لحظه  بروز رسانی 
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

شاید سی سال دیگر یک دختر نوزده ساله داشته

شاید سی سال دیگر یک دختر نوزده ساله داشته

شاید سی سال دیگر
یک دختر نوزده ساله داشته باشم.
شاید نامش تارا باشد
شاید هم باران!
شکلش نمی دانم شبیه چه کسی باشد.
قدش هم نمی دانم چند سانت است.
نمی دانم مانند مادرش
موهایش فر و پر پیچ و تاب است
یا صاف و بی حال.
نمی دانم تک فرزند پدر و مادرش است
یا خواهر و برادر کوچک تر هم دارد.
اما می دانم دوستش دارم.
می دانم دوستم دارد.
می دانم یادش داده ام در تمام طول روز حداقل یک بار پدرش را ببوسد.
یادش داده ام گل های اتاقش را دوست بدارد.
و هرچند شب یکبار
دفتر دلنوشته اش را باز کند
و دلش را خالی کند.
یادش داده ام دردهای دلش را هرچند که ناگفتنی باشد،
بگوید.
هرازگاهی که دلش گرفت
در آغوشم گریه کند.
شنیدن غصه های اطرافیانش را یادش داده ام.
از او خواهش کرده ام
بی تفاوت رد شدن را یاد نگیرد.
یادش داده ام آخر هفته
در کافه ی دنج آن کوچه ی خلوت
با دوستانش بستنی بخورد و بخندد.
دلسوزی برای گربه ی کوچک
یا توله سگی که در فلان کوچه می لنگید
را یادش نداده ام
این یکی را خودش از مادرش به ارث برده!
یادش داده ام آنقدر برای خواسته هایش بجنگد
تا همه ی همه ی خواسته هایش
خاطره شوند
نه حسرت!
نمیگذرام نرسیدن به آرزوهایش عادت شود برایش.
نمیگذرام سیاه پوش و داغدار مُردن آرزوهایش شود.
نمیگذرام تابلوهای "ایست" از رویاهایش غیرممکن بسازد.
نمی دانم سی سال دیگر چقدر توان جنگیدن دارم
اما می دانم برای رساندنش به آرزوهایش می جنگم
می جنگم تا از دست دادن را تجربه نکند...
شاید سی سال دیگر مادر خوبی باشم...

نظرات برای این پست غیر فعال است
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

فدای سرت اگر قسمت نبود، اگر نرسیدیم به رویاهای هر شبمان،

فدای سرت اگر قسمت نبود، اگر نرسیدیم به رویاهای هر شبمان،

فدای سرت اگر قسمت نبود، اگر نرسیدیم به رویاهای هر شبمان، اگر جا زدیم و باختیم. فدای سرت اگر خاطرات ریز و درشتمان را ریختیم توی گلوی لعنتیمان، بعد هر شب قبل از خواب بالشمان را بغل کردیم و های های خاطره باریدیم...
خانم خانه‌ات نشدم تا خستگی‌هایت را دم غروب برای آغوش خودم بیاوری، سرت را به سرم بچسبانی و اعتراف کنی طاقت دوری‌ام نداری، برایم شعر بخوانی و من ستاره ها را بشمارم.

ببخش اگر سهم هم نبودیم و آنقدر کوچک بودیم که قدمان به خدا نمی‌رسید، تقدیرمان را پذیرفتیم و فراموش کردیم که چقدر عاشقانه‌های نیمه تمام روی دستمان مانده و چقدر آرزوی محال داریم.
عشـق ویران شده‌ام! تو را برای تمام روزها و شب‌هایی که دیگر نیستی و ندارمت می‌بخشم. برای تمام رویاهایی که برایم نساختی، صبحانه‌هایی که با هم نخوردیم، عکس‌هایی که نگرفتیم، فیلم‌هایی که ندیدیم، پیاده‌روهای قدم نزده، باران‌های ندیده، قهوه‌های نخورده، رویاهای به باد رفته...
فدای سرت اگر به دوراهی رسیدیم، اگر قسمت نبود و ما حالا نقطه‌ای هستیم که جزءِ آرزوهایمان نبود!

نظرات برای این پست غیر فعال است
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

چند روز پیش یکی از دوستان یه ربات تلگرام واسم

چند روز پیش یکی از دوستان یه ربات تلگرام واسم

چند روز پیش
یکی از دوستان یه ربات تلگرام واسم فرستاد
که به این صورت بود که اون ربات یک سری سوالای کاملا خصوصی زندگیت رو ازت میپرسید تا مثلا آخرش یه جواب روانشناسی بهت بده...
ولی هیچکی نمیدونست این جوابایی که میدی واسه اون کسی که این ربات رو واست فرستاده ارسال میشد و راز های زندگیت رو میفهمه...
یکی از سوالا این بود که اسم اون کسی که الان تو زندگیت هستش رو بگو...
و سوال دیگه این بود که آیا کسی هست که دوست داشته باشی برگرده به زندگیت و بازم مثل قبل عاشق هم باشین؟؟؟
این ربات را من به خیلی ها فرستادم
و باورم نمیشد که شاید هشتاد درصد کسایی که جواب دادن
اسم اون کسی که الان تو زندگیشون بود با اسم اون کسی که میگفتن دوس دارن بازم کنارشون باشه فرق داشت...
میدونی میخوام چی بگم...
اکثر ما یه کسی رو به نام عشق تو زندگیمون داریم و باهاش خوب و خوشیم
اما دلامون تو گذشته جا مونده
بیچاره اونایی که این وسط قربانی میشن
کاش همه ما یه روزی اگه خواستم دوباره عاشق بشیم یه جوری عاشق بشیم که اگر این ربات پرسید آیا کسی هست که دوست داشته باشی برگرده به زندگیت بگیم نه اصلا همین کسی که الان تو زندگیمه واسم نسبت به تمام اون قبلی ها ارزش داره...
کاش یه جوری عاشق بشیم که انقدر عشقمون رو با تمام وجود بخواهیم که حاضر نباشیم با عشق سابقمون عوض کنیم...

نظرات برای این پست غیر فعال است
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

در دورانی که دوست داشتن را باید با ترس و لرز

در دورانی که دوست داشتن را باید با ترس و لرز

در دورانی که دوست داشتن را باید با ترس و لرز پشت پرده‌های اتاق پنهان کرد و روی تلفن همراه هزاران قفل گذاشت و جیب‌ها را همیشه از یادگاری‌های کوچک، خالی نگه داشت که مبادا کسی ببیند و همه چیز خراب شود، عاشق شدن احمقانه‌ترین کار ممکن است.
در دورانی که آدم‌ها شب‌ها،
جای فکر کردن به طلوع فردا نگران چک‌های برگشتی و اقساط وامانده‌شان‌ اند، عاشق شدن دست و پاگیرترین پدیده دنیاست.
دورانی که با دوست داشتن، باید دعای خیر پدر و مادر را به گور برد و آهشان برکت زندگی را بگیرد، عاشق شدن اشتباه‌ترین گناه آدم‌هاست.
در دورانی که برعکس "قدیم‌تر ها" نمی‌توان کسی را بدون انتظار و اضطراب و دغدغه خانه و ماشین و پول و شغل و اعتبار و حرف فامیل و مردم دوست داشت، کسالت و بغض و شب بیداری و روز‌ها خوابیدن و دست نوجوان ۱۴-۱۵ ساله سیگار دیدن، طبیعی‌ترین نتایج دردناک ممکن است.
این‌ها همه یعنی دنیا سال‌هاست از عشق پشتیبانی نمی‌کند و با این همه، آدم‌ها به احمقانه‌ترین شکل ممکن، باز هم عاشق می‌شوند...

نظرات برای این پست غیر فعال است
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

میدانی؟راستش به نظر من ساده ها آدمهای خوشبختی هستند همانهایی

میدانی؟راستش به نظر من ساده ها آدمهای خوشبختی هستند همانهایی

میدانی؟راستش به نظر من ساده ها آدمهای خوشبختی هستند
همانهایی که از هرچیز کوچکی ذوق میکنند و آنقدر جیغ و خنده به راه می اندازند که توهم باور میکنی یک اتفاق فوق العاده به وقوع پیوسته نه یک رویداد کوچک مثل خریدن آن شاخه گل قرمز از پسرک دستفروش...
همانهایی که نمیدانند چطور باید در خیابان های لوکس بالای شهر آرام و با ناز قدم بزنند و هیچ گام و حرکت و خنده ای را حساب شده و برای دلبری از این و آن انجام نمیدهند..
آنهایی که هرچه به ذهنشان میرسد و هرچه در دل ساده شان میگذرد بی مهابا در مقابل چشم همگان نشان می دهند و مثل من و شما بلد نیستند نقاب های خوش رنگ و لعابشان را متناسب با موقعیتشان تعویض کنند..
این ها همانهایی هستند که هنگام دلتنگی هایت هرچقدر هم بی حوصلگی و بدخلقی خرجشان کنی همه اش را از چشم های خسته ات به جان میخرند و آنقدر وردلت میمانند و جملات بی سروته برایت جور میکنند و دست به هر کار کوچکی میزنند تا بخندی و فراموشت شود اصلا دلتنگی ات بخاطر چه چیز بود؟
آنهایی که لبخندهایشان،مهربانی هایشان،گرمی دستهایشان هیچ گاه تمام نمیشود...
حالا تو هرچقدر میخواهی مهر حماقت بر پیشانیشان بزن، هرچقدر میخواهی اخم و بی اعتنایی تحولیشان بده نه اینکه دل کوچکشان از این تلخی ها نشکند نه، اما دست خودشان نیست این ساده های مهربان احمق هرگز عوض شدنی نیستند...
میدانی؟واقعیت این است که ساده ها میتوانند آدمهای خوشبختی باشند اگر قلبهای سرد و بی مهری های ناتمام ما احساسشان را به یغما نبرد

نظرات برای این پست غیر فعال است
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

مردم آن‌چه وانمود می‌کنند نیستند ! صرفا نقاب‌اند و علی‌القاعده

مردم آن‌چه وانمود می‌کنند نیستند ! صرفا نقاب‌اند و علی‌القاعده

مردم آن‌چه وانمود می‌کنند نیستند !
صرفا نقاب‌اند و علی‌القاعده پشت این نقاب‌ها به مشتی کاسبکار برمی‌خوریم !
یکی نقاب قانون به چهره می‌زند، فردی نقاب میهن پرستی و سعادت عمومی را برگزیده و شخصی دیگر نقاب مذهب یا طهارت را انتخاب می‌کند ...
مردان به مقاصد مختلف نقاب فلسفه و انسان دوستی و چه و چه به چهره می‌زنند. زنان حق انتخاب کمتری دارند، آن‌ها بیشتر نقاب اخلاق و فروتنی و اهلیت و عفت را انتخاب می‌کنند !


‌_شوپنهاور

نظرات برای این پست غیر فعال است
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

مشکل فراموش کردن رابطه نیست! اینکه یه روزی کسی تو

مشکل فراموش کردن رابطه نیست! اینکه یه روزی کسی تو

مشکل فراموش کردن رابطه نیست!
اینکه یه روزی کسی تو زندگیت بوده و رفته..
یا اینکه اون رابطه چقدر خوب و عاشقانه بوده
اینا خوبه!
حتی مرور خاطراتش شیرینه..
مشکل اینجاست که دیگه نمیشه به گذشته برگشت
دیگه نمیشه اون آدم سابق شد
مشکل اینه
اگه حتی بشه همه اینارو فراموش و گم و گور کرد
نمیتونی خودتو پیدا کنی
چون خودتم گم کردی

نظرات برای این پست غیر فعال است
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

‌‌ آدمهایی را دیده ام که هر روز حال خوب

‌‌ آدمهایی را دیده ام که هر روز حال خوب

‌‌
آدمهایی را دیده ام که هر روز حال خوب خیرات می کنند. همانهایی که غصه هایشان را برای خودشان نگه می دارند و شادی هایشان را تقسیم می کنند، ترجیح می دهند هر روز صبح انرژی های مثبتشان را زودتر از خود بیدار کنند و انرژی های منفی شان را رها کنند تا بخوابند. از قلب مهربانشان، پرنده ها کنارپنجره شان لانه میکنند و هر روز صبح برایشان از عشق می خوانند.. همانهایی که لبخندشان را از دختربچه ی ماشین کناری دریغ نمی کنند، از کنار پیرزن عابر بی تفاوت نمی گذرند. حتی مورچه ها و گربه های کوچه شان هر روز از مهربانیشان سهم دارند.
گمان کنم خدا هرشب بالای سرشان اسپند دود میکند و صبح ها با نوازش پروانه ها بیدار میشوند..

نظرات برای این پست غیر فعال است
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

لحظه هایی هستند. که هستیم. چه تنها. چه

لحظه هایی هستند. که هستیم. چه تنها. چه

لحظه هایی هستند...
که هستیم...
چه تنها...
چه در جمع...
اما با خودمان نیستیم !
انگار روحمان می رود،
همان جا که می خواهد...
بی صدا بی هیاهو...
همان لحظه هایی که
شنیدیم و نفهمیدیم
خواندیم و نفهمیدیم...
دیدیم و نفهمیدیم...
هوا روشن شد...
تاریک شد...
چای سرد شد..
یک لحظه سکوت...
برای لحظه هایی که....
با خودمان نیستیم...

نظرات برای این پست غیر فعال است
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)
خوشتیپخوشتیپ
(◕^A҉r҉e҉f҉e҉^◕)

مشکل اینجاست که ما نه برای خودمان بلکه برای آدمهای اطرافمان

مشکل اینجاست که ما نه برای خودمان بلکه برای آدمهای اطرافمان

مشکل اینجاست که ما نه برای خودمان بلکه برای آدمهای اطرافمان زندگی میکنیم!؛
لباسی میپوشیم که مردم خوششان بیاد...
عطری میزنیم که مردم لذت ببرند...
رشته ای درس میخوانیم که کلاس داشته باشد...
با کسی ازدواج میکنیم که دهانِ مردم را ببندیم...
بچه دار میشویم که برایمان حرف در نیاورند...
و این داستان تا آخرِ عمر ادامه دارد!
ما اگر کاری برای دلِ مان میکردیم وضعِ مان این نبود،همین.

نظرات برای این پست غیر فعال است