لحظه  بروز رسانی 
mani
mani

هزار سال برآید همان نخستینی . ❤️

هزار سال برآید همان نخستینی . ❤️

هزار سال برآید
همان نخستینی ....
❤️

سعدیِ جان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mani
mani

پنجشنبہ‌ها بدجور دلم هوایی می‌شود ؛ هواے دیدنت

پنجشنبہ‌ها بدجور دلم هوایی می‌شود ؛ هواے دیدنت

پنجشنبہ‌ها
بدجور دلم هوایی می‌شود ؛
هواے دیدنت
شنیدنت
لمس ڪردنت
و خریدن شاخہ ڪَلی برایت
تا بدانی هنوز هم در قلبم زنده‌اے ؛

می‌آیم سر قرار همیشڪَی
در عصر پنجشنبہ‌اے ڪہ تو در آن جا دارے
سال‌هاست بہ مردڪَان زنده
بیشتر دلخوش ڪرده‌ام

من این دلخوشی روزهاے پنجشنبہ‌ام را دوست دارم ..!! {-w17-} {-w24-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mani
mani

سبزه‌ها را بحال خود رها کنیم قلبهامان را بهم گره

سبزه‌ها را بحال خود رها کنیم قلبهامان را بهم گره

سبزه‌ها را بحال خود رها کنیم
قلبهامان را بهم گره بزنیم و در خانه بمانیم ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مسعـــود
آروم و عادیآروم و عادی
مسعـــود
مشاهده همه ی 2 نظر
mani
mani

چه غم انگیز است . سال را به زودی تحویل

چه غم انگیز است . سال را به زودی تحویل

چه غم انگیز است ...
سال را به زودی تحویل می دهند ،
ولی تو یک آمدن خشک و خالی هم ،
تحویلم ندادی !
این نحسی تا روز سیزدهم که هیچ ،
تمام سال بر گردنم می ماند ...
آخر ، سال نویی که تویی درش نباشد ،
چه فایده ای دارد ؟ {-w17-}

مشاهده همه ی 8 نظر
mani
mani

باور کن امسالی که زیر درختی نوشکوفه ننشستی و سبزه‌های طفلکی

باور کن امسالی که زیر درختی نوشکوفه ننشستی و سبزه‌های طفلکی

باور کن امسالی که زیر درختی نوشکوفه ننشستی و سبزه‌های طفلکی را گلاویز هم نینداختی ،
جای زمین و آسمان عوض نمی‌شود !

مطمئن باش دریا و ساحل سر جایشان باقی می‌مانند ،
و چندی بعد ، آغوششان را به روی زباله‌هایِ درهم آمیخته‌ات ، باز می‌کنند !

گُل‌های رنگین ، در دلِ چمن
هنوز هم می‌توانند صبور باشند
برای روزی که تو می‌آیی و کمر به نیستی‌اشان می‌بندی !

یادت باشد سیزده می‌رود ،
اما سیزده‌ها در راه‌اند ...!
کاش تویی متفاوت ، همه‌اشان را غافلگیر کند ،
و دست به دهان بمانند از آن همه شوقِ سبزیِ طبیعت ...

مشاهده همه ی 2 نظر
mani
mani

من امروز سبزه‌ای گره نزدم ، گیاهی لگد نکردم ، به

من امروز سبزه‌ای گره نزدم ، گیاهی لگد نکردم ، به

من امروز سبزه‌ای گره نزدم ، گیاهی لگد نکردم ، به درخت و بوته‌ای زخم نزدم ، زباله‌ای در دل زمین و کنار آشیانه‌ی هیچ حیوان بی‌پناهی رها نکردم ... به جایش پشت پنجره‌ی اتاقم نشستم و دعا کردم که آدم‌های بهتری شویم ... زل زدم به خیابان و طبیعتی که زخم خورده و قول دادم از این حصار غم که خلاص شدم ، آرام خودم را به پوست خسته‌ و خاکستری زمین برسانم و تا جایی که در توان دارم ، درخت بکارم ، تا مگر به سهم خودم زمین را سبزتر کنم و آسمان را آبی ...
طبیعت زخمی‌ست ، زمین زخمی‌ست ، آسمان زخمی‌ست ، بیایید عهد کنیم که بعد از این ، با طبیعت مهربان‌تر باشیم .
تو هم قول بده این درد که تمام شد ، یک نهال بکاری و سرپرست و حامی یک درخت باشی ...
وعده‌ی ما یک روز بعد از رهایی ، روی همان تکه از زمین که سبز نیست ، با نهالی در دست ، لبخندی بر لب و امید به آینده‌ای بهتر ...

کاش کسی پیام ما را به گوش‌ این سیاره‌ی خاکی می‌رساند ؛
ما قول می‌دهیم بعد از این ، از زمین و آسمان و حیوانات بی‌پناه ، حمایت کنیم ،
ما قول می‌دهیم با خودمان و با تمام عناصر هستی مهربان باشیم ،
ما قول می‌دهیم بعد از این ، آدم‌های بهتری شویم ...
قول می‌دهیم ...

مشاهده همه ی 5 نظر
mani
mani

امروز سیزدهم است . سیزدهمین روزی که جمشید ، عید گرفت

امروز سیزدهم است . سیزدهمین روزی که جمشید ، عید گرفت

امروز سیزدهم است . سیزدهمین روزی که جمشید ، عید گرفت . مثل اینکه بگویند یازدهمین روزی که کلاهش کج بوده .
با این نوع افکار خود را مسخره و طبیعت را نافذالحکم ساخته و آتیه را بازیچه قرار داده‌اند . از این فکر ثانوی که فکر می‌کنم عید غلبه‌ی گرما بر سرما است ، لبخند می‌زنم . چرا به فقرا می‌گوییم نسیم بهاری می‌وزد ، خیال می‌کنند دشمن حمله می‌برد . گلزار برای آنها محبس است . بوی بنفشه در مشامشان آنها را خفه می‌کند . نانشان بدهیم خواهند گفت : زنده باد جمشید ! بحال خودشان بگذاریم فریاد خواهند زد : مرده باد !
من نمی‌دانم چه جواب بدهم وقتی که به من می‌گویند : مبارک باشد ! بدون اینکه قبلاً دانسته باشند من خوشحالم یا بدحال . در صورتیکه اگر من بدحال باشم مثل این است که به من بگویند تلخیها و تألمات زندگانی تو به تو مبارک باشد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از نامه‌های نیما یوشیج
۱۳ فروردین ۱۳۰۸
به رسام ارژنگی

مشاهده همه ی 11 نظر
mani
mani

سلام می‌کنم به باد ، به بادبادک و بوسه

سلام می‌کنم به باد ، به بادبادک و بوسه

سلام می‌کنم
به باد ، به بادبادک و بوسه ،
به سکوت و سوال
و به گلدانی که خواب گل همیشه بهار می‌بیند !

سلام می‌کنم به چراغ ،
به «چرا»های کودکی ،
به " چال " های مهربان گونه تو !

سلام می‌کنم به کوچه ،
به کلمه ، به چلچله‌های بی چهچه ،
به همین سر به هوایی ِساده !

سلام می‌کنم
به بی‌صبری ، به بغض ، به باران ،
به بیم باز نیامدن نگاه ِتو ...

باورکن من به یک پاسخ کوتاه ،
به یک سلام سرسری راضی‌ام ! {-w17-}


یغما_گلرویی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mani
mani

ما زندگی نمی کنیم ! ما فقط میانِ خفقانِ ثانیه

ما زندگی نمی کنیم ! ما فقط میانِ خفقانِ ثانیه

ما زندگی نمی کنیم !
ما فقط میانِ خفقانِ ثانیه ها ، مات و مبهوت ، ایستاده ایم !
تمامِ دلخوشی هایمان ، بویِ ماندگی می دهد ، بویِ تعفنِ وعده هایِ تو خالی ، بویِ تندِ سیگارهای برگ ، بویِ خیانت ، دروغ ، بویِ جنگ هایِ بدونِ شلیک !!!
ما سال هاست که آرزوهایمان را به روز رسانی نکرده ایم ،
سال هاست که غبارِ کثیفِ سیاست را استنشاق می کنیم و هر ثانیه پیرتر می شویم ، ما آب می خوریم و می سوزیم ، نفس می کشیم و می میریم ، ما زهر نمی خوریم اما از عمقِ جگر ، عذاب می کشیم ...
سال هاست در این شهر ، همه چیز جریان دارد به غیر از "زندگی" !
ما را برایِ سکوت آفریده اند ،
ما بهترین تماشاگرانِ بدترین ظلم های دوران بودیم ،
از نسلِ مظلومیت هایِ از حد گذشته و خودکرده هایِ بی تدبیر !
نسلِ بد اقبالی هایِ مفرط ...
ما آبرو دار ترین زندانیانِ تاریخ بودیم !
در خانه های خودمان اسارت کشیدیم ،
برایِ حقوقِ طبیعیِ مان ، هزینه کردیم ،
در رختخواب هایمان گریستیم ،
و زمانِ فریاد و اعتراضمان ، چشم بستیم و خوابیدیم !
ما بی برنامه ترین گونه ی انسانیِ جهان بودیم ،
نسلی عجیب ، که تیترِ مهمِ کتاب تاریخِ قرن هایِ بعد خواهد بود !
گونه ای تکثیر شونده و نادر ، که استعدادِ عجیبی در سازگارشدن با تمامِ شرایط داشت !
خودمانیم !
آدم هایِ عجیب و غریبی بودیم !
هیچ چیزمان به هیچ چیزمان ربط نداشت !
ما را برایِ درسِ عبرت آفریده بودند ...

مشاهده همه ی 8 نظر