لحظه  بروز رسانی 
rezagholi
rezagholi
کیف پول طرحدار

کیف پول طرحدار

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
rezagholi
rezagholi

دوشی پستچی جنس: چرم طبیعی گاو

دوشی پستچی جنس: چرم طبیعی گاو

دوشی پستچی
جنس: چرم طبیعی گاو

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
rezagholi
rezagholi

کیف پول دستی جنس: چرم طبیعی گاو و چرم بز

کیف پول دستی جنس: چرم طبیعی گاو و چرم بز

کیف پول دستی
جنس: چرم طبیعی گاو و چرم بز

مشاهده همه ی 2 نظر
rezagholi
rezagholi

نام: کیف دستی مدارک (زنانه - مردانه) جنس: چرم طبیعی

نام: کیف دستی مدارک (زنانه - مردانه) جنس: چرم طبیعی

نام: کیف دستی مدارک (زنانه - مردانه)
جنس: چرم طبیعی گاو
تمام دست دوز

مشاهده همه ی 2 نظر
rezagholi
rezagholi

به نام خالق هنر . چرمینه (پارس چرم) این

به نام خالق هنر ...
چرمینه (پارس چرم)
این صفحه به منظور معرفی کارهای هنری خانم رضاقلی ایجاد شده است. جهت ثبت سفارش به همین صفحه یا آدرس اینستا و تلگرام ما مراجعه بفرمایید. از حضور شما بسیار ممنونیم...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مریم
خوشتیپخوشتیپ
مریم
تراریخته

پاسخ دکتر کرمی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مریم
خوشتیپخوشتیپ
مریم
..........

.............

مشاهده همه ی 2 نظر
مریم
خوشتیپخوشتیپ
مریم
.....

....

مشاهده همه ی 4 نظر
مریم
خوشتیپخوشتیپ
مریم

چرمینه, [08.09.19 09:36] [Forwarded from تولیدی خاتون(تولید بانوان کارآفرین)🌷😍]

چرمینه, [08.09.19 09:36]
[Forwarded from تولیدی خاتون(تولید بانوان کارآفرین)🌷😍]
والدین و معلم های عزیز لطفا این متن را بخوانید 🙏

کمتر از یک ماه به اول مهر مانده و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» برده‌ام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است.

همه چیز از اول مهر آغاز می‌شود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دموکراسی یک ملت و عدالت یک ملت، از اول مهر آغاز می‌شود.

همان‌گونه که در طبیعتِ زمین، همه چیز از مهر آسمان شروع می‌شود و بدون خورشید، طبیعت زمین عقیم خواهد ماند، در جامعه انسانی نیز همه چیز از مهر شروع می‌شود. ماه مهر آغاز کشت‌وکار در مزرعه‌ی وجود کودکانی است که اگر در دلشان مهر بکاریم، سرنوشت‌مان مهر‌آگین خواهد شد.

اول مهر که می ‌شود، رئیس جمهور به مدرسه می‌رود و زنگ اول مهر را می‌زند. اما نه رئیس جهور می‌داند و نه دیگر یارانش، و نه دیگرانی که خود را متولیان این دیار می‌دانند که مدرسه‌هامان زنگ زده است، که کتابهامان، که معلمانمان زنگ زده‌اند، که مغزهامان زنگ زده است، و این روزها از دلهای ما نیز بوی زنگ زدگی می‌آید.

۱۳ میلیون زندانی را صبح به صبح راهی زندان‌های زنگ زده می‌کنیم
و به دست زندان‌بان‌های زنگ زده می‌سپاریم.

فقط اقتصاد ما نیست که درمانده‌ سیاستمداران زنگ زده شده، کودکان ما نیز زندانی زنگ زدگیهای ما شد‌ه‌اند.

نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که هی پیچ و مهره‌هایش را روغن می‌زنیم بلکه چند گام دیگر دوام بیاورد.

وقتی برای وزیر پیشین آموزش و پرورش توضیح دادم که چرا می‌گویم عقب ماندگی ما ریشه در نظام آموزشی ما دارد و برایش گفتم که چگونه بذر توسعه در مدرسه کاشته می‌شود و اکنون با این شیوه‌های آموزشی، اگر بذری هم در درون کودکان باشد می‌خشکانیم.
گفت اینها حرفهای مهمی است که باید همه وزرا بشنوند.
اما بیچاره هرچه تلاش کرد نشد که این بحث را به هیات دولت ببرد و بعدها به من پیام داد که الان دغدغه دولت، آموزش نیست.

راست هم می‌گفت دولت الان باید نیمی از انرژی خود را صرف تامین حقوق آخر ماه کارمندان و بازنشستگان و پرداخت یارانه‌ها کند و بقیه انرژی‌اش را هم صرف مراقبت از لنگ پاهایی بکند که برایش می‌بندند، پس دیگر نوبت به نگرانی نسبت به آموزش و پرورش نمی‌رسد.

آی معلم‌های عزیز، ما می‌دانیم که شما در این زنگ زدگی بی تقصیرید شما هم در دام یک نظام تدبیر زنگ زده، گرفتار شدید و زنگ زدید، اما شما مراقب کودکان ما باشید مبادا آنان زنگ بزنند.

باور کنید مشق شب شیوه‌ای زنگ زده است، باور کنید ارزیابی کودکان بر اساس نمره، سمی است که شخصیت کودکان ما را زنگ نمی‌زند بلکه متلاشی می‌کند، لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید.

ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما همه چیز بدتر شد.

تصادفات رانندگیمان بیشتر شد، ضایعات نانمان، آلودگی‌ هوایمان بیشتر شد، شکاف طبقاتی‌مان بیشتر شد، پرونده‌های دادگستریمان بیشتر شد، تعداد زندانیان‌مان و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.

پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم ما اکنون دچار کمبود مفرط آدم‌های توانمند هستیم.

پس لطفاً به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آن‌ها گفت‌وگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید.

باور کنید اگر بچه‌های ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت، و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود، و ندانند که با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست، هیچ چیزی از خلقت کم نمی‌شود؛

اما اگر آن‌ها زندگی کردن را و عشق ورزیدن را و عزت نفس را و تاب آوری را تمرین نکنند، زندگیشان خالیِ خالی خواهد بود!

لطفاً برای بچه‌های ما شعر بخوانید، موسیقی بیاموزید، بگذارید با هم آواز بخوانند، اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند، بگذارید وقتی خوابشان می‌آید بخوابند و وقتی مغزشان نمی‌کشد یاد نگیرند.

لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید. اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند. زبان‌شان را برای نقد آزاد بگذارید، بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.

اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دستکم هوای هم را داشته باشیم، نداشته‌ها و تنگناها و غمها و عقده‌های خود را به کلاس‌ها نبرید.

ترا به خدا در کلاس‌های‌تان خدایی کنید نه ناخدایی. شاید خدا به شما و ما رحم کند و از این زندان‌ خودساخته رهایمان سازد❤️

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید