لحظه  بروز رسانی 
Nansi
Nansi

مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه‌ تر کن

مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه‌ تر کن

مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه‌ تر کن
ز آه شرر بار این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پربسته! ز کنج قفس درآ
نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه این خاک توده را
پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا! ای فلک! ای طبیعت!
شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار اس
ابر چشمم ژاله‌ بار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس، ای آه آتشین!
دست طبیعت! گل عمر مرا مچین
جانب عاشق، نگه ای تازه گل! از این
بیشتر کن
مرغ بیدل! شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن
عمر حقیقت به سر شد
عهد و وفا پی‌ سپر شد
ناله عاشق، ناز معشوق
هر دو دروغ و بی‌ اثر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی وطن و دین بهانه شد
دیده تر شد
ظلم مالک، جور ارباب
زارع از غم گشته بی‌تاب
ساغر اغنیا پر می ناب
جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ! ناله سر کن
از قویدستان حذر کن
از مساوات صرفنظر کن
ساقی گلچهره! بده آب آتشین
پرده دلکش بزن، ای یار دلنشین!
ناله برآر از قفس، ای بلبل حزین!
کز غم تو، سینه من پر شرر شد
کز غم تو سینه من پر شرر، پر شرر، پر شرر شد

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Nansi
Nansi

ترا من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در

ترا من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در

ترا من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن
سایه ­ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم.
شباهنگام، در آندم که بر جا دره ­ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم.

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Nansi
Nansi

من کجا، باران کجا و راه بى پایان کجا آه

من کجا، باران کجا و راه بى پایان کجا آه

من کجا، باران کجا و راه بى پایان کجا
آه این دل دل زدن تا منزل جانان کجا
اى حریر از شانه هایت ریخته تا راه من
عطر خوبت را بگو آخر کنم پنهان کجا
من غریق رود هاى خفته در نام توام
مرغ دریایى کجا و بیم از طوفان کجا
هرچه کوی ات دورتر، دل تنگ تر، مشتاق تر
در طریق عشقبازان مشکل آسان کجا
کاتبان گفتند شب، تکثیر گیسوى تو است
نور خورشید انعکاس چشمه ى روى تو است
بى قرار دیدنت این خاک باران خورده است
خواب چشمان مرا امشب خیالت برده است

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Nansi
Nansi

زرد شدست باغ جان از غم هجر چون خزان کی

زرد شدست باغ جان از غم هجر چون خزان
کی برسد بهار تو تا بنماییش نما …

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Nansi
Nansi

من از عالم تو را تنها گزیدم روا داری که

من از عالم تو را تنها گزیدم
روا داری که من غمگین نشینم؟!

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Nansi
Nansi

من ذرّه و خورشید لقایی تو مرا بیمارِ غمم عین

من ذرّه و خورشید لقایی تو مرا
بیمارِ غمم عین دوایی تو مرا

بی‌بال و پر اندر پیِ تو می‌پرم
من کاه شدم چو کهربایی تو مرا

اُردیبهشت
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید