لحظه  بروز رسانی 
شهاب
شهاب

عماد طالب زاده - بی خوابی

پست شماره 319629314 از شهاب
عماد طالب زاده - بی خوابی

{-35-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ζζζⓑⓘⓙⓐⓝζζ
آروم و عادیآروم و عادی
ζζζⓑⓘⓙⓐⓝζζ
...

.

...ديبــــــاچـــه عشـقــــ...
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ζζζⓑⓘⓙⓐⓝζζ
آروم و عادیآروم و عادی
ζζζⓑⓘⓙⓐⓝζζ

طنز اما واقعی😃😂 دوستی ساکن یکی ازروستاهای حومه

طنز اما واقعی😃😂

دوستی ساکن یکی ازروستاهای حومه گچساران تعریف کرد سالها پیش پدرم یک دستگاه تراکتور رومانی خریداری کرد و به روستا آورد و رانندگی ومسئولیت کار با تراکتور را به یکی از برادرهایم به اسم نورالله که کم و بیش از رانندگی چیزهایی بلد بود سپرد.
نورالله که ما او را نوری صدا می کردیم یک سالی با تراکتور کارهای کشاورزی روستا را انجام داد،اما همیشه با آچار و پیچ گوشتی به جان تراکتور می افتاد و به خاطر همین دستکاریهای ناشیانه نوری، تراکتور بیشتر از یک سال دوام نیاورد وخراب و قراضه گوشه حیاط زیر کپری بلا استفاده باقی ماند.
مدتی بعد اوایل دهه محرم از طرف ارشاد اسلامی اکیپی همراه یک روحانی به روستای ما آمدند و درب منزل ما را زدند.
کسی درمنزل ما نبود به جز مادرم که گوشه حیاط در حال دوشیدن گاوها بود.
یکی از افراد همراه اکیپ با صدای بلند گفت:یالله
مادرم :بفرمید برادر
کارمند ارشاد:خواهر،روحانی آوردیم برای روستا.
مادرم که گوشش سنگین بود فکر کرد طرف میگه رومانی...

با صدای بلند گفت: نه ککا نیخیم،
یکی داشتیم بسکه نوری انگول من قینش کرد
منش رید
گوشه حیاط نهاده

😁😁😂😂

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ζζζⓑⓘⓙⓐⓝζζ
آروم و عادیآروم و عادی
ζζζⓑⓘⓙⓐⓝζζ

میگن چند نفرتو بهشت نشسته بودند که سقف باز شد یکی

میگن چند نفرتو بهشت نشسته بودند که سقف باز شد یکی از جهنم افتاد تو بهشت.
گفتند: چی شده؟
گفت: من مادرم نفرین کرده بود رفته بودم جهنم، ولی الان منو بخشیده، افتادم بهشت😊


چند لحظه بعد یکی دیگه افتاد، گفتند: توچی؟
گفت: حق یتیم خوردم رفتم جهنم، ولی خانواده ام رضایت گرفتن اومدم بهشت😊
داشتن صحبت میکردن که یهو سقف باز شد و یکی آویزون موند، یعنی شکم تا سر تو بهشت و بقیه تو جهنم.
گفتند: تو چیکار کردی؟
گفت: من ماهی اوزون برون خوردم حرام بود رفتم جهنم، الان حلال کردن اومدم بهشت!!
گفتن: پس چرا نمیای پایین؟

میگه: آخه خالی نخوردم، با سه پیک عرق خوردم اون هنوز حلال نشده!! 😂😂

مشاهده همه ی 4 نظر
امیرمسعود
آروم و عادیآروم و عادی
امیرمسعود

اگر عشق باشد گناهی الهی سراپا گنــــــــاهم الهی الهی

اگر عشق باشد گناهی الهی سراپا گنــــــــاهم الهی الهی

اگر عشق باشد گناهی الهی
سراپا گنــــــــاهم الهی الهی

در آتش کشیدند جان و دلم را
سیه دیــــــدگان با نگاهی الهی

نشان ده ره کعبه ی عاشقان را
به مجنون گم کرده راهی الهی

چو آیینه گیرد غبـــــــار ملامت
دل دردمنــــــــدم به آهی الهی

اگر راه میخانه هم بسته باشد
کجا رو کنـــــــــد بی پناهی الهی

به شبهای تنهایی و تیــــــره روزی
بیفـــــــروز دل را به ماهی الهی

شدم غرفه در بحر عشق ونیامـد
به یاری من پرّ کاهــــــی الهی

یک امشب به داد دل بی کسم رس
که غم آمده با ســـــــپاهی الـــــهی !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
دکترمهدی نژادحسین
آروم و عادیآروم و عادی
دکترمهدی نژادحسین

🍂🍁 ڪَفتـہ بـودم بہ ڪسی عشـق نخواهـم ورزید

🍂🍁 ڪَفتـہ بـودم بہ ڪسی عشـق نخواهـم ورزید

🍂🍁
ڪَفتـہ بـودم بہ ڪسی
عشـق نخواهـم ورزید

آمدےّ و همـہ‌ے فرضیہ‌ها
ریخت بہ هم ...


❣️
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🍂🍁

هـــوای تـازه
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
امیرمسعود
آروم و عادیآروم و عادی
امیرمسعود

گاهی خوابت را می‌بینم بی‌صدا، بی تصویر، مثل ماهی

گاهی خوابت را می‌بینم بی‌صدا، بی تصویر، مثل ماهی

گاهی خوابت را می‌بینم
بی‌صدا، بی تصویر، مثل ماهی...
در آب‌های تاریک حوض که لب میزند
ومعلوم نیست حبابها کلمه اند یا بوسه هایی از دلتنگی
گاهی دلم تنگ میشود تنگ تنگ تنگ...
آنقدر تنگ که دیگر اسمش دل نیست
شاید نقطه ای جامانده از خاطراتی دودشده باشد در اعماق وجودم
که روزی نامش دل بود و تنگ می شد...!

تو نیستی و من همیشه دلتنگـــــم ....

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید