به گروه عطر سوسن خوش اومدید
-------------------------------------------------------------
از ارسال مطالب نامناسب خلاف عرف خودداری کنید مدیران
گروه در حذف مطالب نامناسب مختارند

----------------------------------------------------------------
گروه نیاز به مدیر نداره لطفا درخواست مدیریت ندید

شرمنده تون میشیم. مدیران گروه فقط از بین دوستان خودم پذیرفته میشوند

---------------------------------------------------------------
بروز رسانی 
مَنِ نِفرَت اَنگیز ❥
آروم و عادیآروم و عادی
مَنِ نِفرَت اَنگیز ❥

هرگز نباید نزد کائنات به چیزی اصرار کرد. انگار بابت هرچیزی

هرگز نباید نزد کائنات به چیزی اصرار کرد. انگار بابت هرچیزی که خارج از برنامه به آدم می‌بخشد، بها‌ی مضاعف می‌گیرد.

عطر سوسن
نظرات برای این پست غیر فعال است
❤️علی آقا❤️ متن عاشقانه
آروم و عادیآروم و عادی
❤️علی آقا❤️ متن عاشقانه

این زیباترین کافه دنیا بود با همین والورها و علاالدین

این زیباترین کافه دنیا بود با همین والورها و علاالدین

این زیباترین کافه دنیا بود
با همین والورها و علاالدین هایی که بد می سوختند، با قوری های گلدار و چین های گوشه چشم مادر..
.

مادر کافه چی نبود، عشق بود ...

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Banoo
Banoo

این برگریزانِ پاییز جان می‌دهد برای عاشقی دستِ دلبر

این برگریزانِ پاییز جان می‌دهد برای عاشقی دستِ دلبر

این برگریزانِ پاییز
جان می‌دهد برای عاشقی
دستِ دلبر را بگیری
و‌ از هیاهوی جهان دور شوی
غرقِ بوسه و آغوش
دوستت دارم بگویی و بشنوی

آدمی با همین بهانه‌ها زنده می‌ماند
بوی نمِ باران و هوای دلبرانه
فکر کن..
گم شوم میان چهارخانه‌ی پیراهنت
گرم شوم از گرمای آغوشت

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
آرامــــ❤ــــ
آروم و عادیآروم و عادی
آرامــــ❤ــــ

کیٖمیٖا بود. نامش که نه. جَواهرِ چَشمانش. و چقدر

کیٖمیٖا بود. نامش که نه. جَواهرِ چَشمانش. و چقدر

کیٖمیٖا بود..
نامش که نه.. جَواهرِ چَشمانش..
و چقدر بَعید بود
و چه اَندازه دور..
و چقدر خواستنش در نتوانستن،
سَخت بود و جانْ‌فَرسا..

کیٖمیٖاگری زِبردَست بود که
با آمدنش..
تنهایی‌ام را مُبدل به عشْق کرد تا
به یُمْنِ معجزهٔ نگاهش
زَر شود مِـــسِ قلبی که
صَد سال.. به تنهایی عادت کرده بود..
.
.
.
از اِکسیٖرِ دستانش
به اعجازِ یک آغوش رسیدم .. تا
به دَمِ مسیحاییِ بوسه‌هایش
جانی دوباره بگیرم از شعری که
وَقْفِ خاصِ وَصْفِ افسونِ نگاهش می‌شود..

کیٖمیٖا بود.. و
خواستنش طلبِ آب بود
در کویرِ درماندگی..
می‌خواستم و نمی‌توانستم..

آری..
او آمد .. و
تنـ‌هاییِ سَخیٖفم را
مُتَصِّل به عشقی غنی کرد.. تا
بعد از رفتنش
با یادوارهٔ آغوشش که
در اندام‌وارهٔ بی‌کسیٖ‌ام حُلول می‌کند..،
عاشِقانه زندگیٖ کنم..❤

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

پشت این پنجرہ ے مات و عرق ڪردہ ، دلے

پشت این پنجرہ ے مات و عرق ڪردہ ، دلے





به‌ نگاهِ سحر و لحظہ ے دیدارخوش است...

ے.

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

دیدمش زلفِ پریشان بر ڪمر پیچیدہ بود

دیدمش زلفِ پریشان بر ڪمر پیچیدہ بود





تارِ آهِ عاشقان را، بر اثر پیچیدہ بود

ے

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

تو ڪافردل، نمی‌بندے نقاب زلف و می‌ترسم

تو ڪافردل، نمی‌بندے نقاب زلف و می‌ترسم





ڪہ محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

شب ڪہ اقیانوس یادت را سپردم دست باد

شب ڪہ اقیانوس یادت را سپردم دست باد





موج وَهم آلود یادت شهر را ویرانہ ڪرد

ے

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید