bumim.ir
بروز رسانی 
پاسخگوی دینی
آروم و عادیآروم و عادی
پاسخگوی دینی
  • دعای بدون تلاش؟؟!!


  • دعای بدون تلاش؟؟!!!     امام رضا علیه السلام فرمودند:     مَن سَألَ اللهَ التَّوفیقَ وَ لَم یَجتَهِد، فَ



امام رضا علیه السلام فرمودند:
مَن سَألَ اللهَ التَّوفیقَ وَ لَم یَجتَهِد، فَقَدِ استَهزَءَ بِنَفسِهِ؛

هر کس از خداوند، توفیق بطلبد ولی تلاش نکند، خودش را مسخره کرده است.
مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 1، ص 283

شرح حدیث:
از رایج ترین دعاهای روزمره ی ما درباره ی یکدیگر، آرزوی موفقیّت است.
توفیق، یعنی هماهنگ سازی همه ی علل و عوامل و اسباب برای رسیدن به مقصود و برطرف شدن موانع کار. وقتی به کسی می گوییم: خدا توفیقت دهد؛ یعنی اسباب رسیدن به هدف را فراهم آورد.
یکی از نامهای خدا «موفِّق» است؛ توفیق دهنده.
از زبان حضرت شعیب هم که قوم خود را دعوت به خداپرستی می کرد و هدف خود را اصلاح در حدّ توان بیان می کرد، آمده است: «و ما توفیقی اِلاّ باِلله»(1)، توفیق من جز به کمک خدا و یاری او نیست.
این همه را گفتیم، تا بگوییم وقتی از خداوند توفیق در راهی و برای هدفی را می طلبیم، باید خودمان هم در آن راه بکوشیم تا خداوند هم عوامل رسیدن به هدف را برایمان فراهم سازد:
از تو حرکت، از خدا برکت.

درخواست توفیق از خدا، بدون تلاش و کوشش به جایی نمی رسد و به تعبیر امام، چنین کسی خودش را مسخره کرده است؛ مثل آن که کسی از خدا روزی بخواهد، ولی هیچ فعالیتی و تلاشی برای معیشت نکند. یا غلبه ی بر دشمنان و نصرت الهی را بخواهد، ولی پای در میدان جهاد و مبارزه نگذارد، یا شفای بیماری را بطلبد، امّا مراجعه ی به طبیب و رعایت توصیه های پزشکی را نکند.
خداوند فرموده است: آنان که در راه ما جهاد و تلاش می کنند، ما هم راه های خود را به آنها نشان می دهیم: «الَّذینَ جاهدُوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا»(2).
پس دعا را با تلاش و کوشش همراه سازیم.

پی نوشت:
1. هود(11)، آیه 88.
2. عنکبوت (29)، آیه 69.
منبع: حکمت های رضوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام رضا علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (1391).

http://www.soalcity.ir
<%...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد
دوستان عزیز سلام
اگه تو کاری تخصص دارید و انجام میدید به این سایت مراجعه کنید و خدمات و تخصصتون رو به فروش بزارید و کسب درآمد کنید به همین راحتی

کسب درآمد
 لینک
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
محمد
با سلام خدمت دوستان عزیزم
دوستانی که خلاقیت دارن تو کاری و یا خدماتی رو میدونن که بابت فروش اون خدمات بخوان درآمد کسب کنن کافیه که به این آدرس برن عضو شن و کارشونو شروع کنن من از این طریق تونستم درآمد زیادی داشته باشم
شما هم امتحان کنید

کسب درآمد
 لینک
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
پاسخگوی دینی
آروم و عادیآروم و عادی
پاسخگوی دینی
علیرغم تهدید انسان به جهنم، چگونه می توان مدعی آزادی و عدم جبر شد؟  این سوال ناشی از عدم درک صحیح

علیرغم تهدید انسان به جهنم، چگونه می توان مدعی آزادی و عدم جبر شد؟

این سوال ناشی از عدم درک صحیح مفهوم جبر و معنای مورد ادعا، درباره آزادی و اختیار انسان هاست. که برای توضیح آن باید گفت: جبر انواع مختلفی دارد و آنچه نفی می شود، یکی از انواع آن تنها در بعضی از حیطه هاست. و آن اینکه انسان در رفتار خود، با دو گزینه متفاوت برای انجام یا ترک مواجه است. و اگر فعلی را خودش انجام دهد، نسبت به آن مجبور نیست.

بر خلاف اینکه مثلا دست و پای کسی را بسته باشند و با زور او را به جایی ببرند. یا دهان کسی را با فشار باز کرده، و چیزی را در حلقش بریزند، به گونه ای که هیچ راهی برای عدم خوردن نداشته باشد. و آنچه نفی می شود، این نوع جبر در اعمال و رفتار انسان هاست.

و همین مقدار که انسان در مقابل فعلی با دو گزینه انجام یا ترک مواجه باشد، برای بیان اختیار داشتن او کافی است. مثلا دانش آموز مختار است که برای امتحان خود مطالعه بکند یا نکند. و اینکه اگر مطالعه نکند، سبب مردودی او می شود، هیچ منافاتی با اختیارش ندارد. چون اختیار به محض آنکه شخص می تواند درس نخواند، محقق شده است.

بنابراین چشیدن نتایج سوء یک عمل، و تبعات منفی داشتن یک عمل، هیچ منافاتی با داشتن اختیار و آزادی ندارد. و اگر کسی آزادی را این گونه معنا کند، طبیعی است که هیچ انسانی آزاد نخواهد بود. چون هر عملی نتیجه ای دارد که قطعا رخ خواهد داد. و اتفاقا اگر این قطعیت (جبر علت و معلول) نباشد، اختیار انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت. چون نمی توان قبل از انجام یک فعل، عواقب آن را سنجید و سپس انتخاب کرد.

بنابراین آنچه مهم است، اینکه ما می توانیم با اعمال و رفتار خودمان، نتیجه کارمان را مشخص کنیم که آیا به سمت بهشت خواهیم رفت یا آنکه اعمال ما در باطن، چیزی جز جهنم در پی نخواهد داشت.

إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً (۳ انسان) ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس.

http://www.soalcity.ir/node/3169

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید