افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
بروز رسانی 
شاهین( مدیر گروه عاشقی)
شاهین( مدیر گروه عاشقی)
500x454_1433322371179575.jpg

عدد شانس من خواهد بود

اگر

پنج برعکس چپ سینه ات

مال من باشد ... !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Dömanسکوت و بی کسی ( گروه)
آروم و عادیآروم و عادی
Dömanسکوت و بی کسی ( گروه)
 لینک

سال ۹۱

من و تنهایی

مشاهده همه ی 4 نظر
[♥MEHREGAN ♥]
[♥MEHREGAN ♥]
IMG_20171119_174102.jpg

یا رب آگاهی ز یا ربهای من
حاضری در ماتم شبهای من

ماتمم از حد بشد سوری فرست
در میان ظلمتم نوری فرست

پای‌مرد من در این ماتم تو باش
کس ندارم دست گیرم هم تو باش

شیخ_عطار

شب بخیر خوبان همراه

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
سید الیاس...
ناراحتناراحت
سید الیاس...

((تو به من خندیدی))
خنده ای از سر شوق٬ خنده ای از ته دل
و ندانستم من٬ که چه سان بی پروا٬
دل به دریا زده از باغچه همسایه٬
سیب را دزدیدم.
معجز عشق تو بود٬
شایدم سحر دو چشمانت بود.
غرق در رویاها٬ محو چشمان تو بودم ٬
ناگه٬
((سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک))
ـ شیشه عمر من افتاد به خاک ـ
و بدنبال نگاهت٬
باغبان را دیدم.
غضب آلوده نگاهش کردم.
باغبان بغضی کرد٬
با نگاهی غمگین و پشیمان شده از رفتن تو٬
سیب دندان زده را داد به من.
باغبان گفت به من : درد تو درد من است٬
سیب دندان زده اش را بردار٬
او نخواهد آمد.
رفتنی رفت که رفت٬ و تو هم برگی از این تکراری.
خشمگین پرسیدم : که چرا اینجایی؟ زکجا آمده ای؟ و چرا آمده ای؟
رنگش از چهره پرید٬ آهی از سینه کشید٬ بغض را پایین داد٬ قطره اشکی خشکید
و به سختی نفسی تازه کشید
بعد آن با من گفت : من همانم که از این باغچه همسایه٬ سیب را دزدیدم.
سر به زیر افکندم و خجالت زده از پاسخ او٬

در جوابش گفتم :

خانه کوچک ما نیز چنان خانه تو..
......................................... سیب نداشت.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید