دلم شکسته اما شادم خیلی خیلی شاد و همیشه این شادیمو با دیگران تقسیم می کنم پشت لبخندهای من همیشه یه غمی نشسته که حالا حالاها پاک نمیشه ولی هیچ وقت نذاشتم این غم منو از پا در بیاره و روم اثر بزاره... فقط خودمو خودت اییییییییووووللللللللل
ارتباط با کاربر
مشخصات کاربر
Darya
131 پست
19104.75
341 کاربر
کاربر حرفه ای
3,099 بازديد
زن - مجرد
1373/08/17
فوق ديپلم
دانشجو
ايران - گيلان -
با خانواده
نميکشم
ورزش و بازی های هوشی
galaxy y
1.67 - 63
من در لیست دیگر کاربران ( مشاهده همه )
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
دوستان من ( مشاهده همه )
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
گروه های من ( مشاهده همه )
 
دوستان مشترک
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
آخرین بازدید کنندگان
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
ورود به سایت
نام کاربری
کلمه عبور
ورود
 
Darya مهربون
نقاشی تو را می کشم !
ولی به جای رنگ قرمز
به قلب فلزیت زد زنگ می زنم!!
تا از آسیب اشک هایم در امان باشد!!!@@
{-64-}
Darya مهربون
gahi vaghta hes mikunam muntazere ye talanguram muntazere ye siliyam k az khab bidaram kune ama nemidunam chera baz 2bare bavaresh kardam nemidunam chera ghalbam 2bare be tapesh oftad dge hichi baram muhem nist in bar dg miram baraye hamishe ta dg hich kuja natune peydam kuneo azabam bede
dust dashtan vujud nadare eshgh vujud nadare har cheghadr ham ke pish beri faghato faghat khudet mimuni in donyao hameye adamash faghat ye 2rughan hamin. bikhudi nabayad del be pochiha bast
Darya مهربون
من کــُـردم ...
چون قبیله و اصالت دارم
دوستی می گفت هر قبیله اصالتی دارد
چه مهاجم یک سرزمین باشد و چه مدافع آن
قبیله من مهاجم نیست و مدافع است
لباس دیگران بر تن نمی کند
که با لباسش به دیگران هویت می بخشد
مو سیقی اش را دیگران می دزدند
تا با ان برای خود اصالتی دست و پا کنند

که با لباسش به دیگران هویت می بخشد
مو سیقی اش را دیگران می دزدند
تا با ان برای خود اصالتی دست و پا کنند
من کردم . پهلوان شاهنامه ی فردوسی
Darya مهربون
می گویــند فـــاجعه ی زنـــدگی پلنـــــگ نیــــــز ، وقـــتی شـــکل مـــی گیــرد که مـــی پندارد در جهــشی از فراز قلــه ، بر مـــــاه دســت خــواهد یــــافت ... امـــا غــــرور شکســــته ی پلنـــــگ وقــتی به بــاطل بــودن خیــالش پـــی مــی بـــرد که بــه خیـــــره چــــنگ در هـــــوا زده و نــومیـــــد و خســته بــا استــخــوان هـای درهـــــم شکســـته ، از پـــــــرواز بـی ثمــرش بر صخــره هــای تیــز فــــــــرو افـــــتــــاده اســــت و زخــم هــای مهــلکش مهتــــاب را به خــــون مـــی آلایـــد .. ❁❀❁❀❁❀❁❀❁❀❁❀❁❀❁
 و مــن همــان پلنـــگ مغــرورم ..
Darya مهربون
Darya مهربون
هیچ وقت دلِ اونــایــی کِ گــریــه شــون بــی صــداســت رو نــشــکـنیــد . . .
ایــن آدمــا هــیــچــکــسُ نـــدارن کــِ اشــکــاشــونُ پــاک کـــنــه . . . مثله من
Darya مهربون

تو دیدی من خطا کردم دلم گم شد دعا کردم
کمک کن تا نفس مونده به آغوش تو برگردم  …

.

.
تو حتی از خودم بهتر غریبی هامو میشناسی
نمیخوام چتر دنیا رو که تو بارون احساسی
خدایا دوستت دارم واسه هر چی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که ازم حالم رو پرسیدی
بازم چشمامو می بندم که خوبی هاتو بشمارم
نمی تونم فقط می گم :خدایا دوستت دارم

Darya مهربون

زمین به مرد بودنت نیاز داره …
مرد باش . مردونه حرف بزن . مردونه بخند . مردونه عشق بورز …

.

.
مردونه گریه کن ، مردونه ببخش ….
مرد باش ، نه فقط باجسمت ، بانگاهت ، با احساست ، با آغوشت …
مردباش و هیچوقت نامردی نکن
مخصوصا برای کسی که به مردونگیت تکیه کرده و باورت کرده مرد باش…

Darya مهربون

چه حقیرند مردمی که نه جرأت دوست داشتن دارند و نه اراده‌ی دوست نداشتن 
و نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن 
و مدام شعر عاشقانه می‌خوانند

 و تراژدی غم‌انگیز انسان این است که آنچه هست، نباید باشد 
و آنچه باید باشد، نیست و همه حرف‌ها همین است وهمه‌ی دردها همین جا است. 
درد روح این است و این است که: «انسان شقایقی است که با داغ زاده است.»

انسان درد روح دوست داشتن شقایق هبوط در کویر
صفحات: 1 2 3 4 5 >