ツدانیال جوان . مبل ایران 2
خوشحالخوشحال
ツدانیال جوان . مبل ایران 2

منُ پنجره



وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه!
همه غصه های دنیا توی سینه منه!
توی قطره های بارون، میشکنه بغض صدام!
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمیخوام!
پشت این پنجره میشینمُ آواز میخونم!
خودمُ تنها ترین آدم دنیا میدونم!



دنبال یه چیز میگردم که نمیدونم چیه!
یه نفر تو قلبمه که من نمیدونم کیه!
یه نفر که نیمه ی گمشده ی ترانه هاست!
تکیه گاه خوب گریه های تلخ ُ بی صداست!



پشت این پنجره تنها تو غروبا میشینم!
خودمُ گُم میکنم اونو تو آینه میبینم!
گاهی وقتا پا میذاره توی رویا های من!
میبینم که لحظه هام نابُ تماشایی شدن!
اما این فقط یه خوابه، خواب پشت پنجره!
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره!



دنبال یه چیز میگردم که نمیدونم چیه!
یه نفر تو قلبمه که من نمیدونم کیه!
یه نفر که نیمه ی گمشده ی ترانه هاست!
تکیه گاه خوب گریه های تلخ ُ بی صداست

کاربری در لیست بازنشر کنندگان این پست نیست.
کاربری در لیست دوستداران این پست نیست.
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید