لحظه  بروز رسانی 
Reza
Reza
مثل عکس رخ مهتاب که
عشوه

.
{-35-}

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

نظرات برای این پست غیر فعال است
Reza
Reza

امشب از آسمان دیده‌ی تو روی شعرم

امشب از آسمان دیده‌ی تو روی شعرم

.
امشب از آسمان دیده‌ی تو
روی شعرم ستاره می‌بارد
در زمستان دشت کاغذها
پنجه‌هایم جرقه می‌کارد


شعر دیوانه‌ی تب‌آلودم
شرمگین از شیار خواهش‌ها
پیکرش را دوباره می‌سوزد
عطش جاودان آتش‌ها

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

عطر سوسن
مشاهده همه ی 119 نظر
Reza
Reza

تقدیر چنین بود که طوفان زده باشم از

تقدیر چنین بود که طوفان زده باشم از

.
تقدیر چنین بود که طوفان زده باشم
از میوه ی ممنوعه کماکان زده باشم

تقدیر چنین بود که در مملکت عشق
یک منطقه ی کوچک بحران زده باشم

فریاد از این عشق و از این شعر که نگذاشت
حرف دل خود را رک و آسان زده باشم...

مشاهده همه ی 26 نظر