bumim.ir
بروز رسانی 
█♥Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ✿ՏԹՐɿՌԹ✿Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ♥█
آروم و عادیآروم و عادی
█♥Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ✿ՏԹՐɿՌԹ✿Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ♥█

عکس های عاشقانه دونفره فوق احساسی 2017
کلبه دوســت
مشاهده همه ی 16 نظر
paniz
عاشقعاشق
paniz
داستانش خیلی قشنگه لطفا بخونیدش ...
یه روزی یه پسری به اسم سام عاشق یه دختره میشه به اسم نرگس .
هم دیگه رو خیلی دوست داشتن تا که یه روز نرگس تو چت روم با یه پسر به اسم حمید اشنا شد اینا از هم دیگه فقط مشکل درسی میپرسیدن و ابجی داداش میگفتن روز ها گذشت و نرگس کم کم به حمید عاشق شد حمید مثل سام نبود که شلوار لی تنگ و یه تیشرت تنگ و موهای فشن حمید برعکس سام پسری کاملا ساده بود.
یه روزی حمید تو چت روم یه پیم .
-نرگس خانم
+بله حمید اقا
-میخوام یه چیزی بهت بگم
+ چی؟؟:flushed_face:
-هیچی ولش بعدا میگم 
فردای اون شب وقتی نرگس از خونه میرفت بیرون سام را دید که اون طرف وایساده بود طوری وانمود کرد که مثلا اونو ندیده سام افتاد .

سام:سلام عشقم 
نرگس:سلام
سام :کجا میری عزیزم
نرگس:به نظرت الان کجا میرن اخه
سام :خوب چرا اینطوری میکنی
نرگس:بای

شب وقتی نرگس اومد خونه با عجله لباساشو در اورد رفت سراغ کامپیوتر تا با حمید چت کنه .
ولی حمید انلاین نبود منتظرش موند دید داره تایپ میکنه 
حمید:سلام
نرگس :سلا کجا بودی چطوری؟
حمید:مرسی کار داشتم خودت چطوری؟
نرگس:عالیم 

خلاصه 2سه ساعت در مورد درس چت کردن کا حمید گفت.
حمید :نرگس 
نرگس:جانم اقا حمید
حمید :یه چیز بپرسم راستش میگی 
نرگس :بپرس 
حمید :عشق داری ؟
نرگس :نه 
حمید :واقعا 
نرگس:اره دیگه 
حمید :.............
نرگس:الووو کجا رفتی 
حمید :اینجام
حمید:نرگس جون دیگه دیر وقته بای مواظب خودت باش 
نرگس :چشم تو هم همینطور

نرگس بد جوری عاشق حمید شده بود میخواست بگه ولی میخواست اون بگه .
فردا شب 🌄 
نرگس :سلام کجایی؟
حمید :سلام خونم 
نرگس :خوبه 
حمید :نرگس یه چیز بگم ناراحت نمیشی؟؟
نرگس؟ بگو
حمید :من بهت علاقه مند شدم 
نرگس:وااا 
حمید :اره

نرگس از خوشحالی داش بال در می اورد میخواست بگه که منم بهت علاقه مند شدم ولی خجالت میکشید .
نرگس :واقعا 
حمید :اره 
نرگس :من خوب نمیشناسمت 
حمید :اشنا میشیم 
نرگس :حالا ببینیم چی میشه 
حمید :......................
نرگس :الو وو کجا رفتی 
حمید :عزیزم پدرم داره صدام میکنه 10دیقه بعد میام 
نرگس :باش گلم 
10دیقه بعد 
نرگس :الو کجا رفتی پس تو ؟
حمید : اینجام 
نرگس :خوب امشب تا کی میتونیم چت کنیم؟
حمید :عزیزم من سر گیجه دارم امشبو بیخیال 
نرگس :باش عزیزم برو استراحت کن فردا چت میکنیم 
حمید:مواظب خودت باش
نرگس :تو ام مواظب خودت باش 

نرگس دیگه بد جوری عاشق حمید شده بود تو این مدت رابطش با سام سرد کرده بود هر چی پیم میداد و زنگ میزد با دو سه کلمه ردش میکرد .

فردا وقتی داشت میرفت سام رو دید که سیگار دستشه و نشسته و زانو هاشو بغل کرده ولی سام ندیده بودتش سرش انداخت پایین و رفت جوری وانمود کرد که ندیدش .
شب که نرگس داشت میومد دید که در خونه سام همسایه ها جمع شدن .
یکم که نزدیک شد دید مادرش داره داد میزنه پسرم رفت تو 19سالگی تنهام گذاشت ای خداااااااااا من پسرم میخوام تنها پسرمو ازم گرفتی.
نرگس خیلی ناراحت شد یکم که پرس و جو کرد دید سام خودکشی کرده .
از درون خیلی ناراحت شد ولی با خودش گفت به من چه .
راشو گرفت و رفت خونه با خوشحالی تا با حمیدش چت کنه .
وقتی وارد چت روم شد دید از حمید پیامک داره .
با خوشحالی باز کرد .
حمید:هه 💬 
من سام هستم💬 
نرگس بد جور داغونم کردی 💬 
واگذارت میکنم به اشکای مادرم💬 {-w20-}{-w20-}{-w20-}
نـ ـگـ ـیـ ـن فـ ـیـ ـس
مشاهده همه ی 2 نظر
mahsa*دخترحوا_پسرآدم*
عاشقعاشق
mahsa*دخترحوا_پسرآدم*
عِشقِہ مَـــــن‍ 👫
صِدات آرامِشِہ مَحضِہ 😍
عِشقِہ مَـــــن‍ 👫
بِہ هَمِہ دُنیا مےاَرزِه‍ 🌎💫
عِشقِہ مَـــــن‍ 👫
بِہ دِلَم میشــــينِہ حَرفات‍ 🌞
عِشقِہ مَـــــن‍ 👫
فوق العادَست‍ تو چِشمـــــات‍ 👁👁
آروم آروم🚶
اومَد بارون 🌧
شُدیم عاشِق 💑
زَدیم بیرون 🙅
اومَد نَم نَم نِشَست شَبنَم 💧
رو موهامون رو موهامون 👫
دختـرحـوا.پسـر آدم
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
. E . SH .Engineer
آروم و عادیآروم و عادی
. E . SH .Engineer
واقعیت

🔴انسان های ناپخته
همیشه می خواهند
که در مشاجرات پیروز شوند...
حتی اگر به قیمت
از دست دادن "رابطه" باشد...


🔵اما انسان های عاقل
درک می کنند که گاهی
بهتر است در مشاجره ای ببازند،
تا در رابطه ای که
برایشان با ارزش تر است
"پیروز" شوند..
عطر سوسن
مشاهده همه ی 2 نظر