توصیۀ دکتر عبدالکریم_سروش به جوانان و نسل نو
و به‌ویژه برای یک انسان حقیقی شدن..

نخستین توصیۀ من به شما این است که
«دست ارادت به هیچ‌کسی ندهید..
مرید هیچ‌کسی نشوید..»
ذهن‌تان را خیلی آزاد نگه دارید،
تیغ برنده نقادی را همیشه به همراه داشته باشید و هیچ وقت آن‌را در غلاف نکنید و با همان جرئتی که گلوی باطل را می‌برید با همان شجاعت حق را هم بپذیرید..
و به‌قول نظامی :
می‌باش چو خار حربه بر دوش
تا خرمن گل کشی در آغوش 
بیشتر گرفتاری‌های مردم از تعارف کردن است هم با خودشان تعارف می‌کنند و هم با دیگران،
نباید اهل تعارف باشید نه با خودتان و نه با دیگران مخصوصاً وقتی پای حق و باطل در میان است.
توصیۀ بعدی من این است که همواره با افراد موفق نشست و برخواست کنید و با سست طبعان میامیزید 
به تعبیر مولانا
زان که هر بدبخت خرمن سوخته
می نخواهد شمع کس افروخته
هر که را باشد مزاج و طبع سست
می نخواهد هیچ کس را تندرست..

بروز رسانی 
فروش ویژه موبایل
خوشحالخوشحال
فروش ویژه موبایل

دانلود آنتی ویروس اندروید فروش ویژه موبایل

دانلود آنتی ویروس اندروید

فروش ویژه موبایل
3 ساعت قبل - 6 مشاهده

ویژگی های برنامه ی Dr.Web Anti-virus اندروید :حافظه داخلی و خارجی دیوایس شما را بررسی و اسکن کند، از ورود انواع ویروس، جاسوس افزارها و تروجان ها جلوگیری نمایید و همچنین از اطلاعات شخصی شما در هنگام استفاده از اینترنت محافظت نماید.
– امکان اسکن سریع گوشی و SD card و اقدام به حذف آن ها
– قابلیت انتخاب پوشه و فایل خاص توسط کاربر برای اسکن کردن
– بهره گیری از تکنولوژی حرفه ای Origins Tracing و گارد عنکبوتی برای محافظت همه جانبه
– محافظت از گوشی در برابر فایلهای مخرب آتوران (auto run) و همچنین cpllnk
– انتقال سریع فایل های ویروسی به پوشه قرنطینه! با امکان بازیابی آن ها
-امکان بلوک کردن سایت های مخرب و ویروسی به صورت خودکار
– عدم تاثیر چشم گیر در کاهش سرعت و عملکرد دیوایس اندرویدی
– توانایی پیدا کردن گوشی دزدیده شده و اطلاع رسانی در صورت سرقت
– مشاهده مکان گوشی بر روی نقشه و قابلیت پاک کردن محتویات SD از راه دور
– جلوگیری از ورود پیامک های ناخواسته به صندوق ورودی
– استفاده ی بهینه و کم از باتری گوشی و تبلت اندرویدی
– توانایی جالب رسم روزانه نمودار و گراف عملکرد برنامه به صورت دقیق
۱۴ مگابایت
اندروید ۲ به بالا
دانلود برنامه
http://mobile888.blogsky.com/1396/1...ost-694/
موبایل پوپو ، را در گوگل سرچ کنید


http://mobile888.blogsky.com/1396/1...ost-683/

http://mobile888.blogsky.com/1396/1...ost-682/


http://mobile888.blogsky.com/1396/1...ost-676/

http://mobile888.blogsky.com/1396/1...ost-675/



http://mobile888.blogsky.com/1396/1...ost-674/



http://mobile888.blogsky.com/1396/1...ost-673/

http://mobile888.blogsky.com/1396/1...ost-671/

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
@avaletir

گفتن راهی به روشنایی و وضوح است- چهره بخشیدن به اشباحی

پرنده در زیر دستی که دست نیست

گفتن راهی به روشنایی و وضوح است- چهره بخشیدن به اشباحی است که درهم می لولند . گفتن راهی برای آفریدن فاصله است، و فاصله شرط شناخت است. با گفتن میان خود و خودت فاصله می گذاری تا خودت را ببینی. مراقبه و خودشناسی بدون فاصله نمیشود. اما آنچه برای من رهایی می آورد «گفتن» نیست، «شنیده شدن» است. «گفتن» در اصل تک گویی است. با گفتن به اشباح ام صورت زبانی می بخشم، و آنها را بسوی دیگری که شاید در آن سوی تاریکی نشسته باشد، پرتاب میکنم. اما گاهی در لحظاتی نادر «گفتن» یکباره سبک ات میکند. انگار دودهای تیره و سنگینی که بقول مولانا خانه درون ات را انباشته، یکباره روزنی به بیرون می یابد و «دود تلخ از خانه ات کم می شود» - اینجاست که درمی یابی «گفتن» تو با «شنیده شدن» او همراه شده است. دیگری تو را می شنود، و این معجزه ای است که تحقق اش را در آینه احوال خودت، با نگاه کردن به درون خودت، تحقیق میکنی . گوش تو پنجره ای در وجود من میشود، و من یکباره از راه گوش تو از خودم فراتر می روم، مرزهایم را پشت سرمی گذارم. «گفتن» تلاشی برای حفره کردن زندان است، «شنیده شدن» راه جستن به آن سوی حصار است. تو با شنیدن ات فقط اندوه مرا تسکین نمیدهی، پنجره ای در زندان وجودم میشوی، مرا بسط میدهی، مرا به افقهای فراختر پیوند میدهی. ما برای گفتن نمی گوییم، برای شنیده شدن است که می گوییم .....

مشاهده همه ی 3 نظر
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

دموکراسی برحسب یکی ازتعاریف آن،مجموعه ای ازنهاداست که هدف آن به

دموکراسی برحسب یکی ازتعاریف آن،مجموعه ای ازنهاداست که هدف آن به حداقل رساندن خطاهای مدیریت سیاسی ازطریق به حداکثررساندن مشارکت مردم وتقلیل نقش شخصی فرددراتخاذتصمیمات سیاسی است.دموکراسی نظریه ای است علمی وانسانی برای اداره جامعه وروش موثری است برای تبدیل انقلابات به اصلاحات.دراین میان سوسیالیسم مدعی است که نظریه ای برای توزیع عادلانه ثروت است،درحالیکه دموکراسی توزیع صحیح قدرت رادرجامعه مدنظردارد.هرچندکه درآغازنمایندگان سوسیالیسم،دموکراسی راساخته وپرداخته بورژوازی برای دفاع ازثروتمندان میدانستند،امابعدهادریافتندکه هریک بدون دیگری توهم محض است درواقع هردوآنهابادیکتاتوری سروکارداشتند،دیکتاتوری سرمایه ودیکتاتوری فرمانروایان.وهردوباعدالت وحقوق بشرسروکارداشتند.بررسی دقیق لیبرالیسم معلوم میداردکه این نظام بریک نظریه شناخت متکی است وآن نظریه جایزالخطابودن انسان است .بنابران نظریه حقیقت آشکارنیست وانسانهاموجودات حایزالخطاهستندکه بایدبصورت جمعی درپی یافتن حقیقت تلاش کنند.حرکت درجهت توزیع ثروت وقدرت به ادامه دموکراسی کمک خواهدکرد.عشق مفرط به قدرت یاعطش ثروت موانع زیانباری برسرراه دموکراسی محسوب میشوند.ثروت یاقدرت رابایدوسیله دانست نه هدف.به همین سبب نفی ثروت وقدرت میتواندکمک بزرگی برای رشدورونق دموکراسی باشد.دموکراسی یکی ازلوازم مهمش اینست که کاری نبایدکردکه دران کاربه ثروت وقدرت عظیم حاجت باشد،که نفی صوفیانه ثروت وقدرت این خاصیت دل انگیزرادارد.غالبابرسنتهای صوفیانه خرده میگیرندکه به امورجهان بی اعتنایی میکنندوثروت وقدرت راخوارمیشمارند.درست است که به زحمت میتوان عارفانه زیستن راباسیاست زمانه ی ماسازگارکرد،بااین وصف انکارنمیتوان کردکه بی اعتنایی به این دوعامل میتوانددربه تعویق افکندن زایش دیکتاتوریهانقش گرانبهایی داشته باشد.فرهنگهای ملهم ازپرستش قدرت یامتمایل به جمع ثروت کمترمستعدعدالت اجتماعی ودموکراسی اند.دراین میان اهمیت احترام به علم نیزکم نیست.بین احترام به دموکراسی وتعهدکسب دانش ویاترویج آن همبستگی مثبتی وجوددارد.درجامعه دموکراتیک اقتداردانش برهراقتداردیگری غلبه میکندودیکتاتوری استدلال قوی تر،جایگزین دیکتاتوری اراده های خودخواهانه میشود.بدون دموکراسی علمی وجودنخواهدداشت وبدون علم دموکراسی ای.اماخدا،هرمذهبی معرف رابطه خاصی بین انسان وخداست وهمین رابطه خاص شکل دهنده سمت گیری های مومنان بایکدیگراست.اعتقادبه خدای رحیم نوعی رفتارراایجاب میکندواعتقادبه خدایی که اوراتصویری ازارزوی انسان دربندبدانی نوعی رفتاردیگرراموجب میشود.دموکراسی نیازمندمعیارهای عالی اخلاقی است وازاینرودرسنتهای مذهبی که خدایشان رعایت این معیارهاراواجب نمیشمرد،دموکراسی دست یافتنی نیست واینکه دموکراسی به انباشت قدرت بیش ازثروت حساسیت داردوبنظرمیرسدکه تساهل واجماع رابالاترازحقیقت مینشاندواگراین دونقض به نحوموثری رفع میشدندبشرسعادتمندمی بود.

ارکان فرهنگی دموکراسی،
فربه ترازایدیولوژی 
عبدالکریم سروش

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

آنان که دنبال فطریات آدمی می گردند، به تاریخ بنگرند که

آنان که دنبال فطریات آدمی می گردند، به تاریخ بنگرند که بهترین جلوه گاه انسان طبیعی و مختار است.آدمی ستایی نکنند و هر چه را آدمی دو پا به دو دست خود و به طبع و اختیارش به وجود آورده، ببیند او را چنان که خود را نموده بشناسند و به جای تأویل تاریخ، خویشتن را تأویل کنند، و به راز سخن وحی آشنا شوند که آدمی را آنهمه به اوصاف هلوع و جزوع و عجول و ظلوم و جهول و کفور و ... توصیف کرده است.
از یاد نبریم شیطان تا روز قیامت مهلت تزیین و تفتین یافته است و به جِدّ در کار اضلال و افسونگری است و چون خون در عرق بنی آدم جاری است و با بودنش نه تنها کار را از دست خداوند بیرون نبرده، بلکه خود یکی از کارگزاران خدواند است. خداوند عادل است اما عدل ، قلمرو سلطنت و نفوذ او را تنگ نمی کند و جبار است اما جباریت او نیکی او را نمی سترد.خداوند، جهانِ انسانی را بی شیطان نیافریده است و از این رو « او را تهی از شیطان نباید تعریف کرد، همچنان که این جهان را تهی از شرور و آفات نیز نباید دانست . انسان موجودی ست همنشین با شیطان و نادراند پاک نهادانی که دیو را به دست خود مسلمان کرده اند.

✍ دکتر عبدالکریم_سروش

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

برای بعضی ها مسئله خدا مسئله حل شده ای است. ممکن

برای بعضی ها مسئله خدا مسئله حل شده ای است. ممکن است تصور کنند خدا را شناختند و آن را مثل یک گوهر گرانبهایی در صندوق ذهن خود نهادند و از این پس به پرستش او مشغول خواهند شد. این شأن کسانی ست. اما آدمیان زیرک چنین نیستند.خدا برای آنها همیشه دغدغه فکری ست،همیشه مشغله فکری ست.
هر روز باید اینرا از روی طاقچه ذهن بردارند،گردگیری کنند و در این بلور نظاره بکنند و نکته ها و ابعاد تازه ای را پیدا بکنند و این کار تا وقتی انسانیت آنها و چالاکی ذهن آنها اجازه می دهد باید ادامه پیدا بکند.
 
✍دکتر عبدالکریم سروش

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

فخر رازی در تفسیر بزرگ و مفصلی که بر قرآن نوشته

فخر رازی در تفسیر بزرگ و مفصلی که بر قرآن نوشته است، در تفسیر این آیه یک جمله جالبی دارد و می‌گوید به نظر من اگر همه نسخه‌های قرآن در دنیا بسوزد و هیچ نسخه‌ای از قرآن باقی نماند، فقط و فقط این آیه از قرآن باقی بماند که «لقد جئتمونا فرادا کما خلقناکم اول مره» به نظر من برای تحول زندگی همه انسانها همین یک آیه کافی است. چون اینکه ما تحول روحی پیدا نمی‌کنیم، به خاطر این است که به دیگران چشم داریم، دل بسته‌ایم به دیگران. اگر می‌فهمیدیم که واقعاً تنها هستیم، می‌آمدیم سراغ خودمان و نقاط قوت و ضعف خودمان محل توجه‌مان بود. مانع بودن‌های خودمان برای خودمان و ممد بودن‌های خودمان برای خودمان محل توجه‌مان بود. اینکه نمی‌فهمیم خودمان مانع خودمان هستیم، خودمان کمک‌کار خودمان هستیم و اینکه نمی‌فهمیم هر بیم و امیدی که هست، فقط باید معطوف به خودمان باشد به این دلیل است که دیگران را می‌بینیم. اما اگر یک روز انسان بفهمد که من در جمع تنهایان به سر می‌برم، به تعبیری که کانت می‌گفت و بعدها پیتر الورکر بر آن تأکید ورزید، ما جمع تنهایان هستیم. ما جمعیت نیستیم، جمع تنهایان هستیم. ..

✍ مصطفی_ملکیان

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

گفت نايب يك به يك ما بادئيمبا سوادِ وجه اندر شادئيمهم‌چو

گفت نايب يك به يك ما بادئيم
با سوادِ وجه اندر شادئيم
هم‌چو آن زنگى كه بُد شادان و خوش
او نبيند، غير او بيند رُخَش
( مثنوي معنوي، دفتر ششم)

آيا هر يك از افراد جامعه فاسد مقصرند؟
اين حكم مطلق كه جلال‌الدين محمد مولوى درباره همه افراد كرده است، قابل اعتراض به نظر مى‌رسد. در روايتى از اميرالمؤمنين على‌بن ابيطالب (ع) چنين نقل شده است: «از امير المؤمنين على(ع) درباره فساد عموم يا عاميان پرسيده شد؟ پاسخ فرمود: فساد عاميان ناشى از فساد خواص است. علما، دليل و راهبر راه خدايند؛ پارسايان راه‌هايى به سوى خدا هستند؛ بازرگانان (و به طور عموم كسانى كه قدرت مالى در اختيار آن‌هاست)، امناى خداوندى هستند؛ مجاهدين و سربازان، يارى‌كنندگان دين خدا و حكام چوپانان و گردانندگان خلق خدايند. هنگامى كه عالم، طمع و عشق به اندوختن مال و مزاياى دنيوى بورزد، مردم به وسيله چه كسى به سوى خدا رهبرى شوند؟ وقتى كه پارسايان جامعه اسير ميل به شهرت و خودخواهى باشند، مردم از چه كسى پيروى كنند؟ وقتى كه قدرتمندان مالى خيانت‌پيشه باشند، مردم به چه كسى اطمينان بورزند؟ موقعى كه مجاهد و سرباز، رياكار و هدفش اندوختن مال باشد، به وسيله چه كسى از جامعه مسلمانان دفاع مى‌توان كرد؟ و اگر حاكم ستمكار و در حكومتش جور و جفاپيشه باشد، به وسيله چه كسى ستمديده را به ستمكار پيروز مى‌توان ساخت؟ سوگند به خدا، مردم را تلف نكرد، مگر علماى طمعكار و پارسايان اسير اميال و سوداگران خيانت‌پيشه و مجاهدين و سربازان رياكار و حكام ستم‌پيشه. و به زودى ستمكاران خواهند فهميد كه كدام سرنوشت نهايى در انتظار آن‌هاست». (غررالحكم، ح 106)
براى هر يك از طبقات فوق كه در روايت آمده است، ملحقات و مشتقاتى وجود دارد، و اين مطابق همان مضمونى است كه جلال‌الدين محمد مولوى در دفترهاى گذشته گفته بود:

نفس اول راند بر نفس دوم
ماهى از سر گنده گردد، نى ز دم

✍ استاد محمدتقی_جعفری

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
fardin
آروم و عادیآروم و عادی
fardin

مولانا و سعدی (600-691) هم روزگارند و سعدی به دلیل عمر

مولانا و سعدی (600-691) هم روزگارند و سعدی به دلیل عمر طولانی تری که یافته است دو دهه بیشتر از مولانا زیسته ، اما  سال تولد ایشان چندان دور نیست. سعدی در حدود 600 متولد شده و مولانا 604. یکی از مسائلی که حل آن دشوار می نماید مسآله دیدار این دو بزرگ است. افلاکی حکایتی آورده است که بر طبق آن یکی از حکام فارس از سعدی غزلی ممتاز درخواست و سعدی هم غزلِ مولانا را به مطلعِ « هر نفَس آوازِ عشق می رسد از چپّ و راست » برای او فرستاد و در پایان نامه خویش یادآور شد که آرزوی زیارت این بزرگوار را دارم... و سر انجام به قونیه رفت و دیدار مولانا را دریافت.
حکایت دیگری هم ،  در همین حدود و حوالی ، از آشنایی و دیدار ایشان نقل کرده اند. با این همه پذیرفتن اینگونه حکایات _ که حاصل آن شیفتگی سعدی نسبت به مولانا است _ قدری دشوار می نماید زیرا نوع سلیقه شعری سعدی به گونه ای است که نه از مولانا می توانسته به درستی لذت ببرد و نه از اسلوب او در مثنوی معنوی ، زیرا هر کدام بوطیقای ویژه خویش را دارند  که معیار های جمال شناسی اش بسیار دور از هم است. حتی بعضی کوشیده اند که سعدی منکرِ مولانا معرفی کنند و غزلی را که در بعضی از نسخه های دیوان او آمده است به مطلعِ 

از جان برون نیامده جانانت آرزوست
زنّار نابریده و ایمانت آرزوست

در پاسخ و استهزاء نسبت به مولانا دانسته اند اما حق این است که این غزل در اکثر نسخه های قدیمی و معتبر سعدی نیامده است و به احتمال قوی سروده سعدی نیست. واقیعت این است که شیفتگان شعر مولانا در آن روزگار ، بیشتر اصحاب خانقاه بوده اند و انبوهِ عاشقانِ شعر هوادارِ بوطیقای سعیده بوده اند. در عصر جدید ، آشناییِ فارسی زبانان با نظریه های مدرن نقد و بوطیقای نو ، سبب روی آوردن به غزلهای مولانا شده است.

✍ محمدرضا_شفیعی_کدکنی

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید