لحظه  بروز رسانی 
احمدرضا
احمدرضا

«فلینظر الانسان الی طعامه»عبس 24:   ندای قرآنی «فلینظر الانسان الی طعامه»،

«فلینظر الانسان الی طعامه»عبس 24:
  ندای قرآنی «فلینظر الانسان الی طعامه»، انسان باید در غذای خود به دقت بنگرد، دعوتی است از همه انسانها که در غذای خویش، چه غذای روح و چه خوراک جسم، به دقت و عالمانه بنگرند.
 عموما انسان‌ها در خوردن غذا به مزه‌ی آن توجه دارند و باز گمان نمی رود که این امر مسئله‌ای باشد که نیازمند توصیه و تأکید باشد. قرآن می‌فرماید «فَلْینظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ» (سوره‌ی 80 آیه‌ی 24) «انسان باید به غذایش نگاه کند» این دستور نمی‌گوید انسان غذایش را ببیند، بلکه می‌فرماید نگاه کند. ما در طول روز چیزهای زیادی را می‌بینیم اما به همه‌ی آن‌ها نگاه نمی‌کنیم. در بحث‌هایی که متخصصان مربوطه انجام داده‌اند، مقصود از نگاه «ینظر» در این آیه را نگاه عمیق و با فکر بیان کرده‌اند. غذا را می‌خورند، اما قرآن دستور داده است که قبل از خوردن به غذا نگاه کنید. شاید بتوان گفت که اولین مواجهه با غذا می‌تواند غیر از امور مربوط به خوردن، به چیزی مثل نگاه کردن تعلق بگیرد. صرف‌نظر از این، آنچه مسلم است این است که یک وجه موضوع این است که باید به غذا نگاه کرد و دید که کدام غذا حلال است. و کدام حلال‌تر است. «فَلْینظُرْ أَیهَا أَزْکى طَعَامًا فَلْیأْتِکم بِرِزْقٍ مِّنْهُ» (سوره‌ی 18 آیه‌ی 19) بنابراین اولین ملاک حلال بودن است. اما آیا حلال بودن برای خوردن یک خوردنی کافی است؟ « وَکلُواْ مِمَّا رَزَقَکمُ اللّهُ حَلاَلًا طَیبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ» (سوره‌ی 5 آیه‌ی 88)
طیب بودن نیز ملاک مهمی است که درخصوص آن تحقیق لازم صورت نگرفته است، غذای طیب چه غذایی است و در مقابل غذای خبیث چه تعریف، خصوصیات و مصادیقی دارد؟ ملاک دیگر در انتخاب غذا این است که غذای ما مصداق اسراف نباشد. «وکلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» (سوره‌ی 7 آیه‌ی 31) ممکن است تصور شود که اسراف در خوردن به غا بازنمی‌گردد بلکه به میزان خوردن ارتباط دارد؛ یعنی بحث از کمیت است و هرگاه از اعتدال فراتر برویم اسراف کرده‌ایم. اما باید توجه داشت که اسراف منحصر در اسراف کمی نیست؛ بلکه انواع دیگری دارد. « وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیهِ سُلْطَانًا فَلاَ یسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُورًا» (سوره‌ی 17 آیه‌ی 33) آیا اسراف در قتل در این آیه صرفا کمی است؟ اصل استفاده از یک خوردنی صرف‌نظر از کمیت آن ممکن است مصداق اسراف باشد. به‌هرحال این نیز موضوعی است که جای تحقیق دارد که اسراف چیست و چه مصادیقی دارد. اینها برخی از ملاک‌های اصلی در انتخاب غذا است.

در مورد تأثیری که غذا بر روحیه‌ی حق‌پذیری می‌گذارد. این روایت معروف امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا قابل استفاده است که بعد از ایراد آن سخنان پرمحتوا و گیرا در برابر لشکر لجوج و قساوتمند کوفه، هنگامی که ملاحظه کردند که آن‌ها حاضر به سکوت و گوش دادن به سخنانشان نیستند، فرمودند: «آری شما حاضر به شنیدن سخن حق نیستند زیرا شکم‌های شما از غذاهای حرام پر شده است، در نتیجه خداوند بر دل‌های شما مهر زده است. در بعضی احادیث دیگر نیز رابطه‌ی میان غذای اضافی و سنگدلی و قساوت و عدم پذیرش موعظه دیده می شود. از جمله این حدیث پیامبر(صل الله علیه و آله) که می‌فرمایند: «از غذای اضافه بپرهیزید که قلب را پر قساوت می‌کند و از اطاعت حق تنبل می‌سازد و گوش را از شنیدن حق و موعظه کر می‌کند.»

گرچه ممکن است عبارت (فضول الطعام) در این روایت به پرخوری یا غذای مانده و فاسد شده اشاره کند. اما در هرحال از رابطه‌ی تغذیه و مسائل اخلاقی خبر می‌دهد. از این حدیث به خوبی استفاده می‌شود که غذای اضافه سه پیامد سوء دارد: 1.قساوت می‌آورد؛ 2.انسان را در انجام عبادات و طاعات تنبل می‌کند؛3 .گوش شنوا را در برابر مواعظ از انسان می‌گیرد، به همین جهت است که روزه باعث رقت قلب و آمادگی بیش‌تر انسان برای شنیدن مواعظ می‌شود و به عکس هنگامی که شکم پر است فکر انسان درست کار نمی‌کند و خودش را از خدا دور می‌بیند.%D8%B7%D8%B9%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D9

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
احمدرضا
احمدرضا

FarhangYar_ir_emam_ali_2_.jpg

مشاهده همه ی 1 نظر
فاطمـ ـــه سـ ــادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )
فاطمـ ـــه سـ ــادات ( صاحبِ ابدی ِ قــَـلبــَـم خُــدا )

72 روز دگر مانده فقط تا به محـرم. نگرانم


w535
..

72 روز دگر مانده فقط تا به محـرم

.

نگرانم ... نگرانم ... نكند خواب بمانم؟

.

نكند بغضِ من از شدتِ غم

.

نه ببارد، نه بكاهد، ابد الدهر بماند...؟

.

نكند اشـك نریزم؟

.

نكند كرب و بلا و نجفم را ندهی حضرت ارباب؟

.

نكند باز نخوانم كه حرم، اهل حرم، میر و علمدار نیامد؟

.

نكند باز بمانم؟

.

نكند پاى پیاده حرم ات باز بماند به دلم حسرت و آهش...؟

.

نگرانم .. نگرانم .. نكند دیر شود، جاى بمانم؟

..
HM-2013526595177605291412096880.2865.jpg
..

به خدا کرببلایی شدنم دست شماست

.

جان عباس (ع) فراموش مکن نام مرا

.

به پریشانی گیسوی سر ام بنین

.

دیگر امضا بنما برگه ی اعزامِ مرا

.

روضه خوان گفت حسین ع؛ بوی حرم شد احساس

.

وعده ما اربعین پای ضریح عباس(ع)

..
ce5205ae9490428b8a91ae17d2f57b5a.jpg
..

اللهم الرزقنا زیارت الحسین"ع"

.
.

مشاهده همه ی 17 نظر
احمدرضا
احمدرضا

امام صادق(ع) در باره‌ی درجات ایمان می­فرماید: «خداى عزّ و جلّ

امام صادق(ع) در باره‌ی درجات ایمان می­فرماید: «خداى عزّ و جلّ ایمان را هفت قسمت کرد: 1. نیکوکارى، 2. راست­گویى، 3. یقین، 4. رضا، 5. وفاء 6. علم، 7. بردبارى. سپس آن را میان مردم تقسیم فرمود، به هرکس هفت سهم داد، او کامل است و دربردارنده‌ی ایمان. به برخى از مردم فقط یک سهم داد، و به بعضى دو سهم و به دسته­اى سه سهم، تا به هفت سهم قسمت کرد، امام فرمود به کسى که یک سهم ایمان دارد به اندازه‌ی دو سهم تحمیل نکنید، و به کسى که دو سهم دارد به مقدار سه سهم که سنگین بارشان خواهید کرد، آن­گاه فرمود: همچنین تا به هفت سهم برسند (یعنى بر سه سهمى به اندازه چهار سهم تحمیل نکنید، و بر چهار سهمى به اندازه پنج سهم و بر او به اندازه شش سهم و بر او به اندازه هفت سهم).[1]منظور امام(ع) در این سخن این است که استعداد و قابلیت اشخاص در پذیرش ایمان مختلف است و خدا هرکس را به اندازه‌ی استعدادش تکلیف کرده و باز خواست می­نماید، شما هم در علوم و اعمال و اخلاق دینى، از هرکس به قدر وسع و طاقت و استعداد و قابلیتش انتظار داشته باشید که تحمیل بیش از استعداد و طاقت او را سنگین بار و خسته و وامانده می­کند.[2]

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید