bumim.ir
دوستان گلم خوش آمدید.این گروه باحضور مستقیم بازیگر محبوبمون سرکارخانم مهسا کامیابی درخدمتتون هست.
منتظر حضورهمیشگی و پستهای زیبای شما عزیزان هستیم...

قابل توجه دوستانی که نسبت به گروه لطف دارند میرساند، برخی ازدوستان پستهای غیرمرتبط با گروه میگذارند، ضمن پوزش ازاین دوستان خوب بدلیل حذف پست ،شایسته است مطالب مرتبط بگذارند.ممنون

ازسایر دوستان فعال نیزکمال تشکروقدردانی بعمل می آید.

بروز رسانی 
parham
ناراحتناراحت
parham

دختر و پسر که زمانی همدیگرو با تمام وجود دوست داشتن بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه تاکسی شدن

و آروم کنار هم نشستن . . .


دختر میخواست چیزی رو به پسر بگه ولی روش نمیشد !

پسر هم کاغذی رو آماده کرده بود که چیزی رو که نمیتونست به دختر بگه توش نوشته بود ؛ پسر وقتی دید داره

به مقصد نزدیک میشه کاغذ رو به دختر داد ، دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفشو به پسر گفت که

شاید بعد از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اونو نبینه . . .

دختر قبل از این که نامه ی پسرو بخونه به اون گفت که دیگه از اون خسته شده ، دیگه عشقش رو نسبت به اون

از دست داده و الان پسری پیدا شده که بهتر از اونه . . .

پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود با ناراحتی از ماشین پیاده شد که در

همین حال ماشینی به پسر زد و پسر درجا مرد . . .

دختر که با تمام وجود در حال گریه بود یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود ، وقتی کاغذ رو باز کرد پسر

نوشته بود : “ اگه یه روز ترکم کنی میمیرم . . . ”
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
parham
ناراحتناراحت
parham
ذهـــنــم آشــفـــتــه . . .

خــواب هــایــم پــریــشــان . . .

خــنــده هــایــم فــتــوشــاپــی . . .

درد و دل هــایــم بــا دیـــوارِ ایــنـجـا . . . !

مـیـزانِ هــمـدردی هــا هــم بــا لــایــک و کـامـنــت . . . !!!

و تـکــرار پـشـتِ تـکــرار
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
parham
ناراحتناراحت
parham

ﮔﻔﺘﻢ : ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﺍﺭﻱ ﻣﻴﺮﻱ؟
ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ ...
ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﻨﻢ ﺑﻴﺎﻡ؟
ﮔﻔﺖ: ﺟﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﺮﻡ ﺟﺎﻱ 2 ﻧﻔﺮﻩ ﻧﻪ 3 ﻧﻔﺮ!
ﮔﻔﺘﻢ : ﺑﺮﻣﻲﮔﺮﺩﻱ؟
... ﻓﻘﻂ ﺧﻨﺪﻳﺪ …
ﺍﺷﮏ ﺗﻮﻱ ﭼﺸﻤﺎﻡ ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩ،
ﺳﺮﻣﻮ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ،
ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺯﻳﺮ ﭼﻮﻧﻢ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﻣﻮ ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩ
ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﮐﺠﺎ ﻣﻴﺮﻱ؟
... ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﻴﺮﻡ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻳﻪ ﺟﺎﻳﻲ ...
ﮔﻔﺖ: ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺮﻳﺎ, ﻳﮑﻴﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺒﺮ ...!
ﮔﻔﺘﻢ : ﺟﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﻴﺮﻡ ﺟﺎﻱ 1 ﻧﻔﺮﻩ ﻧﻪ 2 ﻧﻔﺮ!
ﮔﻔﺖ : ﺑﺮﻣﻲﮔﺮﺩﻱ؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﺟﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻣﻴﺮﻡ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ!
ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﻭﻧﻢ ﺭﻓﺖ ...
ﻭﻟﻲ ﺍﻭﻥ ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺷﮏ ﭼﺸﻤﺎﺵ
... ﺧﺎﮎ ﻣﺰﺍﺭﻣﻮ ﺷﺴﺘﺸﻮ ﻣﻴﺪﻩ {-60-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
parham
ناراحتناراحت
parham

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﻫﺴﺖ؟!


ﺻﺪﺍﯼ ﻫﻖ ﻫﻖ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﻢ..


ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻠﻮﯾﯽ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ.


. ﮐﻪ ﺗﻮ...



ﺍﺯ ﺭﮔﺶ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮﯼ..{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
parham
ناراحتناراحت
parham
با هر قدمی که دورتر میشوی،
انگار
دنیا هم تنگتر میشود !
تا آنجا که
تنها نقطه هائی باقی میمانند . . .
که آنها هم میشوند سهم نوشته هایم
.
میشوند "سه نقطه"
.
میشوند سکوت
میشوند بغض
میشوند جائی که درست
.
.
.
دلتنگی از آنجا آغاز میشود{-60-}{-60-}
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
parham
ناراحتناراحت
parham
یه نفر باید باشه یکی که اونقدر بخوادت اونقدر دیوونه ت باشه و به روی خودش نیاره


اونقدر منتظر فرصت باشه بهت بگه چقدر دوستت داره


اونقدر که وقتی موقعیتش جور شد


وقتی همه چیز مساعد شد



وقتی خجالتش ریخت


وقتی فهمید دلت به دلش راه داره


بی مقدمه بغلت کنه



بزنه زیر گریه با تموم وجودش فشارت بده و بهت بگه :


"خیلی نامردی که باعث شدی اینقدر بخوامت خیلی ....."
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
parham
ناراحتناراحت
parham

مَـن هَــمــون دیــوونــه ایــم کـهـ هـیـچــوَقــتــــ عــوض نمــیـشـهـ ...

هَــمــونـــی کــهـ هـمـهـ بــاهـــاش خــوشـــالَـــن امــا کــسـی بــاهــاش نــمــی مــونــهـ ...

هَــمــونـــی کــهـ اونــقَــدر یـه آهَــنـگــ گـــوش میـــده کــهـ اَز تَـــرانهـ گـــرفـتـهـ تــــا ریــتـــمــ و خــوانَنــدش مـــتـنـفـر بـشـهـ ...

هَــمــونـــی کــهـ هـمـهـ فـکــر مـیـکـنــن سخـتـهـ ،سَـنـگـهـ ، اَمـــا بــا هَـــر تَــلَــنـگـــری میــشـکـنـهـ ...

هَــمــونـــی کــهـ مُــواظبـه کـــسی نـاراحَــت نــشهـ امــا هـمـه نــاراحَتـش مـیـکـنــن ...

هَــمــونـــی کــهـ تـکـیهـ گــاه خـوبیـــهـ امـا واسَـش تکــیـه گــاهــی نـیـس...

هَــمــونـــی کــهـ کُــلــی حَــرفــ داره اَمــــا هَــمـیـشهـ ساکــتـــهـ .....
آرهـ مَــن هَـــمونــــم ..
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
parham
ناراحتناراحت
parham

دست چپم درد میکرد ، نفسم به راحتی بالا نمیومد ،

و پشت کتف چپم سوز میزد ... دیگه اشکی تو چشام نمونده بود

احساس میکردم به هر پلکم یه وزنه آویزونه دیگه واسه م مهم نبود

که کسی به اوضاع بدم پی ببره ..
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
parham
ناراحتناراحت
parham

کـُـــل ِ دُنیا را هَم کـِﮧ داشتِـﮧ باشــے ..

باز هَم دِلَت میخواهَد...

بَعضــے وَقتها .. فَقَط بَعضــے وَقتها ...

بَراے یـِک لَحظِـﮧ هَم کِـﮧ شُده ...

هَمِـﮧے ِ دُنیاے یــِک نَفَر باشــے
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید