بسم الله الرحمن الرحیم

و این آغاز انسان بود...

از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود. و مکافات این وسوسه هبوط بود.

فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد.

انسان گفت: اما من به خود ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است.

خدا فرمود: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد، زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و از باطل، از خطا و صواب، و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه...

و فرشته ها همه گریستند. اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. می ترسید و مردد بود. و آن وقت خدا چیزی به انسان داد. چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت.

انسان دست هایش را گشود و خدا به او اختیار داد.

خدا فرمود: حال انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداشِ به گزیدن توست. عقل و دل هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و نبرد و صبوری را. و این آغاز زندگی انسان بود.
بروز رسانی 
omid " همسفر عشق "
مهربونمهربون
omid " همسفر عشق "

چه وقت باید احساس بزرگی کرد: هر گاه از خوشبختی

چه وقت باید احساس بزرگی کرد: هر گاه از خوشبختی

چه وقت باید احساس بزرگی کرد:
هر گاه از خوشبختی همه، "حتى" کسانی که دوستمان ندارند هم خوشحال شدیم.

هر گاه برای تحقیر نشدن دیگران از حق خود گذشتیم.
هرگاه شادی را به کسانی که آن را از ما گرفته اند هدیه دادیم.
هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن بدی دیگران نبود.
هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم.
هرگاه به بهانه عشق از دوست داشتن دیگران غافل نشدیم.
هرگاه اولین اندیشه ما برای رویارویی با دشمن انتقام نبود.
هرگاه دانستیم عزیزخدا نخواهیم شد، مگر زمانی که وجودمان آرام بخش دیگران باشد.
هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران بود.
هرگاه همه چیز بودیم و گفتیم: "هیچ نیستیم"
پس بیاییم بزرگ باشیم...
وبزرگ شدن را تمرین کنیم...
و بعد بزرگ شدن را تعلیم دهیم...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
omid " همسفر عشق "
مهربونمهربون
omid " همسفر عشق "

وقتي يه پنگوئن عاشق يه پنگوئن ديگه ميشه ، كل ساحل

وقتي يه پنگوئن عاشق يه پنگوئن ديگه ميشه ، كل ساحل

وقتي يه پنگوئن عاشق يه پنگوئن ديگه ميشه ، كل ساحل رو ميگرده و قشنگترين سنگ رو انتخاب ميكنه ، اون رو واسه جفت ماده ميبره ، اگر ماده از سنگ خوشش اومد و قبول كرد جفت هم ميشن؛
ولي اگر قبول نكرد پنگوئن نر احساس ميكنه سنگي كه پـٓيــدا كرده اصلا قشنگ نبوده و اونوقت اونو ميبره زير آب لاي مرجانها ميندازه تا ديگه هيچ پنگوئني اشتباه اونو تكرار نكنه و نا اميد نشه .
اما ما!
هي اشتباهات خودمون رو تكرار ، تكرار ، تكرار و به ديگران هم توصيه ميكنيم .
بعضي وقتها پنگوئنی باشيم .

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
omid " همسفر عشق "
مهربونمهربون
omid " همسفر عشق "

دو سطل یکدیگر را در ته چاهی ملاقات می کنند

دو سطل یکدیگر را در ته چاهی ملاقات می کنند

دو سطل یکدیگر را در ته چاهی ملاقات می کنند.
یکی از آن ها بسیار عبوس و پژمرده دل و دیگری شادمان بود،
به همین خاطر سطل دوم برای ابراز همدردی از او پرسید:
«ببینم چته،چرا ناراحتی؟» سطل عبوس و دلگیر پاسخ می دهد:
«آنقدر منو ته چاه انداختند و بالا کشیدند که دیگر خسته شده ام.
میدونی پر بودن اصلا برایم مهم نیست،همیشه خالی به اینجا بر می گردم»
سطل دومی خنده اش می گیرد و خنده کنان می گوید:
«تو چرا این طوری فکر می کنی؟
من همیشه خالی اینجا می آیم و پر بر می گردم.
مطمئن هستم اگر تو هم مثل من فکر می کردی،
می توانستی شادتر زندگی کنی!»
در دنیا هیچ چیز به خودی خود دارای معنا نیست؛
احساسات، رفتارها و واکنش های ما نسبت به هر چیزی
بستگی به نحوه ادراک و تصور ما از آن چیز دارد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
omid " همسفر عشق "
مهربونمهربون
omid " همسفر عشق "

انسانهای صادق به صداقت حرف هیچکس شک نمی کنند و حرفِ

انسانهای صادق به صداقت حرف هیچکس شک نمی کنند و حرفِ

انسانهای صادق به صداقت حرف هیچکس شک نمی کنند و حرفِ همه را باور دارند،
انسانهای دروغگو تقریبا حرف هیچکس را باور ندارند و معتقدند که همه دروغ می گویند.
انسانهای امیدوار همواره در حال امیدوار کردن دیگرانند،
انسانهای نا امید همیشه آیه یاس می خوانند.
انسانهای حسود همیشه فکر می کنند که همه به آنها حسادت می کنند.
انسانهای حیله گر معتقدند که همه مشغول توطئه هستند،
انسانهای شریف همه را شرافتمند می دانند.
انسانهای بزرگوار بیشترین کلامشان، تشکر از دیگران است.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مجید
مجید

حافظ از چشمان قشنگ تو غزل ساخت هر که تو

حافظ از چشمان قشنگ تو غزل ساخت هر که تو

حافظ از چشمان قشنگ تو غزل ساخت
هر که تو را دید به چشمان تو دل باخت

نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت
دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت

مشاهده همه ی 3 نظر
مجید
مجید

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور

چه بخواهیم چه نخواهیم باید از کوچه های زندگی عبور

چه بخواهیم چه نخواهیم
باید از کوچه های زندگی عبور کنیم،

گاهی تلخ، گاهی شیرین
عبورها می سازند کوچه های زندگی ما را ..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مجید
مجید

آدمهای احساساتی را باید کشت. میدانی راست میگویم

آدمهای احساساتی را باید کشت...

میدانی راست میگویم...

آدمهای احساساتی به درد این زندگی آهنی امروز نمیخورند...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
مجید
مجید

ما همینیم که هستیم شاخ نیستیم چون گاو نیستیم

ما همینیم که هستیم
شاخ نیستیم چون گاو نیستیم
خاص نیستیم چون عقده نداریم
بالا نیستیم چون پرچم نیستیم
فقط یه آدمیم که خیلیا نیستن

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید