افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
ضمن عرض خیر مقدم ، لطفا قبل از ارسال مطلب به نکات زیر توجه فرمایید:
1.موضوع پستها صرفا مطالب مرتبط با نام گروه باشد.
2.از ارسال تصاویر بی حجاب و بدحجاب و غیر اخلاقی پرهیز شود.
3.از وهن عقاید سایر فرق اسلامی پرهیز شود.
(بیان مطالب روشنگرانه بلامانع است)
4.مدیران گروه در حذف مطالب مغایر با قوانین گروه(بدون تذکر به کاربر) آزادند.

بروز رسانی 
گروه تواشیح سیرت النبی مشهد
گروه تواشیح سیرت النبی مشهد
photo_2018-04-07_14-38-21.jpg
تواشیح مدح امام حسین ع
تواشیح مدح امام حسین ع

🌹🍃🌹🍃
🍃🌹🍃
🌹🍃
🍃
💫فایلهای صوتی و تصویری👆

💫🌹مدح امام حسین (ع) 🌹💫کاری از گروه تواشیح و همخوانی بین المللی سیرت النبی مشهد مقدس که در روز میلاد امام حسین (ع) در حرم امام مهربانیها حضرت علی بن موسی الرضا (ع) اجرا شد ه تقدیم به شما خوبان ✨🌹🌺💐
🍃
🌹🍃
🍃🌹🍃
🌹🍃🌹🍃
🍃🌹🍃🌹🍃
🌹🍃🌹🍃🌹🍃

✨لطفا با فوروارد مطالب دوستانتان را هم دعوت کنید✨🌹🙏
✅سروش
http://sapp.ir/siratalnabi38
✅ایتا
https://eitaa.com/siratalnabi38
✅https://telegram.me/joinchat/CQNs5z1YtB1K5Vx0ovKYUQ

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
گروه تواشیح سیرت النبی مشهد
گروه تواشیح سیرت النبی مشهد
photo_2018-04-14_13-44-53.jpg

بعثت، امید انسان به فردایی روشن است.
بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.
بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد
🍃
🌹🍃

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ابر سپید پارس
ابر سپید پارس

سلام به همگروهی های عزیزم

ما یه سایت داریم که هرکسی بخواد به عراق سفر کنه اگه به این سایت مراجعه کنه

اطلاعات خوبی نسبت به عراق به دست میاره

حتی اگر دنبال تور های زیارتی به نجف و کربلا هستین میتوانید پکیج های زیارتی هم در آنجا

مطالعه کنید.

آدرس سایت: abresepid.ir

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
رضا کشمیری
مهربونمهربون
رضا کشمیری
 لینک

شیعه شدن یک طلبه وهابی(اعجاز اشک بر امام حسین علیه السلام) .
.
.
قبل از اینکه شروع به بیان درخواست خود کند به او گفتم: اول باید ماجرای شیعه شدن خودت را کامل تعریف کنید! دستی به محاسن کوتاه و مشکی خود کشید و با هیجان گفت: من قبلا یک وهابی بودم ،یک طلبه مبلّغ وهابیّت! من با لبخندی بر لب نگاهی به چشمان درشت و قهوه‌ای او کردم و گفتم: جالب‌‌تر شد! حتما ماجرای غریبی دارد، از اول ماجرا را تعریف کنید.

دستانش را به هم گره زده بود و با اضطراب یا شاید هم شوق چند بار روی صندلی جابجا شد، انگار یک ماجرای هراس‌انگیز را می‌خواهد تعریف کند. دلهره در چشمانش موج می‌زد. اما شاید نه این من بودم که اضطراب و دلهره داشتم و قلبم به شدت به استخوان سینه‌ام مشت می‌کوبید، بله او با آرامشی که در چشمان ترش موج می‌زد به من اضطراب شنیدن ماجرا را القا کرده بود.

ادامه ماجرایش را اینگونه تعریف کرد: ....


ادامه ماجرا را در لینک بالا بخوانید
وبلاگ داستان کوتاه dastankota.blog.ir

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
رضا کشمیری
مهربونمهربون
رضا کشمیری
 لینک

<#d81212>
قسمت هفتم: اعجاز اشک بر امام حسین علیه السلام
...

من که حمید را می‌شناختم با تمام وجود حال اشرار تحوّل یافته را درک می‌کردم، لحن سوزناک حمید در خواندن نماز و دعاهای بعد از نماز توجه هر جنبنده‌ای را به خود جلب می‌کرد و قلب هر انسانی را به تپش می‌انداخت و به سوی یک حقیقت وصف‌ناپذیر می‌کشاند.

تأثیری که حمید روی این اشرار گذاشته بود را از زبان خودش بیان می‌کنم:

شب آخری که من در دست اشرار اسیر بودم، با آنها از انقلاب و آرمان‌های آن و هدف امام خمینی حرف زدم. ماه محرم بود و خیلی دلم گرفته بود و حسابی هوس یک روضه درست و حسابی کرده بودم...

ادامه ماجرا را در لینک بالا بخوانید
وبلاگ داستان کوتاه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
فاطمه زیوری
آروم و عادیآروم و عادی
فاطمه زیوری
8f5233b5045f49d50678f5867d243b98.jpg

یا رب مددی ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید