لحظه  بروز رسانی 
( العجل العجل یا حجه الله) mahsa
آروم و عادیآروم و عادی
( العجل العجل یا حجه الله) mahsa

خاک ها را که کنار می زدم…. به پارچه ای رسیدم…

خاک ها را که کنار می زدم….

به پارچه ای رسیدم….

هنوز نوشته روی آن را می توانستم بخوانم….

نوشته بود:

می روم تا انتقام سیلی مادر بگیرم

 

آن وقت من و تو حجابمان را کنار بگذاریم؟!!

رفتند انتقام بگیرند….ما خنجر از پشت بزنیم…هرگز….

http://chadoriha.ir/wp-content/uploads/2013/09/4q8zla1.jpg

مشاهده همه ی 10 نظر
ミ★♥ღشهید سید جواد موسوی ミ★♥ღ
ناراحتناراحت
ミ★♥ღشهید سید جواد موسوی ミ★♥ღ

این شعر رو گاه گاهی خیلی خیلی قشنگه با خودت زمزمه کنییاد

1351196232657410_large.jpg

این شعر رو گاه گاهی خیلی خیلی قشنگه 

با خودت زمزمه کنی

یاد اون لحظه های شیرین و قشنگی میوفتی 

که با محبوب و عاشق واقعیت (خدا) داشتی

و اگر واقعا دلت برا لحظه های با او بودن

 و گناه کردن خودت بیفتی

 قول بهت میدم محاله اشکهای ناز و قشنگت

 صورت ماهتو خیس نکنه

قول میدم

----

دیدی آخر حب دنیا دست و پایم را گرفت...؟

ذره ذره دل ریود از من ، خدایم را گرفت...!

اشک از چشمم نمی آید خدا ، علت ز چیست...؟

من چه کردم؟ که خدا ، حال بکایم را گرفت؟

روزگاری... آرزوی من ، شهادت بود و بس...!

بعد آن دوران ، گنه ، حال و هوایم را گرفت...

در میان قلب خود ، هر روز ، زائر می شدم...

ماهواره (شیطان) آمد و کرب و بلایم را گرفت...!

من گنه گردم ، زمین خوردم ، ولی ارباب من..

در میان روضه ها ، دست هایم را گرفت...!

---

یادته چه نماز یاحالی می خوندی..؟

چه اشک ها و ناله ها که نداشتی؟

آرزوهات دنیایی نبود..

زیارت عاشورا کجا رفت..

عشق کربلا چی شد؟

یادته دعای کمیل های با حال

کیف اصبر علی فراقک...؟

یادته دعای ندبه های با حال..

عزیز علی ان اری الخلق و لا تری...

----

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ منتظر ظهور ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ منتظر ظهور ღ

اي تكيه گاه هشتمين!اگر چه در خراسان ايستاده اي، در

_.jpg


اي تكيه گاه هشتمين!

اگر چه در خراسان ايستاده اي، در جان ها نشسته اي.
منظومه ها بر گرد گنبد طلايي تو مي چرخند و دقيقه ها با آهنگ نقّاره خانه تو كوك مي شوند.
گلدسته هاي سربلند تو، ستون هاي زمين اند.
پشت پنجره فولادت، رودي جاري است كه به آسمان منتهي مي شود.
سقّاخانه ات زمزم است، زمزمي كه جان هاي تشنه را سيراب مي كند و غبار غفلت و آشفتگي را مي زدايد.
كبوتران بارگاهت، هر روز هفت بار، گنبد طلايي ات را طواف مي كنند، به نيّت دل هاي عاشقي كه نبض شان به ياد رضاي تو مي وَزَد.
همه بادها و يادها از سمت مشهد تو مي وَزَند.
اي تسلّاي دل هاي شكسته و اي غريبِ غريب نواز!
زخم هاي بي شماره ام به دست هاي نوازش تو محتاج است.
اينك كه تمام حوصله ام لبريز از ياد توست، نامت را روي همه ابرها و ابريشم ها نوشته ام تا هواي گريه هايم بوي شفاعت تو را بگيرد.
لحظه هايم را كه با سرانگشت دلواپسي ورق مي خورد با اشاره عنايتت، آرام كن و ما حسرت نشينان در بن بست ناگزير را با نبض روشن رضايت آشناساز.
چه شيرين است اگر در پناهمان گيري و به سلامت خانه مهرورزي ات برساني كه پناهي جز تو و بارگاه طلايي شفاعت تو نداريم.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ منتظر ظهور ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ منتظر ظهور ღ

بسم ا.او رفت،رفتنی که باورش نمی کردم،رفتنی که با رفتنش دلم

242.jpg

بسم ا...

او رفت،رفتنی که باورش نمی کردم،رفتنی که با رفتنش دلم را نیز رفتنی کرد

دلی که با بودن او خوش بود،بی بودن او لحظه های با او بودن را به یاد می آورد.

لحه هایی از ته قلب،لحظه هایی بی غل و غش

اما؛یک سوال:دلیل رفتنش چه بود؟رفتنی بی خداحافظی.

آری،اویی که بدون خداحافظی نمی رفت،اینبار بی خداحافظی رفت.

تازه اکنون جواب سوالم را گرفتم:

آمدنش وهمی بیش نبود ،او نیامده بود که برود

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ منتظر ظهور ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ منتظر ظهور ღ

بسم ا.هنگامی که مقابل گنبدت می رسم ، بی اختیار دلم

_Soltan_by_proama.jpg

بسم ا...

هنگامی که مقابل گنبدت می رسم ، بی اختیار دلم شروع به لرزیدن می کند.

لرزیدنی که دلیلش را نمی دانم؛پس کمی فکر می کنم،به کارهایم می اندیشم،رفتارهایم را مرور می کنم تا ایراد را بیابم!

بی اختیار سرم بارانی می شود و برایت...

ذهنم یاد آور لحظه هایی می شود که بدون اندیشیدن به محبوب خویش گذرانده ام.

لحظه هایی که سرچشمه اش دور زدن اهل بیت است.

پس از دلم شاکی می شوم و شکایتم را نزد محبوب خویش می برم.

آغاز جلسه:جلسه رسمی است؛لطفا سکوت را رعایت فرمایید!

شاکی:خودم

شکایت:عهد و پیمانی که هر ساله با شمس الشموس بستم ولی چه کنم که خورشیدم غروب کرد!!!

متهم:چیزی ندارم ، جز ضعف ، مسکنت ، نیازمندی

قاضی:پایان جلسه

در حالی که قاضی پرونده پیمان شکنی،کسی را محکوم نکرد ولی متهم خود را غرق در معصت و گناه دید.

حکم:متهم تبرئه شده و  آزاد می شود اما به شرط اینکه...

پس اینبار با جدیت هر چه تمام تربه خود می گویمدور زدن از عهد و پیمان ها ممنوع!!»

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ منتظر ظهور ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ منتظر ظهور ღ

اینک که شهر شـ عله ور بی خیالی استجای براداران

30197340764405266915.jpg

اینک که شهر شـ عله ور بی خیالی است

جای براداران غیورم چه خالی است

جای برادران غیوری که بـــ عدشان

این شهر در محاصره خشک سالی است

بی ادعا ز خویش گذشتند و پل شدند

رد عبور صاعقه شان این حوالی است

من حرف می زنم و دلم شعر می شود

در واژه های من هیجانات لالی است

طاعون گرفته ایم و کسی حس نمی کند

تا آن که زنده بودنمان احتمالی است

آلوده است کوچه ، خیابان به زندگی

چیزی که هست و نیست و حال به حالی است

بر من چه سخت می گذرند این غروب ها

جای برادران غیورم چه خالی است!

پروانه نجاتی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღ منتظر ظهور ღ
آروم و عادیآروم و عادی
ღ منتظر ظهور ღ

هزاران سال است که از آغاز حیات بشر بر این کره ی

63233806017087902523.jpg

هزاران سال است که از آغاز حیات بشر

 بر این کره ی خاکی می گذرد

 و همه ی آنان تا به امروز مرده اند

و ما نیز خواهیم مرد

 و بر مرگ ما نیز قرن ها خواهد گذشت

 خوشا آنان که مردانه مرده اندو تو ای عزیز،بدان که تنها کسانی

مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند.

 یاد شهدای مان بخیر!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღܓܨ زهـ ـ ـ ـ♥ـ ـ ــرا ܓܨღ
بی‌حالبی‌حال
ღܓܨ زهـ ـ ـ ـ♥ـ ـ ــرا ܓܨღ

زیبا… و باشکوه… بلیغ… و استوار… دقیق… محکم… و عمیق…

زیبا…

و باشکوه…

بلیغ… و استوار…

دقیق… محکم… و عمیق…

دشمن شکن!… مظلوم… و مقتدر…

قدیمی، جدید… روزی عقیق و روزی حدید…

دوست دارم بنوسیم؛… از بای «بسم الله» تا آخر…

امام خامنه ای وقتی سخنرانی می کند، همه اش «تیتر یک» است…

درمکتب علی(ع) عطر نهج البلاغه دارد سیدعلی…

این روزها دل ما خود یک پا «رسانه» است…

چه می شود کرد؟! «آقا»یی داریم…

از جمله، جمال می باراند…

و از کلمه، کمال…

«آزادانه»…

محکم…


my_favorite_leader___wwwshiapicsir_20100



مشاهده همه ی 14 نظر