كسی غیر از تو نمونده اگه حتی دیگه نیستی همه جا بوی تو جاری خودت اما دیگه نیستی نیستی اما مونده اسمت توی غربت شبونه میون رنگین كمونه خاطرات عاشقونه آخرین ستاره بودی تو شب دلواپسی هام خواستنت پناه من بود تو شبای بی كسی هام لحظه هر لحظه پس از تو شب و گریه در كمینه تو دیگه بر نمی گردی آخر قصه همینه... ممنون از بازدیدتون و دیدنه دلتنگیام.... تنهایی قسمتم شده اما هنوز....... آه ه ه
ارتباط با کاربر
مشخصات کاربر
سحر
350 پست
1706.75
47 کاربر
کاربر فعال
2,176 بازديد
زن - مجرد
1372/05/20
فوق ديپلم
مهندس برق صنعتی
خراسان رضوي -
با خانواده
نميکشم
موسیقی
samsung
...
من در لیست دیگر کاربران ( مشاهده همه )
 
دوستان من ( مشاهده همه )
 
گروه های من ( مشاهده همه )
 
دوستان مشترک
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
آخرین بازدید کنندگان
کاربری وجود ندارد و یا این قسمت خصوصی است
 
ورود به سایت
نام کاربری
کلمه عبور
ورود
 
سحر مهربون
khoshgelam naaaaaa????????????????


سحر مهربون

من عمرم را با نگاه کردن در چشم مردم گذرانده ام،

چشم تنها جای بدن است که شاید هنوز روحی در آن باقی باشد.


سحر مهربون
وقتی آغوشت را به روی آرزوهايم باز می كنی

آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم

كه جز آرامش آغوشت

تمام آرزوهای خواستنی ديگر را از ياد می برم...

دوستت دارم !

فقط همين!


سحر مهربون
عکس تصویر تصاویر پیچک ، بهاربیست Www.bahar22.com
هر روز بر روی دلم می نویسم

عاشقی تا اطلاع ثانوی ممنوع

یه رویای با تو بودن که می رسم

......

دیگر بار

دلم می لرزد

۰۰۰۰۰

تو چه می فهمی

حال و روز کسی را که

دیگر هیچ نگاهی

دلش را نمی لرزاند۰۰۰!
سحر مهربون

عاشقانه

تو این روزای تکراری هنوزم

تو تنها فرصت دیوونگیمی

 

خیالت از سرم بیرون نمیره

چه باشی چه نباشی زندگیمی

سحر مهربون
من<a href='http://www.miyanali.com'> از </a>مردن نمی ترسم....
من ازمردن نمی ترسم،هراس از زندگی دارم
که هر روزش مثه دیروز،از این تکرار بیزارم
من از مردن نمی ترسم،که هر چی باشه یکباره
هراس از زندگی دارم،که دردش پر ز تکراره
سحر مهربون

خلوتم را نشكن

شايد اين خلوت من كوچ كند

به شب پروانه

به صداي نفس شهنامه

به طلوع اخرين افسانه

و غروبي كه در ان

نقش ديوانگي يك عاشق

بر سر ديواري پيدا شد.

خلوتم را نشكن

خلوتم بس دور است

ز هواي دل معشوق سهند

خلوتم راه درازي ست ميان من و تو

سحر مهربون
سحر مهربون
موهای یک زن خلق نشده

برای پوشانده شدن

یا برای باز شدن در باد

یا جلب نظر

یا برای به دنبال کشیدن نگاه

موهای یک زن خلق شده

برای عشقش

که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود...

عطر مو های یک زن فراموش شدنی نیست!

وقتي خدا مي خواست تو را بسازد

چه حال خوشي داشت،

چه حوصله اي ! اين موها، اين چشم ها .... خودت مي فهمي؟ من همه اين ها را دوست دارم.

دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم

یه چند تارش بریزه .بگم اینارو میبینی ؟؟؟

بگی اره ..!!!

منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم

دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :

یک تارمــوی "تــــــــــ♥ـــــــو " را به او نمیدهم...
سحر مهربون
خواهم که در این
غمکده آرام بمیرم
گمنام سفر کردم
و گمنام بمیرم
خواهم زخدایم به دلخواه بمیرم
یعنی که تو را بینم
و آنگاه بمیرم
صفحات: 1 2 3 4 5 >