت خونه مامان بزرگم...! چقدر خوش می گذشت ... هنوز لحن صدا و خنده هات تو گوشمه ...!

رستوران بازی با گلهای باغتون ...!!!

فوتبال میزدیم و همیشه هم از "س" می باختیم ...!!!

بعد اون وقت بین خواهر و برادر بحث می شد و من همیشه طرف تو رو میگرفتم و کلی سر "س" بیچاره غر میزدم ...!!!

بعد بزرگ شدیم و سه نفری شدیم هم دانشکده ای ...!!!

بحث هامون جدی و بزرگانه شد...!!! دغدغه هامون عوض شد ...!!!

بعدش تو ازدواج کردی و از این دیار رفتی ...!! مادرت همیشه چشم انتظارت بود تا بهش سر بزنی ...!!

آخرین دفعه خیلی منتظرت بود ولی دیگه برنگشتی ... مادرت آروم نمی گیره ... یه کاری کن آروم بشه ....!!

دیگه نمیتونم تو چشمای "س" نگاه کنم ... میگه کمرش شکسته ...!!!

اوووووووووف ...!!

اما با همه این اوصاف، شنیدم اونجا اوضاعت خیلی روبراهه ... هوای ما رو هم داشته باش ...!

و با تمام وجود بهت میگم :


تولد دوباره ات مبارک دوست خوب من ...!

منتظرم باش !

مشاهده همه ی 4 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری

دوگانگی ... معضل دنیای امروز


مطلع:

"زندگی خصوصی آقا و خانم میم " ... فیلمی که دیدم و البته تاسف خوردم بابت اینکه چقدر کم از این نوع فیلم ها ساخته میشه ...!

(البته اگر حساب کنین که کارگردان، هدف مثبتی از ساخت همچین فیلمی داشته ...!!! )

......

......

......

نکاتی چند قبل از شرح مختصر فیلم:

مطمئنا اولین وجود غیرتمند در عالم هستی خداست ... خدا در هنگام خلقت بشر صفات خودش رو در بشریت به ودیعه نهاده که غیرت یکی از اونهاست ... غیرت صفتی هست که بیشتر در آقایون مصداق پیدا میکنه اما در زنان هم وجود داره 1

غیرت مسئله ی فطری در انسانه که تشکیل و حفظ حریم خانواده یکی از کاربردهاش هست

اما در دنیای امروز تمامی صفات و خلق انسانی دستکاری شده اند ... حالا به دلایل قدرت... نفوذ ... سلطه... ثروت ... حرص ... طمع ...

سبک زندگی به نوعی برای مخاطب ساخته و پرداخته میشه که دیگه بسیاری از مسائل غیرت مردان رو تحریک نکنه ...!

و این نشانه ای از تمدن بشر امروزه ...

بی غیرت باش و هر کاری خواستی انجام بده ...!!

یکی از نشانه های واهی روشنفکری ...!!!


و اما...

شرح مختصر داستان زندگی خصوصی :

شخصیت مذکر داستان جهت پیشرفت در کار و زندگی خودش به تهران نقل مکان میکنه ... و به همسرش تذکر میده که ما داریم وارد دنیای جدیدی میشیم که ظاهر و رفتارمون باید متفاوت از قبل باشه و البته  همیشه همسر شهرستانی و بی شیله پیله اش رو به تمسخر میگیره که تو چرا با کلاس نیستی و به خودت مثل بقیه خانم ها نمی رسی ...(البته منظور شخص مذکر داستان از "به خود رسیدن" در حد معقول و درستش نبود ... شما خودتون برید تا آخر داستان رو)

همسرش بعد از کلی کلنجار رفتن بالاخره مجبور به انجام کاری میشه که اصلا رضایتی یه این کار نداره ... این نمونه بارزی از این مسئله که آدمی به زور میخواد با فطرتش مقابله به مثل کنه ...!

مشکل بعدی زمانی به وجود میاد که شخصیت مذکر داستان در عین حال که همسرش رو با ظاهری آراسته و پیراسته به جمع مردانه وارد میکنه که نگاه درستی هم بهش ندارن ... اما در عین حال قادر به تحمل نگاه و رفتار بقیه آقایون نسبت به همسرش نیست و زمانی به دلیل صحبت یه آقایی با خانمش (که منظوری هم نداشته) صورت طرف رو مورد لطف و عنایت قرار میده ...!!!!

اینجاست که بازم بشر با فطرتش مقابله به مثل میکنه ...! و از لحاظ روانی تو یه برزخی گیر میکنه معلق وار ...!

یک تناقض آشکار ...!

مسئله ای که با روانش بازی میکنه رو به خودش تحمیل میکنه و حس غیرت رو در خودش سرکوب ...!


بحث من صرفا بر سر غیرت نیست بلکه ، دوگانگی و یا از خود بیگانگی مسئله ای هس که ما هر روزه در موارد زیادی بااون درگیر هستیم و برای زندگی تو دنیای به اصطلاح متمدن امروز بسیاری از عقاید و خصوصیات فطری که با اون به دنیا اومده و بالغ شدیم رو به کناری میذاریم ...

چرا ؟!

چون بتونیم تو جامعه هضم شده و مورد قبول واقع بشیم ... اما به چه قیمتی ؟!


ادامه مطلب
 لینک
مشاهده همه ی 16 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری
پروتکل های یهود شماره 17

به بهانه روز قدس


در این بخش اشاره ای به از بین بردن اعتبار کشیشان در نگاه غیر یهودیان داره و بایستی به ماموریت کشیشان که ممکن هست خطری برای صهیونیسم باشند پایان داد.

یهود، کشیش ها رو در تنگنا قرار داده و بدین ترتیب تاثیرشون روز به روز بر مردم به سمت قهقرا میره...

(نکته ای باید اضافه کنم مبنی بر اینکه همچنین مبحثی در حال حاضر در کشور خودمونم هست ... یعنی فاصله بین مردم و علما ... که بخشی به انفعال خود علما بر میگرده و بخشی هم پروژه نفوذ دشمن هست ...

 یهود میدونه روحانیت در هر دین و مذهبی، جایگاه ویژه ای در بین مردم داره که به اصطلاح، معتمدین مردم محسوب میشن ... اونها میتونن با یک فتوای جهادی ، سالها برنامه ریزی دشمن رو عقب بندازن یا بالکل از بین ببرن ... پس چه بهتر از چشم عوام افتاده و مردم به اونها بی اعتماد بشن در این صورت از سر راه برداشته شده و حاکمیت جوامع راحت تر به دست اغیار میفته ...!

اما همانطور که در بقیه دولت ها مکتب سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) جواب داده در ایران هم همین پروژه کلید میخوره که البته مرحوم مدرس به موقع هوشیاری به خرج میده و شعار :" سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست" رو سر میده تا عوام و خواص که در خواب غفلت هستن بیدار بشن ...

متاسفانه بعد از انقلاب که دست بسیاری از نفوذی ها از این کشور کوتاه شده بود، به یاری ! لیبرال ها(دهه 70) دوباره پروژه جدایی دین از سیاست کلید میخوره تا تقسیم قدرت در ایران شکل بگیره و در ادامه ولایت فقیه تماما تاثیر و فلسفه وجودی اش رو از دست بده ...!

اونها خوب میدونن واژه امام برای مسلمین واژه مقدس و ارزشمندیه که تاثیر به سزایی در ولایتپذیری مردم داره در نتیجه بعد از رحلت امام خمینی (ره) شیطنت کرده و واژه امام به مقام معظم رهبری تغییر ماهیت میده ... (البته چند سالی هست که با هوشمندی مراجع دوباره واژه امام به جایگاه خودش بر گشته...!)

 در باب روحانیت و مراجع هم همین بحث تعمیم داده میشه، زمزمه هایی مبنی بر اینکه روحانیت و علما به نجاست و طهارت بپردازن بهتره و حل مسائل سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، نظامی و ...که در حد علما نیست رو به تکنوکرات های لیبرال واگذار کنن ...! که نتیجه اش هم در این 25 سال مشخص شد... (البته بحثی که امام خمینی در باره عدم مسئولیت پذیری روحانیونی که ضعف قدرت مدیریت و تصمیم گیری درست دارن، جداست)

امیدوارم با ورود برخی افراد معلوم الحال جدید به مجلس خبرگان شاهد این شیطنت ها نباشیم ...!)




مصافحه پاپ بندیکت شانزدهم با نتانیاهو

نحوه دست دادن پاپ نظیر فراماسونرهاست ..!!!

در حال حاضر هم حضور واتیکان و پاپ سوری هست...!


ادامه مطلب لینک زیر



 لینک
مشاهده همه ی 3 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری

توهمات یک ذهن بیمار ...!



تو مسیری تاریک قدم میزدم و همه چی برام گنگ بود عین کسی که چشماش تار میبینه و گوشاش نمی شنوه... با خودم فکر میکردم : " باورم نمیشه ... چقدر این بیماری شایع شده ... تو این دوره و زمونه ، خیلی کم پیش میاد کسی جون سالم به در ببره ... وای خدای من ... منم سالهاست دچارش شدم ... اما به علایمش دقت نکرده بودم ... یکی می گفت فقط معجزه است که می تونه به داد مردم این شهر برسه ... حالا چیکار می شد کرد ؟!

پر از ترس و دلهره و خجالت و شرم ... مردم که از کنارم رد می شدن انگار از نگاهم میخوندن که بیمارم ... با حالت شماتت بهم خیره میشدن ... نگاهشون قابل تحمل نبود ... مگه چیکار کرده بودم ؟!

وقتی با جزئیات بیشتری پیش رفتم ، دیدم حق دارن ... چون منم بارها همین نگاه شماتت گونه رو نسبت به بقیه داشتم ... چی شده که حالا این حرکات منو ناراحتم میکنه ...!

شاید حقم بود ... با خودم گفتم:

یادت نمیاد اون موقع که راحت چیزی رو در مورد شخصی که خودت ندیده بودی، باور میکردی ، تازه یه چیزم بهش اضافه میکردی و به بغل دستی ات میگفتی ...!

حالا که بیماری ات اینطور اوج گرفته ... و شدی عین جزامی ها ... به فکر افتادی ...

نفس لوامه دم گوشم: با آبروی چند نفر بازی کردی ..؟ چرا جواب نمیدی؟! نمی تونی صحبت کنی ؟ نمیخوای حرفی بزنی و مثلا از خودت دفاع کنی ؟!! اصلا چه طوری میخوای دفاع کنی ؟! مگه خودت همین فرصت رو به دیگران دادی تا از خودشون دفاع کنن ؟!

این حرف من همیشه آویزه گوشت باشه که:

دختر جون ، باغچه هر کی رو بیل بزنی بالاخره توش دو تا کرم پیدا میشه ...!

آدما اکثرا خاکستری هستن و تو هم از این قاعده مستثنی نیستی ... آدم سفید یا سیاه مطلق کم هست!!

نه الکی شخصی رو مقدس اردبیلی کن که جای خدا بپرستی اش ... نه اینکه تا یه خطایی ازش دیدی بذاری کنار شمر ذی الجوشن ...!

حالا اگرم یه حرکت اشتباهی از شخصی دیدی تو بوق و کرنا نکن ... تو که شیعه علی هستی ، یادت رفت که علی علیه السلام می گفت اگه کسی رو دیدی گناه کرده فردا به چشم گناه کار بهش نگاه نکن ، شاید که شب قبلش توبه کرده باشه ...!

متاسفانه تو بیماری ... قلبت بیماره ... ذهنت بیماره ... روح ات بیماره ... با خودت چی کار کردی ؟! که هیچ راهی نمونده جز معجزه ... !

برو توبه کن ...!

خدا که همیشه راه تقلب برا بنده هاش میذاره ... شب های قدر داره میاد ...برو توبه کن که شاید خدا ببخشه ...

اما وای بر تو که اینقدر حق الناس به گردنت هست...!

اونم زمانی بفهمی که نامه عملت دستت هست و توش نوشته زناکار...!!!!!!!!!!!!

خدایا آخه من کی .... این.....

ادامه مطلب



 لینک
مشاهده همه ی 5 نظر
روشنگری
آروم و عادیآروم و عادی
روشنگری

به یاد پیر جماران از متفکرین عصر حاضر:

نکاتی چند پیرامون اعتراض امام به تصویب قانون کاپیتولاسیون از صحیفه ایشان:



اعلام خطر!

آقا، من اعلام خطر می‏کنم! ای ارتش ایران، من اعلام خطر می‏کنم! ای سیاسیون ایران، من اعلام خطر می‏کنم! ای بازرگانان ایران، من اعلام خطر می‏کنم! ای علمای ایران، ای مراجع اسلام، من اعلام خطر می‏کنم! ای فضلا، ای طلاب، ای مراجع، ای آقایان، ای نجف، ای قم، ای مشهد، ای تهران، ای شیراز، من اعلام خطر می‏کنم!
خطردار است. معلوم می‏شود زیر پرده ‏ها چیزهایی است و ما نمی‏دانیم. در مجلس گفتند نگذارید پرده ‏ها بالا برود! معلوم می‏شود برای ما خوابها دیده ‏اند! از این بدتر چه خواهند کرد؟ نمی‏دانم، از اسارت بدتر چه؟ از ذلت بدتر چه؟ چه می‏خواهند با ما بکنند؟ چه خیالی دارند اینها؟ این قرضۀ دلار چه به سر این ملت می‏آورد؟ این ملت فقیر[پس از]ده سال هشتصد میلیون تومان نفع پول به امریکا بدهد؟! در عین حال ما را بفروشید برای یک همچو کاری؟!


مملکت در اشغال امریکا

نظامی های امریکا و مستشارهای نظامی امریکایی به شما چه نفعی دارند؟ آقا! اگر این مملکت اشغال امریکاست، پس چرا اینقدر عربده می‏کشید؟! پس چرا اینقدر دم از «ترقی» می‏زنید؟! اگر این مستشارها نوکر شما هستند، پس چرا از اربابها بالاترشان می‏کنید؟! پس چرا از شاه بالاترشان می‏کنید؟! اگر نوکرند، مثل سایر نوکرها با آنها عمل کنید. اگر کارمند شما هستند، مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل می‏کنند، شما هم عمل کنید. اگر مملکت ما اشغال امریکایی است پس بگویید! پس ما را بردارید بریزید بیرون از این مملکت! چه می‏خواهند با ما بکنند؟ این دولت چه می‏گوید به ما؟ این مجلس چه کرد با ما؟ این مجلس غیر قانونی، این مجلس محرَّم این مجلسی که به فتوا و به حکم مراجع تقلید تحریم شده است، این مجلسی که یک وکیلش از ملت نیست، این مجلسی که ـ به ادعا ـ هی می‏گویند ما! ما! هی ما از «انقلاب سفید» آمدیم! آقا کو این «انقلاب سفید»؟!

سکوت، گناهی کبیره ...

ادامه لینک زیر :


 لینک
مشاهده همه ی 3 نظر