bumim.ir
بروز رسانی 
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!

فاضل نظری

ڪافـTurkـہ
مشاهده همه ی 3 نظر
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )

از باغ مي‌برند چراغاني‌ات كنند

تا كاج جشنهاي زمستاني‌ات كنند

پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهاي تار»

تنها به اين بهانه كه باراني‌ات كنند

يوسف! به اين رها شدن از چاه دل مبند

اين بار مي‌برند كه زنداني‌ات كنند

اي گل گمان مكن به شب جشن مي‌روي

شايد به خاك مرده‌اي ارزاني‌ات كنند

يك نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست

 از نقطه‌اي بترس كه شيطاني‌ات كنند

آب طلب نكرده هميشه مراد نيست

 گاهي بهانه‌اي است كه قرباني‌ات كنند

فاضل نظری

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )

به نسیمی همه راه به هم می ریزد

کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد

 

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم

با همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزد

 

عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است

گاه می ماند و نا گاه به هم می ریزد

 

آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است

دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد

 

آه یک روز همین آه تو را می گیرد 

گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد

 

فاضل نظری

 

7-post-mah.jpg

ڪافـTurkـہ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )

پس شاخه‌هاي ياس و مريم فرق دارند

آري! اگر بسيار اگر كم فرق دارند


شادم تصور مي‌كني وقتي نداني

لبخندهاي شادي و غم فرق دارند


برعكس مي‌گردم طواف خانه‌ات را

ديوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند

 

من با يقين كافر، جهان با شك مسلمان

با اين حساب اهل جهنم فرق دارند


بر من به چشم كشتة عشقت نظر كن

پروانه‌هاي مرده با هم فرق دارند

فاضل نظری

کلبه دوســت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست

فاضل نظری

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
گرچه می گویند این دنیا به غیر از خواب نیست

ای اجل!مهمان نوازی کن که دیگر تاب نیست

بین ماهی های اقیانوس و ماهی های تنگ

هیچ فرقی نیست وقتی چاره ای جز آب نیست!

ما رعیت ها کجا!محصول باغستان کجا!؟

روستای سیب های سرخ بی ارباب نیست

ای پلنگ از کوه بالا رفتنت بیهوده است

از کمین بیرون مزن امشب شب مهتاب نیست

در نمازت شعر می خوانی و می رقصی٬دریغ

جای این دیوانگی ها گوشه محراب نیست

گردبادی مثل تو یک عمر سرگردان چیست؟

گوهری مانند مرگ  آنقدر هم نایاب نیست!...

فاضل نظری

ڪافـTurkـہ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )


بعد از اين بگذار قلب بي‌قراري بشكند
گل نمي‌رويد، چه غم گر شاخساري بشكند

بايد اين آيينه را برق نگاهي مي‌شكست
پيش از آن ساعت كه از بار غباري بشكند

گر بخواهم گل برويد بعد از اين از سينه‌ام
صبر بايد كرد تا سنگ مزاري بشكند

شانه‌هايم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته‌سنگي زير پاي آبشاري بشكند

كاروان غنچه‌هاي سرخ، روزي مي‌رسد
قيمت لبهاي سرخت روزگاري بشكند

فاضل نظری

ڪافـTurkـہ
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )

گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست   

دل بکن!آینه این قدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا               

 دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!

بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را         

 قایقت را بشکن!روح تو دریایی نیست

آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد             

  آه!دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست      

حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست

خواستم با غم عشقش بنویسم شعری            

 گفت:هر خواستنی عین توانایی نیست

 

%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87%20%D9%BE%D9%86%

کلبه دوســت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )

موج عشق تو اگر شعله به دل‌ها بكشد

   رود را از جگر كوه به دريا بكشد

گيسوان تو شبيه‌است به شب اما نه

  شب كه اينقدر نبايد به درازا بكشد

خودشناسي قدم اول عاشق شدن است

واي بر يوسف اگر ناز زليخا بكشد

عقل يكدل شده با عشق، فقط مي‌ترسم

هم به حاشا بكشد هم به تماشا بكشد

زخمي كينه‌ي من اين تو و اين سينه‌ي من

من خودم خواسته‌ام كار به اينجا بکشد

يكي از ما دو نفر كشته به دست دگري‌است

واي اگر كار من و عشق به فردا بكشد
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
آروم و عادیآروم و عادی
sareh( بر خلق جهان علی امیر است )
مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است

در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است

 

قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه

دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است

 

تشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستند

کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است

 

باشد ای عقل معاش اندیش، با معنای عشق -

آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است

 

فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست

دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است

 

هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست

اینکه در آیینه گیسو می گشایی بهتر است

 

کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من

« آرزوی وصل » از « بیم جدایی » بهتر است


کتاب جدید "ضد"


20050724-1057%20Flowers%20in%20Cage.jpg

کلبه دوســت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید