bumim.ir
بروز رسانی 
sana
آروم و عادیآروم و عادی
sana

خسته ام مثل جوانی  که پس از سربازی/بشنود یک نفر از نامزدش دل برده/مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی /که به پرونده ی جرم دخترش برخورده

خسته ام مثل پسر بچه که در جای شلوغ/بین دعوای پدرومادر خود گم شده است/خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق/که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است

خسته مثل پدری که پسر معتادش/غرق در درد خماری شده فریاد زده/مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس/پسرش پیش زنش برسر او داد زده

خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم/دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است/مثل مردی که قسم خورده  خیانت نکند/زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است

خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه/ که کسی غیر پرستار سراغش نرود/خسته ام بیشتر از پیر زنی تنها که عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود

خسته ام کاش کسی حال مرا میفهمید/غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است/ شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید /در پی معجزه ای راهی  مشهد شده است ....

(سیمین بهبهانی)


مشاهده همه ی 5 نظر
sana
آروم و عادیآروم و عادی
sana

پادشاهی درویشی را به زندان انداخت;

نیمه شب خواب دید که بی گناه هست;

پس اورا آزاد کرد;

پادشاه گفت :حاجتی بخواه

درویش گفت: وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را بیدار میکند تا مرا از بند رها کنی;

نامردیست که از دیگری حاجت بخواهم

لحظاتتان پراز رحمت الهی....

مشاهده همه ی 2 نظر
sana
آروم و عادیآروم و عادی
sana

دزدی فقط دست در جیب دیگران کردن نیست!

آنگاه که لبخندی یا محبتی را محکوم به نبودن میکنی چیزی از خزانه مهر میدوزدی

که قابل جبران نیست!

آنگاه که به صداقتی میخندی ولگدمال ندیدنش میکنی ;چیزی از انسانیت میدوزدی که جبران ناپذیر است

که دزدی گناهیست سخت عقوبت !





مشاهده همه ی 3 نظر
sana
آروم و عادیآروم و عادی
sana

کاش روزی بنویسند به دیواربقیع:کارگران مشغولند;کار احداث بقیع

کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع:چندروزی مانده به اتمام ضریح

کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع :مهدی فاطمه آید; به تماشای بقیع

کاش روبنویسند به دیوار بقیع;عید امسال;نماز;صحن بقیع

کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع;فلش راهنما;مرقدزهرای شفیع

اگر دوست داری یه صلوات به مادر پهلو شکستم بفرست

خودم شروع میکنم:

اللهم صلی علی فاطمه وابیها وبعلها وبنیهاوسرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

مشاهده همه ی 5 نظر
sana
آروم و عادیآروم و عادی
sana

گاندی خطاب به معشوقه اش چه زیبا نوشت:

خوب من ;هنر درفاصله هاست...

زیاد نزدیک به هم می سوزیم

وزیاد دوراز هم ;یخ می زنیم

تونباید آن کسی باشی که من می خواهم

ومن نباید آن کسی باشم که تو می خواهی.

کسی که تواز من می خواهی بسازی

یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت

من باید بهترین خودم باشم برای تو...

وتو باید بهترین خودت باشی برای من

خوب من ;هنر عشق در پیوندتفاوتهاست و

معجزه اش ;نادیده گرفتن کمبودها...

زندگیست دیگر...

همیشه که رنگهایش جور نیست;

همه سازهایش کوک نیست;

بایدیاد گرفت باهر سازش رقصید;

حتی با ناکوک ترین ناکوکش

اصلا رنگ و رقص وساز و کوکش را فراموش کن;

حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد;

به فرصتهایی که مثل باد می آیندومی روند وهمیشگی نیستند;

به این سالها که به سرعت برق گذشتن;

به جوانی که رفت;

میانسالی که می رود;

حواست باشد به کوتاهی زندگی;

به زمستانی که رفت;

بهاری که دارد تمام می شودکم کم

آرام آرام;

زندگی به همان آسانی می گذرد..

ابرهای آسمان زندگی گاهی می باردوگاهی هم صاف است;

می گذرد;هرجور که باشی...

مشاهده همه ی 7 نظر
sana
آروم و عادیآروم و عادی
sana
عکاس:می تونم ازت یه عکس بگیرم؟
پسر :که چی بشه؟
عکاس:که مردم ببینن با چه رنجی برادرتو توی این سرما رو کولت گذاشتی
پسر:می تونی بهم کمک کنی؟
عکاس:چه کمکی؟
پسر:کمرم درد گرفته می تونی به جای عکس گرفتن برادرمو تا خونه سوار ماشینت کنی؟
عکاس:شرمنده عجله دارم...
همه میتونن ادعای آدم بودن بکنن ولی هرکسی نمیتونه آدم باشه
عکاسی از دخترکی دست فروش که زیر باران جوراب میفروخت عکسی گرفت...
آن عکس بهترین عکس سال شد...عکاس بهترین عکاس سال شدوجایزه گرفت...
کتابی درمورد آن عکس نوشته شد...نویسنده اش بهترین نویسنده شدوجایزه ای گرفت...
از آن کتاب فیلمی ساخته شد...آن فیلم پر بیننده ترین فیلم شد تمام عوامل سازنده آن فیلم جوایزی گرفتن وتحسین شدن ...ولی آن کودک دست فروش هنوز دست فروشی میکند!!!!

                                 "  دنیای ما اینچنین است"

مشاهده همه ی 4 نظر
sana
آروم و عادیآروم و عادی
sana
برخاکی نشسته بودم که خدا آمد و کنارم نشست ;گفت :مگر کودک شده ای;؟که با خاک بازی میکنی!گفتم:نه!ولی....
از بازی آدمهایت خسته شده ام!...همان هایی که حس میکنندهنوز خاکم!.....
وروح تودر من دمیده نشده!...
من با این خاک بازی میکنم;تا آدمهایت را بازی ندهم !خدا خندید!...پرسیدم خدایا;چرا از آتش نیستم!؟
تا هر که قصد بازی داشت را بسوزانم!خدا اما ساکت بود!گویا از من دلخور شده بود!گفت :تورا از خاک آفریدم تا بسازی !...نه بسوزانی!...تورا از خاک از عنصری برترساختم ...از خاک ساختم که با آب گل شوی وزندگی ببخشی ...از خاک که اگر آتشت بزنند بازهم زندگی میکنی وپخته تر میشوی ...
با خاک ساختمت تا همراه باد برقصی...تو را از خاک ساختم تا اگر هزار بار آتش وآب وبادتورا بازی دادتوبرخیزی!...سر برآوری !...در قلبت دانه عشق بکاری !...ورشد دهی واز میوه شیرینش لذت ببری!...تواز خاکی!...پس به خاکی بودنت ببال!...ومن هیچ نداشتم; برای گفتن به خدا!...
مشاهده همه ی 4 نظر
sana
آروم و عادیآروم و عادی
sana
مشاهده همه ی 7 نظر
sana
آروم و عادیآروم و عادی
sana
*اولویت اول*
*"خدامه" * "چون همیشه باهامه"
✘اولـویـتـ دوم✘
♥عشقمه که مادرمه♥¤چون بهترین دوستمه وعاااااشقمه¤
*اولویت سومم*
←"غـرورمـه"→◢چـون "هَـمـه ی وجــودَمـه"◣
بابامم که دنیـــاااس ...
أصن بحثش از همه جداااس !!!
" پرچمش بالاااس"
مشاهده همه ی 29 نظر
sana
آروم و عادیآروم و عادی
sana
مردم اغلب بی انصاف; بی منطق و خود محورند;ولی آنها راببخش.
اگر مهربان باشی تورا به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند;ولی موفق باش.
اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی داشت;ولی موفق باش.
اگر شریف ودرستکار باشی فریبت میدهند;ولی شریف ودرستکار باش.
آنچه را در طول سالیان بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند;ولی سازنده باش.
اگر به شادمانی وآرامش دستیابی حسادت می کنند;ولی شادمان باش.
نیکی های درونت را فراموش می کنند; ولی نیکوکار باش.
بهترینهای خودرا به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.
ودر نهایت میبینی هرآنچه هست همواره میان (تو و خداوند)است نه میان توومردم.
شریعتی
مشاهده همه ی 3 نظر