لحظه  بروز رسانی 
ⅡBARANⅡ
مهربونمهربون
ⅡBARANⅡ

امیدوارم سال دیگه این موقع همه خانواده دور هم باشند

امیدوارم سال دیگه این موقع همه خانواده دور هم باشند
دوست داشتنی من

امیدوارم سال دیگه این موقع همه خانواده دور هم باشند
صداهای جدیدی به خانوادها اضافه شده باشه
مجردها به عشقشون رسیده باشن
متاهل‌هایی که منتظر بچه بودن بچه دار شده باشن
اونایی که دنبال خونه بودن خونه دار شده باشن
اون لبخندهایی که از خانواده‌ها ماهها یا شاید سال‌ها دور شده بود بازم به لب‌هاشون برگشته باشه
الهی مریضامون شفا گرفته باشن
بعد همینجور که صدای قهقهه میاد
به آرزوهایی که امسال کردیم
فکر کنیم و با خودمون بگیم
دیدی همه چی درست شد
دیدی الکی اینقدر حرص خوردی..
در این روزهای پایانی سال
امیدوارم همه‌ی اونایی که تو این سالها به هر دری زدن بسته بود
خدا در رحمت رو براشون باز کنه
و همه در سال جدیدِ پیشِ رو به آرزوهای خوبشون برسند و هیچ دلی غمگین نمونه..
♥الهی هزار بار آمین♥

دوست داشتنیای من و دوستان خوبی ک همیشه منو همراهی کردین و ب پیجم سر زدین
ازتون ممنونم ک مهرتون رو بی ریا و بی منت ب من هدیه دادین..
اگر تا ب امروز بدی از من دیدین یا تندی در کلامم ب بزرگواری خودتون ببخشین و حلال کنین..
ی دنیاااا آرزوی خوب براتون دارم
در پناه خداجون..
{-35-}{-35-}

یاسیـ♡ـم،آلمـ♡ـام،هاوژینــ♡ـم ،بانوی مهربونیـ♡ـم و شیفــ★ـوو هرجا هستین دلتون شاد باشه جاتون خیلی خالیه ان شاءالله 99 چراغ پیجاتون روشن بشه..

بــزن بــــاران
نظرات برای این پست غیر فعال است
نـᕲᘿᒪᕲ♔ᕲᘿᘜᓰـدا
بی‌حالبی‌حال
نـᕲᘿᒪᕲ♔ᕲᘿᘜᓰـدا

✨🍁🍁🍁🍁🍁🍁✨ صدای پای یلدا را میشنوی؟

 لینک
✨🍁🍁🍁🍁🍁🍁✨ صدای پای یلدا را میشنوی؟

🍁🍁🍁🍁🍁🍁

صدای پای یلدا را میشنوی؟
انتهای خیابان آذر ...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ...
قراری طولانی به بلندای یک شب....
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده ....
عزم رفتن دارد....
آسمان بغض میکند ..میبارد...
خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست
دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد ....
آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد ..
دستی تکان میدهد ...
قدمی برمیدارد سنگین و سرد کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز...
و....تمام میشود ... پاییز ای آبستن روزهای عاشقی
رفتنت به خیر ..سفرت بی خطر..
پیشاپیش یلدا مبارک ...

مشاهده همه ی 496 نظر
Nansi
Nansi

مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه‌ تر کن

مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه‌ تر کن

مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه‌ تر کن
ز آه شرر بار این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پربسته! ز کنج قفس درآ
نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه این خاک توده را
پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا! ای فلک! ای طبیعت!
شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل به بار اس
ابر چشمم ژاله‌ بار است
این قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فکن در قفس، ای آه آتشین!
دست طبیعت! گل عمر مرا مچین
جانب عاشق، نگه ای تازه گل! از این
بیشتر کن
مرغ بیدل! شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن
عمر حقیقت به سر شد
عهد و وفا پی‌ سپر شد
ناله عاشق، ناز معشوق
هر دو دروغ و بی‌ اثر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی وطن و دین بهانه شد
دیده تر شد
ظلم مالک، جور ارباب
زارع از غم گشته بی‌تاب
ساغر اغنیا پر می ناب
جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ! ناله سر کن
از قویدستان حذر کن
از مساوات صرفنظر کن
ساقی گلچهره! بده آب آتشین
پرده دلکش بزن، ای یار دلنشین!
ناله برآر از قفس، ای بلبل حزین!
کز غم تو، سینه من پر شرر شد
کز غم تو سینه من پر شرر، پر شرر، پر شرر شد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Nansi
Nansi

ترا من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در

ترا من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در

ترا من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن
سایه ­ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم.
شباهنگام، در آندم که بر جا دره ­ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Nansi
Nansi

من کجا، باران کجا و راه بى پایان کجا آه

من کجا، باران کجا و راه بى پایان کجا آه

من کجا، باران کجا و راه بى پایان کجا
آه این دل دل زدن تا منزل جانان کجا
اى حریر از شانه هایت ریخته تا راه من
عطر خوبت را بگو آخر کنم پنهان کجا
من غریق رود هاى خفته در نام توام
مرغ دریایى کجا و بیم از طوفان کجا
هرچه کوی ات دورتر، دل تنگ تر، مشتاق تر
در طریق عشقبازان مشکل آسان کجا
کاتبان گفتند شب، تکثیر گیسوى تو است
نور خورشید انعکاس چشمه ى روى تو است
بى قرار دیدنت این خاک باران خورده است
خواب چشمان مرا امشب خیالت برده است

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Nansi
Nansi

زرد شدست باغ جان از غم هجر چون خزان کی

زرد شدست باغ جان از غم هجر چون خزان
کی برسد بهار تو تا بنماییش نما …

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید