افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
مهربونمهربون
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
happy.life73-20180220-0001.mp4

کانال ما را درتلگرام به آدرس
@nasimekhonak
را دنبال کنید ❀✰

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
مهربونمهربون
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
Mohsen Yeganeh - Oboor.mp3

عبور
محسن یگانه

کانال تلگرامی مارا دنبال کنید
@nasimekhonak

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
مهربونمهربون
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)

می گویند:

خوش به حالت!

از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی…!

نمی دانند بعضی دردها

کمر خم می کنند، نه ابرو…!

.

آنقدر زیبا عاشق شده ای که آدم لذت میبرد… از این همه خیانت . . .

.

آهای مردم

عاشقش نشوید

به اندازه همه تان عاشقی کردم برایش . . .

.

دلم را

به روی عالم و آدم بسته ام

مگر ” دلبستگی ” همین نیست؟

مشاهده همه ی 15 نظر
نگار
مهربونمهربون
نگار

دوست مجازی من...


چند وقت است برایت مینویسم


و تو میخوانی


وگاهی تو مینویسی و من میخوانم

دوست مــــــــــجازی من

این روزها درد دلهایمان را


به زبان نمی آوریم


تایپ میکنیم

مانده ایم اگر این دنیای مجازی نبود


روی دیوار احساس چه کسی مینوشتیم

نامت زیباست اما افسوس مجازی هستی

پشت هر یک از این نوشته ها یک نفرنشسته است


میخواند،فکر میکند،گاهی هم گریه میکند،یا میخندد

برای چند دقیقه هم که باشد از دنیای واقعی مرخصی میگیری


مینشینی برای دل خودت


گاهی هم شب و روز میچرخی در این دنیای رمز دار

ولی میدانم

قدر تمام لبخندهایت تنها هستی


اگر همدمی بود که مجازی نمیشدی

دوست مــــــــــجازی من

گاهی آنقدر بیخود میشویم بین یک دنیا دروغ و اعتقاد

فراموش میکنیم خودمان را


دور میزنیم منطق و باورهایمان را


میخندیم/گاهی هم دروغ میگوییم

نمیدانم....


شاید این معجزه ی مـــــجازی بودنت باشد

دوست مجازی من

بودنت را قدر میدانم♥

مشاهده همه ی 14 نظر
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
مهربونمهربون
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
 لینک

تصاویر دیدنی

مشاهده همه ی 15 نظر
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
مهربونمهربون
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
Presentation1.jpg

امتحان کنید اگر خوشتون اومد باز نشر کنید

مشاهده همه ی 42 نظر
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
مهربونمهربون
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)

خسته ام از ارتباطات اداری ،از عناوین مجازی ،استعاری،

پست های آن چنانی ،میزهای این چنانی،

شغل های انحصاری، از رکورد عشق در خدمت به مردم ؛

رونق خمیازه در ساعات کاری؛شیوه مرسوم زیرآب ؛

خود عزیزی ،چاپلوسی،پاچه خواری؛

دايماَ تخریب کردن،زیر پا خالی نمودن ،در امید ماندگاری؛

روبرو تعظیم وتکریم،پشت سربد گفتن وتهمت نگاری؛

چشم وهم پوشی حسادت ،در طریق اوت کردن

رهگذاری،خویشتن را نخبه دیدن

دیگران را برود،اودر خوربستن به گاری،

خسته ام از این منم ها،از غرور خود گرفتن؛

تکیه بر یک مدرک بالا ولیکن افتخاری؛خسته ام از این روابط ؛

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
مهربونمهربون
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)

درده سارا

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید ودادزد: سارا

دخترک خودش را جمع وجور کرد ، سرش را پایین انداخت وخودش را تا جلوی میز معلم کشید وبا صدای لرزان گفت (بله خانم؟)

معلم که از عصبانیت شقیقه هایش میزد ، به چشمهای سیاه ومظلوم دخترک خیره شدو داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس ودفترتو سیاه وپاره نکن؟ ها ؟

فردا مادرت رو میاری مدرسه میخوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم...

دخترک چانه لرزانش را جمع کرد ... بغض اش را به زحمت قورت داد و آرام گفت: خانوم ... مادرم مریضه...

اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن ... اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت...

اونوقت قول داده اگر پولی باقی بمونه برای من هم یه دفتر بخره تا که من دفتر های داداشم رو پاک نکنم وتوش بنویسم...

اونوقت قول میدم مشقاموتمیز بنویسم...

معلم صندلی اش را به سمت تخته چرخاند وگفت : بشین سارا ...

وکاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
مهربونمهربون
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)

گفتی از یاد تو میرم ،نه عزیزم مگه میشه؛

بجا چشمام قلبم اما،پیش توست تا همیشه؛

فاصله بین منو تو تا کجا دنباله داره؛

                      قسمت این بودکه جدا بمونیم از هم تا همیشه؛

روز موعود مطمئن باش که زیاد هم دور نیست؛

                             من کنار تو ،و تو مال منی تا همیشه؛

نمیدونم که کجا وبا که هستی ،نمیخوام هم که بدونم؛

                    من با تو خونه ای ساختم توی قلبم تا همیشه؛

مگه تو نخواستی بال من وتو بمونه پابرجا؛

                  من که موندم ولی از تو خبری پیدا نمیشه؛

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)
مهربونمهربون
محمدرضا(مدیر گروه مهربان)

شیرینی

یه پسرودختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن ،پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت؛

پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه ی تیله هام و بهت میدم ،وتو هم همه شیرینی هاتو به من بده دختر کوچولو چون خوشحال شده بود از اینکه میتونه اون تیله ها رو برای داداش کوچولوتره خودش ببره زود قبول کرد

پسر کوچولو بزرگترین وقشنگترین تیله رو یواشکی برای خودش گذاشت کنار وبقیه رو به دختر کوچولو داد

اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینی هاشو به پسرکوچولو داد

همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید وخوابش برد

ولی پسر کوچولو نمیتونست بخوابه چون به این فکر بود که همانطور خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دخترکوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده وهمه شیرینی هارو بهش نداده باشه

نتیجه اخلاقی:

عذاب وجدان همیشه مال کسی است که : صداقت نداره

آرامش مال کسی است که صداقت دارد .

لذت دنیا مال کسی نیست که با آدم صادق زندگی میکند؛

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید