لحظه  بروز رسانی 
(^_^)
آروم و عادیآروم و عادی
(^_^)

04da1b4ffb4744e7af72123c953a7459.jpg

مشاهده همه ی 26 نظر
غلامحسین عبدالهی
غلامحسین عبدالهی

دوستان اینایی ک میگم حرف دله. ایشالا ناراحت

94e36ee64686f0ea22104ca064ddcc8b-425


دوستان اینایی ک میگم حرف دله.
ایشالا ناراحت نشین.
یه زمانی وقتی میگفتن فلانی مرد شده خیلی معنیا تو این مرد شدن بود...
اما الان مردونگی به چیه؟به اَبرو برداشتن؟یا ارایش کردن؟
شایدم مردونگی به تیپ جلف زدنه...

به نظرم مرد اونیه که بتونه به عشقی ک وجود داره یا قراره بوجود بیاد احساس امنیت بده.
بتونه خیالشو راحت کنه که یه تکیه گاه اَمن داره.یه جای محکم.یه جا که هیچ زلزله ای نتونه به این راحتیا کمرشو خم کنه
مَرد اونیه ک هر از گاهی جدیتشو به عشقش نشون بده ک عشقش بدونه به کی تکیه داده.
اونیه که غیرتش نذاره عکس عشقش رو پروفایلش باشه.بهش بگه فقط میخوام مال من باشی.
نمیگم بایدخشک و جدی باشه.  نه. یه مَرد حتی اشکال نداره باعشقش یه وقتایی عروسک بازی هم بکنه.نازشو بخره.مهربون باشه باهاش.ولی باید مَرد باشه.مررررررررررد.

اگه دقت کنین این کلمه مرد خیلی حرفا توشه.خیلی
اونی مَرده که پاشو که از خونه گذاشت بیرون چشاش از دختر جماعت فرار کنه.ندونه هیز بازی ینی چی.
اونی مرده که هر دختریو ک میبینیه یاد عشقش بیفته. نه یاد خیانت به عشقش.

داداشای من به کجا داریم میریم؟ما ایرانی ایما.
چرا هویت خودمونو گم کردیم؟؟؟؟درست همونجور که شهدای گمناممون پلاکشون گم شد...
ایرانی اصالت داره...
بیاین این اصالت رو حفظش کنیم.

از یه پیر زن بپرسید مَرد خوب چجوره.

بعد مقایسه کنین ببینین یه مرد از نظر اون پیرزن چه تفوتی با مَردی داره که امروز بعضیا انتظارشو دارن.

ببینید یه مرد اونیه که حسابش پر از پول باشه و با ماشین دل بالا بیاد خواستگاری یا اونیه که هر روز یه مسیر طولانیو برا سر کارش تاکسی نمیگیره تا یه ذره دستش پر تر باشه وقتی بر میگرده خونه...


شرمنده مختونو خردم...

ولی خدایی خیلی وقته این حرفا تو دلم سنگینی میکرد.

ان پست زیاد باز نشر بشه یا زیاد لایک بخوره به من چیزی نمیرسه.ولی به همه ما میرسه.

پس هر کدوم از شما خواننده ها موافق این حرفایین اونقدر بازنشر کنین تا همه اینو درک کنن که مرد واقعی کیه.یا چیه.

ممنون وقت گذاشتین

موفق باشین دوستان گلم

مشاهده همه ی 39 نظر
❀ℋДℳЭÐ✿
ناراحتناراحت
❀ℋДℳЭÐ✿

حتمابخونید ♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج کردن وضع پسره زياد

حتمابخونید
♡♡♡♡ دوتا عاشق با هم ازدواج کردن وضع پسره زياد خوب نبود برا همين هميشه کار ميکرد تا زنش راحت زندگي کنه گاهي وقتا حتي شبا هم کار ميکرد. همه کار ميکرد.کارگري فروشندگي حمالي عملگي .سخت کار ميکرد اما حلال.هيچ وقت دست خالي نميومد خونه.وقتي ميومد دختره با جون و دل ازش استقبال ميکرد.ماساژش ميداد براش غذا ميذاشت پاهاشو پاشوره ميکرد .هميشه به عشق شوهرش خونه تميز بود و برق ميزد  و با چيزايي  که داشتن بهترين غذاي ممکن رو درست ميکرد.هيچ وقت دستشونو جلو کسي دراز نميکردن.ساده زندگي ميکردن اما خوشبخت بودن.تا اينکه............. يه شب که پسره براي کار دير کرده بود يه اس ام اس رو کوشي دختره اومد.کارت شارژ بود.دختره تعجب کرده بود.بعد از اون هيچ کس زنگ نزد.منتظر شد اما خبري نشد.فکر کرد اشتباهي اومده.خوابيد.صبح که بيدار شد از رو کنجکاوي کارت شارژ رو کارد کرد.شارژ شد.دختره تعجب کرده بود.فکر کرد شايد کسي براش دلسوزي کرده.خيلي با خودش کلنجار رفت.شب بعد دوباره يکي اومد.باز شارژ شد.اما نه کسي زنگ ميزد نه اس ميداد.از اون شب به بعد دختره هر شب براش شارژ ميومد.گوشيش پر بود.فکر ميکرد يکي داره اينجوري بهشون کمک ميکنه.ميخواست به شوهرش کمک کنه اما نميخواست به غرور شوهرش بربخوره.بعد از اون اين کارش بود .شبا شارژ ميکرد و روزا اونو به دوستاش و همسايه ها ميفروخت و پولشو هر چند که کم بود جمع ميکرد.يک ماه گدشت.يه شب دختره هر چي منتظر موند اس ام اس نيومد.هزارتا فکر و خيال کرد.اخرش اين تصميمو گرفت.چادر سرش کرد و رفت سر کوچه و با تلفن عمومي زنگ زد.يه پسر گوشي رو برداشت.دختره نتونست حرف بزنه.پسره گفت من اين گوشي رو پيدا کردم صاحبش هم تصادف کرده و فلان بيمارستانه.دختره قطع کرد و رفت خونه.تا صبح گريه کرد.براي مردي که بدون چشم داشت به اون کمک ميکرد.روز بعد دوباره زنگ زد.اين بار با گوشي خودش.پسره خودش برداشت.حالش بهتر شده بود.دختره کلي گريه کرد و تشکر کرد و قطع کرد.اون شب دوتا کارت شارژ اومد.دختره به رسم ادب براش اس فرستاد ممنونم داداش.اما جوابي نيومد.از اون شب هر موقع شارژ ميرسيد دختره پيام تشکر ميفرستاد.تا اينکه........ شوهر دختره اومد خونه.خيلي زود خوابش برد.دختره پيشونيشو بوسيد و رفت که لباساشو بشوره.دست تو جيبش کرد قلبش ايستاد.پاکت سيگار بود.بي اختيار اشک از چشمش جاري شد.رفت يه گوشه و شروع کرد گريه کردن.پسره شارژ فرستاد اما دختره متوجه نشد تا اس تشکر بفرسته.بعد از نيم ساعت پسره زنگ زد.نگران شده بود.دختره هم بي اختيار گريه ميکرد و شروع کرد به درددل کردن.از اون روز به بعد هر چند وقت يکبار دختره تو جيب شوهره سيگار ميديد .ديگه اروم اروم عادي شده بود براش.اما به شوهرش نميگفت.گريه ها و درددلاشو ميبرد پيش پسره.ديگه بهش نميگفت داداش.ديگه اکه اس نميداد نگران ميشد.ديگه کمتر و کمتر شوهرشو ماساژ ميداد.ديگه لباساشو خوب تميز نميشست.ديگه براش نميخنديد.به پسره ميگفت شوهرم لياقت نداره اکه داشت ترک ميکرد.اروم اروم مهر پسره تو دلش نشست.از شوهر قبلي فقط اسمي که تو شناسنامه ش بود مونده بود و اگه کاري ميکرد يا از سر اجبار بود يا از روي عادت.دختره گفت... ميخوام ببينمت.پسره هم از خداش بود.قرار گذاشتن.يه ماشين باکلاس جلوش ترمز زد.دختره تازه داشت ميفهميد اين يعني زندگي .با شوهرش فقط جوونيش حروم ميشد.شده بودن دوتا دوست صميمي.يه روز دختره بهش گفت بيا خونه شوهرم تا شب نمياد.پسره قبول کرد اما گفت اول بريم بيرون دور بزنيم.سوار شد.يه خيابون دو خيابون يه چهار راه دو چهار راه.اما پسره حرف نميزد و فقط ميگفت طاقت داشته باش يه سورپرايز برات دارم.رسيدن به يه جايي.پسره گفت اونجا رو ببين.يه مرد بود با چهره اي خسته.شيک بود اما کمرش خم شده بود.سيگار فروش بود.آره شوهره ميفروخت نميکشيد.حرف اخر پسره اين بود.برو پايين بي وفا...
حداقل بخونش وبهش فكركن! چرا ما هميشه سر نماز خوابمون مياد؟ولی تا ساعت سه شب برای ديدن يک فيلم بيداريم؟یا تو چت واس آپ و غیره بیداریم؟ چرا هر وقت می خواهيم قرآن بخونيم خيلی خسته ايم؟   اما برای خوندن کتابهای ديگه هميشه سرحاليم؟ چرا اينکه يک پيام در مورد خدا رو رد کنيم انقدر راحته؟ ولی پيام های بيهوده رو به راحتی انتقال می ديم؟ چرا تعداد کسانی که خدا رو عبادت می کنند هر روز کمتر ميشه؟ اما تعداد فاحشه ها و پسر خوشکلا زیاد شده ؟   ولی ارتباط با خداوند انقدر سخته !!!!!!؟؟؟  در موردش فکر کنيد. اين پيام رو به دوستانتون هم بفرستيد. %شمااين پيام رو نميفرستيد!!  خداوند فرمود:اگر من را در مقابل دوستانتان رد كنيد,,,من هم شمارادرقيامت رد خواهم
كرد! اين پيام ارزش فرستادن داره ,,,, ناموسأ پخشش کنید

مشاهده همه ی 44 نظر
غلامحسین عبدالهی
غلامحسین عبدالهی

پسـری ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ ﺗﻨـﺖ ﺭﺍ ﻋـﺮیاﻥ ﻧﻤﯿـﮑﻨﺪ

%D9%BE%D8%B3%D8%B1%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D
پسـری ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ ﺗﻨـﺖ ﺭﺍ ﻋـﺮیاﻥ ﻧﻤﯿـﮑﻨﺪ ﺑﺎﻧـﻮ !
ﺑﻠﮑـﻪ ﻟﺒـﺎﺱ ﻋـﺮﻭﺱ ﺑﺮ ﺗﻨـﺖ ﻣـﯿﮑﻨـﺪ ...
ﺑﻔـﻬﻢ ﻋﺸﻖ ﺍﮔـﺮ ﻭﺍﻗﻌـﺎ ﻋﺸﻖ ﺑـﻮﺩ ...
ﻟـﺬﺕ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ پیشـانی خیـلی بیشـتر ﺍﺯ ﻟـﺐ ﺩﺍﺩﻥ ﺑـﻮﺩ ...
ﺍﮔـﺮ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌـﺎ ﺑﺎﺷـﺪ ﻫﻤـﺎﻥ ﺩﺳﺘـﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ مـیگیـرد ...
ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤـﻈﻪ ﺍﯼ ﺩیـوﺍﻧـﻪ ﺍﺵ مـیکنـد
ﻭ ﺍﺯ ﺑـﺮﻕ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻣﺴـﺖ میـشود
ﺍﺣﺘﯿـﺎﺝ ﺑﻪ ﻫـﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻭ ﻫﻤـﺨﻮﺍﺑﯽ نیـست ...
ﺍﮔـﺮ ﻋﺸﻘﺖ ﻣـﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ یکـدیگـر ﻫﻢ ﻟـﺬﺕ ﻣـﯿﺒﺮﯾـﺪ
ﭼﻮﻥ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻫﺴﺘﯽ ﺟﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻣـﯿﺎﻥ ﻗﻠﺒـﺶ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻧﺨـﻮﺭدﻧﯿـﺴﺖ ...!
ﻻﺯﻡ ﻧﯿـﺴﺖ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻫﻔـﺖ ﻗﻠـﻢ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﻨﯽ ...
ﮐﻪ ﻣـﺒﺎﺩﺍ خـوشگلتـر ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻟـﺶ ﺭﺍ ﺑﺒـﺮﺩ
ﺧﯿـﺎﻟﺖ ﺗﺨـﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗـﻮ ﺑﺎ ﻫﻤـﺎﻥ ﻗﯿـﺎﻓﻪ ...
ﻭ ﺧـﻮﺩ ﻭﺍﻗﻌـﯿﺖ ﺣﺎﮐـﻢ ﺫﻫـﻦ ﺍﻭ ﻫﺴـﺘﯽ ...
ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻤـﺌﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍﺑﻄـﻪ ﯾﻌـﻨﯽ ﺑﺎﻟـﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧـﻮﺩت ...
ﮐﻪ یک ﻣـﺮﺩﯼ در ﺯﻧـﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﮑـﯿﻪ ﮔﺎهـت است
ﻭ یقـین ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﻨﻬـﺎ ﺍﻧﺘﺨـﺎﺑﺶ ﺗﻮ ﻫﺴـﺘﯽ
ﻭ ﺑــــــــــــــــــــــــــــــﺲ

مشاهده همه ی 25 نظر
!^
آروم و عادیآروم و عادی
!^

ادیسون به خانه بازگشت یاد داشتی به مادرش داد گفت

ادیسون به خانه بازگشت یاد داشتی به مادرش داد
گفت : این را آموزگارم داد گفت فقط مادرت بخواند
مادر در حالی که اشک در چشمان داشت برای کودکش خواند:
فرزند شما یک نابغه است واین مدرسه برای او کوچک است آموزش او را خود بر عهده بگیرید

سالها گذشت مادرش از دنیا رفته بود روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه خانه خاطراتش را مرور میکرد برگه ای در میان شکاف دیوار اورا کنجکاو کرد آن را دراورده و خواند
نوشته بود : کودک شما کودن است از فردا اورا به مدرسه راه نمی دهیم
ادیسون ساعتها گریست

ودر خاطراتش نوشت :
توماس آلوا ادیسون
کودک کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان به نابغه قرن تبدیل شد
تقدیم به مادران دنیا {-41-}

مشاهده همه ی 10 نظر
░A░M░I░R░H░O░S░S░E░I░N░
مهربونمهربون
░A░M░I░R░H░O░S░S░E░I░N░

ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﮐﭙﯽ ﻧﮑﻨﯽ !! ⊙ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ

257ac19731ecdad7a8e19a0eb2f0d88e-425
ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﮐﭙﯽ ﻧﮑﻨﯽ !!
⊙ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﯿﺸﻪ ﺳﺲ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻪ
ﭘﺪﺭﻡ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﻠﯽ ﮐﻠﻨﺠﺎﺭ ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ
ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺩﺭﺵ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯾﻨﻢ ﮐﺎﺭﯼ
ﺩﺍﺷﺖ؟؟
ﭘﺪﺭﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﯾﺎﺩﺗﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺷﯿﺸﻪ ﺭﻭ ﺷﻞ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺗﺎ
ﺑﺎﺯﺵ ﮐﻨﯽ ﻭ ﻏﺮﻭﺭﺕ ﻧﺸﮑﻨﻪ؟
ﺑﺪﺟﻮﺭﯼ ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻤﻮ ﮔﺮﻓﺖ ..
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﺑﺎﻫﺎ
................ ﻭﺍﻣﺎ ..................
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺻﺪﺍﺷﻮﻥ ﮐﻨﯿﻢ
ﻣﯿﮕﻦ :ﺟﺎﻧﻢ !
ﻭ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺻﺪﺍﻣﻮﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ،ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﭼﯿﻪ؟ﻩﺍ ... ؟
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻨﺪ ﺗﺎ 10 ﺗﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﻮﻧﺎ
ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ 10 ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻨﺪ
ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﺎﺩﺭ
ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﻨﺪ !
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﻭ ﯾﺎﺩ ﺑﭽﻪ
ﻫﺎﺷﻮﻥ ﺩﺍﺩﻧﺪ ،
ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﭘﯿﺮﯼ
ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﮑﺸﻨﺪ
ﻭﯾﻠﭽﺮﺷﻮﻥ
ﺭﻭ ﻫﻞ ﺑﺪﻧﺪ !
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻏﺬﺍ ﺳﺮﺳﻔﺮﻩ ﮐﻢ ﻣﯿﺎﺩ
،ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻏﺬﺍ
ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺧﻮﺩﺷﻪ !
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭ .
ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﮑﻤﺸﻮ ﻟﮕﺪ ﻣﯽ ﺯﺩﻡ
ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺷﻮﻕ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪ !
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ
ﻣﺎﺩﺭ ﮐﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﺵ
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﻩ !!!!!
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻫﺮ ﮐﯽ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺖ ﺭﻭ ﮐﭙﯽ ﮐﺮﺩ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺶ ﺭﻭ ﺭﻓﻊ
ﮐﻦ

مشاهده همه ی 97 نظر
گلبانو
شادشاد
گلبانو

لبیک یا محمد بو لهب ها بار دیگر هم اهانت کرده

لبیک یا محمد
بو لهب ها بار دیگر هم اهانت کرده اند
بااهانت روز وشب گویا که عادت کرده اند

خنده بر لبهای شیطان باز جاری شد شدید
پست یارانش محمد را شماتت کرده اند

حربه ای غیر از تمسخر نیست در دستانشان
کور دل ها٬بار دیگر هم جنایت کرده اند

پست مردانی شرور ازجنس بوسفیان پست
باز با اسلام و پیغمبر لجاجت کرده اند

دست شیطان را فشردند این جماعت گرم گرم
ننگ بر آنان که با شیطان رفاقت کرده اند

عاقبت نابودشان خواهیم کرد از بیخ و بن
تا بدانند از اول خیلی حماقت کرده اند

تاکه گردیم آخرش پیروز بر هر دین و کیش
دست در دستان هم با استقامت رو به پیش1vfwcqgg6s0vnx77yx6t.jpg

مشاهده همه ی 47 نظر
♫♪ԲԹԵʍԹ♪♫
ورزشکارورزشکار
♫♪ԲԹԵʍԹ♪♫

مامور سرشماری :   سلام . مادر جان ميشه لطفا

مامور سرشماری :

 

سلام . مادر جان ميشه لطفا بیای دم در ؟

 

سلام پسرم .. بفرما ؟

 

از سر شماری مزاحمت میشم .

 

مادر تو این خونه چند نفرید ؟

 

اگه ميشه برو شناسنامه هاتونو بیار بنویسمشون .. .

 

مادر لای در رو بیشتر باز کرد

 

و با سر گردنش سر و ته کوچه رو یه نگاهی انداخت ...

 

چشماش پر شد اشک و گفت :

 

پسرم قربونت برم ميشه ما رو فردا بنویسی ؟

 

مادر چرا ؟

 

مگه فردا میخواید بیشتر بشید ؟!!

 

برو لطفا شناسنامتو بیار وقت ندارم .

 

آخه پسرم 31 سال پیش رفته جبهه هنوز برنگشته

 

شاید فردا برگرده ... بشیم دو نفر .

 

سر شمار سری انداخت پایین و رفت .

 

مغازه دار ميگفت الان 29 ساله

 

هر وقت از خونه میره بیرون کلید خونش رو میده به من و میگه :

 

آقا مرتضی اگه پسرم اومد کلید رو بده بهش بره تو ...

 

چایی هم تو سماور حاضره ...

 

آخه خستس باید استراحت کنه ...؛

 

شادي روح همه اونایی که از جان خودشون گذشتند

 

و رفتند تا ما باشیم...؛

 

شادي روح غيور مرداني كه ايستادند وتسليم نشدند

 

و سلامتی تمام مادران دنیا

 

یه صلوات

مشاهده همه ی 17 نظر