bumim.ir
بروز رسانی 
sara
مهربونمهربون
sara
گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت كعبه رود. با كاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مركبی نداشت، پیاده سفر كرده و خدمت دیگران می كرد. تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت. زیر درختی، مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد.

دریافت كه از خجالت اهل و عیال در عدم كسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است كه خود و خانواده اش در گرسنگی به سر برده اند. شیخ چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو.

مرد بینوا گفت: مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه ای ببرم.

شیخ گفت حج من، تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف كنم به ز آنكه هفتاد بار زیارت آن بنا كنم.

049268d288f92ad477b9ff9f110653f4-425
مشاهده همه ی 4 نظر
s.sh
مهربونمهربون
s.sh
خوشبختی داشتن کسی است...
ک بیشتر از خودش
 تو را بخواهد...
      و
بیشتر از تو...
هیچ نخواهد..
      و
      تو
برایش تمام زندگی باشی...
ماه و ماهی
مشاهده همه ی 6 نظر
سهراب
بی‌حالبی‌حال
سهراب
زندگي وزن نگاهي است که در خاطر ما مي ماند.نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد.
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمد
مهربونمهربون
محمد
مشاهده همه ی 12 نظر
oOo  sahar  oOo
oOo sahar oOo
@hoseinnajafi

^_^

✔✔✔



thumb_HM-20138720512731355121417686106.7


مشاهده همه ی 4 نظر
سهراب
بی‌حالبی‌حال
سهراب
آن کلانتر زعزیزی پرسید 
که مرا آرزوی خر باشد
زین خران جمله کدامین بخرم 
گفت : آن خر که کلان تر باشد.
مشاهده همه ی 1 نظر
sana
sana

گل قرمز توی دست

تقديم به همه يه فيس نماييايه عزيز

مشاهده همه ی 5 نظر