لحظه  بروز رسانی 
اشکان م
آروم و عادیآروم و عادی
اشکان م

آرتوش و ویگن . عصرتون بخیر

10000000_319085458927439_6298724635148025856_n.mp4

آرتوش و ویگن
.
عصرتون بخیر ..

مشاهده همه ی 4 نظر
اشکان م
آروم و عادیآروم و عادی
اشکان م

ﺑﺒﺎﺭ ﺍﯼ ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ

جلال ذوالفنون.mp4



ﺑﺒﺎﺭ ﺍﯼ ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ
ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺸﮏ ﺭﺍ ﺗﺮ ﮐﻦ
ﺳﺮﻭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺮ ﮐﻦ
ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮕﻪ ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮕﻪ
ﺑﺨﻮﺍﺏ ﺍﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺎﺯﻡ
ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﻧﺎﺯﻡ
ﮐﻪ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﺳﺎﺯﻡ
ﻫﻤﺶ ﺗﻨﮕﻪ
.
ﻻﻻﯾﯽ ﮐﻦ ﻣﺮﻏﮏ ﻣﻦ
ﺩﻧﯿﺎ ﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ
ﻫﺮ ﻻﻟﻪ ﺷﺐ ﮔﯿﺮ
ﺍﯾﻦ ﮔﯿﺘﺎﺭ ﻣﺤﺰﻭﻥ
ﺍﺷﮏ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ
ﻣﺮﻏﮏ ﺑﯽ ﺁﺷﯿﺎنست ..
.
سه تار : استاد جلال ذولفنون
.
شبتون آرام

مشاهده همه ی 6 نظر
اشکان م
آروم و عادیآروم و عادی
اشکان م

حکایت ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻧﻲ ﺭﺍ ﺯﻧﻲ ﺧﻮﺵ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ

حکایت ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻧﻲ ﺭﺍ ﺯﻧﻲ ﺧﻮﺵ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ

حکایت
ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻧﻲ ﺭﺍ ﺯﻧﻲ ﺧﻮﺵ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﻮﺩ
ﻛﻪ ﺯﻫﺮﻩ ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ
ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻥ ﻋﺰﻡ ﺳﻔﺮ ﻛﺮﺩ
ﺍﺯ ﺑﻬﺮ ﺯﻧﺶ ﺟﺎﻣﻪﺍﻱ ﺳﻔﻴﺪ ﺑﺴﺎﺧﺖ
ﻭ ﻛﺎﺳﻪﺍﻱ ﻧﻴﻞ ﺑﻪ ﺧﺎﺩﻡ ﺩﺍﺩ
ﻛﻪ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺯﻥ
ﺣﺮﻛﺘﻲ ﻧﺎﺷﺎﻳﺴﺖ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻳﺪ
ﻳﻚ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﻴﻞ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻪ ﺍﻭ ﺑﺰﻥ
ﺗﺎ ﭼﻮﻥ ﺑﺎﺯﺁﻳﻢ،
ﻣﺮﺍ ﺣﺎﻝ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﻮﺩ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﻲ ﺧﻮﺍﺟﻪ
ﺑﻪ ﺧﺎﺩﻡ ﻧﺒﺸﺖ ﻛﻪ
ﭼﻴﺰﻱ ﻧﻜﻨﺪ ﺯﻫﺮﻩ ﻛﻪ ﻧﻨﮕﻲ ﺑﺎﺷﺪ؟
ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻪ ﺍﻭ ﺯ ﻧﻴﻞ ﺭﻧﮕﻲ ﺑﺎﺷﺪ؟
ﺧﺎﺩﻡ ﺑﺎﺯ ﻧﺒﺸﺖ ﻛﻪ :
ﮔﺮ ﺁﻣﺪﻥ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﺩﺭﻧﮕﻲ ﺑﺎﺷﺪ
ﭼﻮﻥ ﺑﺎﺯﺁﻳﺪ، ﺯﻫﺮﻩ ﭘﻠﻨﮕﻲ ﺑﺎﺷﺪ ..!
.
عبید زاکانی
.
شبتون بشادی

مشاهده همه ی 11 نظر
اشکان م
آروم و عادیآروم و عادی
اشکان م

حکایت شیخی زن همسایه را بدید و

حکایت شیخی زن همسایه را بدید و

حکایت
شیخی زن همسایه را بدید
و او را خوشش آمد
به او گفت:
روزی در خلوت به خانهٔ ما بیا
تا ببینم تو شیرین تری
یا زن خودم !؟
زن همسایه که زیرک بود
او را گفت:
برو از شویم بپرس
که طعم هردو را چشیده ..!
.
.
شبتون بخیر

مشاهده همه ی 11 نظر
اشکان م
آروم و عادیآروم و عادی
اشکان م

باز شد درب کلاس و همچو رخش قامت استاد

باز شد درب کلاس و همچو رخش قامت استاد

باز شد درب کلاس و همچو رخش
قامت استاد زد بر دیده نقش
گفت بر پا مبصر و ، کلِّ کلاس
پر شد از یک ترس و یک بیم و هراس
درب را مبصر پس از یک لحظه بست
دست بالا برد و در جایش نشست
دیده گانی خشک و سرد و سخت گیر
بود در سیمای این استاد پیر
با تحکّم گفت برجا ای کلاس
یک صدا گفتند آنها هم سپاس .
.
بعد از آن استاد با لبهای ریز
گفت دفترهای انشا روی میز
یک به یک سر زد به کل میزها
باز گشت از پشت رخت آویزها
سر زد و دید و سر جایش نشست
چانه را انداخت در چنگال دست .
.
گفت جمعا از شماها راضی ام
راضی از تدریسهای ماضی ام
درس انشای شماها خوب بود
هم مرتب بود و هم مرغوب بود
گر چه این یک درصد از بین صد است
.
این وسط اما یکی خیلی بد است
آخرین بار تو باشد یاسمن
مادرت فردا بیاید پیش من
دفترت کلا سیاه است و کثیف
با چه رویی می گذاری توی کیف ؟
گر چه انشای تو زیبا بود و بیست
نمره ات اما به جز یک صفر نیست
زودتر بیرون برو از این کلاس
تا نبینم صورتت را ناسپاس .
.
یاسمن اما فقط لبخند زد
بغض را با خنده اش پیوند زد
شرمگین بود و نگاهش غصه دار
پشت لبخندش نگاهی بی قرار
گفت بابایم پریشب گفته است
دفتری در آرزویم خفته است
آرزو دارد که مال من شود
دفتر انشای سال من شود
گر که قسمت بود و او کاری گرفت
دستهایش را به دیواری گرفت
چون حقوقش را بدادند و نخورد
مثل آن قبلی که یکجا خورد و برد
پول صاحب خانه را باید دهیم
بعد از آن هم نانوا آقا رحیم
مانده ی بقالمان حاجی حبیب
ذیحسابی های این مرد نجیب
بعد از اینها هم که مادر ناخوش است
کوره ی آجر پزی پشتش شکست
بس که آجر برده در سرما و سوز
شب نشد بی ناله هایش وصل روز
کاش دارویی به مادر می رسید
درد جانکاهش به آخر می رسید
بعد از آن دیگر منم با دفترم
مطمئنا دفترم را می خرم
چون خریدم می نویسم توی آن
تانباشد از سیاهی ها نشان
نیست لازم تا کنم من بعد از این
پاک مشق قبلی ام را نازنین
بعد از آن بر دفتر و بر یاسمن
آفرین میگویی ای استاد من
با اجازه میروم پیش مدیر
رو سیاهم من ، ببخش استاد پیر .
.
اشک در چشم معلم حلقه بست
نرم نرمک بغض قلبش را شکست
روی خود را برگرفت از بچه ها
شانه می لرزید و بغضش بی صدا
با همان چشمان بغض آلود گفت .
وای از شهری که وجدانش بخفت
یاسمن بانو نمی خواهد نرو
جای خود بنشین ودیگر پا نشو
عینکم را شست اشک پاک تو
سوختم از سینه ی صد چاک تو
دفترت خوب و قشنگ است و تمیز
حیف باشد مانده باشد روی میز
مثل قران می گذارم بر سرم
دفترت را می فروشی دخترم ..!؟
.
.
عصرتون بشادی و آرامش

مشاهده همه ی 4 نظر
اشکان م
آروم و عادیآروم و عادی
اشکان م

ﺑﺲ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ ﻭﺣﺸﺖ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺳﺎﻋﺘﻮ

ﺑﺲ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ ﻭﺣﺸﺖ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺳﺎﻋﺘﻮ
دیوار داریوش و اصلانی.mp3

ﺑﺲ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ
ﻭﺣﺸﺖ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
ﺳﺎﻋﺘﻮ ﺟﻠﻮ ﮐﺸﯿﺪﻥ
ﻭﻗﺖ ﻏﻢ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﯼ ﮔﻨﺪﻡ
ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍﻣﻮﻧﻮ ﺩﺍﺩﯾﻢ
ﻫﯿﭽﮑﯽ ﯾﺎﺩﻣﻮﻥ ﻧﺪﺍﺩﻩ
ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﻫﻤﻮ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ
ﺁﯼ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﻣﺎ ﺟﻤﺎﻋﺖ
ﺩﺭﺩﻣﻮﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﻮﻧﻪ
ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﻣﻮﻥ
ﺣﻘﻪ ﺩﺷﻤﻦ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﺎﺩﻩ
ﺣﺘﯽ ﺭﺍﻩ ﺩﺷﻤﻨﯽ ﺭﻭ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﯾﺎﺩﻣﻮﻥ ﻧﺪﺍﺩﻩ ..!
.
🌹🍁

مشاهده همه ی 13 نظر
اشکان م
آروم و عادیآروم و عادی
اشکان م

ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﯼ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻤﺶ ﭘﺮﺳﯿﺪ

ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﯼ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻤﺶ ﭘﺮﺳﯿﺪ

ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﯼ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺍﺯ
ﻣﻌﻠﻤﺶ ﭘﺮﺳﯿﺪ
ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮔﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺰﻧﻦ
ﺍﺳﺘﻌﻔﺎ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻦ؟
ﻣﻌﻠﻢ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﮔﻔﺖ :
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺍﮔﺮ ﻣﻌﻠﻤﯽ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ
ﺷﻤﺎ ﺑﮕﻮﺯﺩ
آﯾﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﻼﺱ
ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺵ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﺪ؟ !
ﭘﺎﺳﺦ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ
ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻼﺱ ﺑﻠﮑﻪ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻭﺩ
ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ :
ﺣﺎﻻ ﺍﮔﺮ ﻣﻌﻠﻤﯽ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﻧﺪﻩ
‏( ﮐﺮ ﻫﺎ ﻭ ﻻﻝ ﻫﺎ ﻭ ﮐﻮﺭ ﻫﺎ ‏) ﺑﮕﻮﺯﺩ ﭼﯽ؟
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ
ﺁﻗﺎ اﮔﺮ ﺑﺮﯾﻨﺪ ﻫﻢ،
ﺁﺏ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﺩ
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ :
ﺣﺎﻻ ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﺪ ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ از ﻣﻘﺎمشان ﺍﺳﺘﻌﻔﺎ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ؟
ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺎ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻻﻝ ﺍﻧﺪ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻮﺭ ﺍﻧﺪ
ﻭ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻫﻢ ﮐﺮ
ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ
ﺟﻤﻌﯽ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﻫﺎﻥ ﮔﺸﺎﺩ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺩﺍﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ
ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺯ ﯾﮏ ﻟﻄﻒ ﺍﺯﻟﯽ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﭘﻮﻝ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﻓﻀﯿﻠﺖ
ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺯ ﻫﺎ ﻭ ﮔﻮﺯﻭ ﻫﺎ ﻧﻄﻖ ﮐﻨﻨﺪ
ﭘﺲ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﮔﻮﺯﯾﺪﻥ ﻭ ﺭﯾﺪﻥ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﯿﺐ ﻧﺒﺎﺷﺪ
ﺑﻠﮑﻪ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﻫﻢ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ..!
.
روزتون به نیکی

مشاهده همه ی 10 نظر
اشکان م
آروم و عادیآروم و عادی
اشکان م

ﻫﺮ ﮐﻪ ﺭﺍ ﺟﺎﻣﻪ ﺯ ﻋﺸﻘﯽ ﭼﺎﮎ ﺷﺪ ﺍﻭ ﺯ

ﻫﺮ ﮐﻪ ﺭﺍ ﺟﺎﻣﻪ ﺯ ﻋﺸﻘﯽ ﭼﺎﮎ ﺷﺪ ﺍﻭ ﺯ

ﻫﺮ ﮐﻪ ﺭﺍ ﺟﺎﻣﻪ ﺯ ﻋﺸﻘﯽ ﭼﺎﮎ ﺷﺪ
ﺍﻭ ﺯ ﺣﺮﺹ ﻭ ﻋﯿﺐ ﮐﻠﯽ ﭘﺎﮎ ﺷﺪ
ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺵ ﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﺧﻮﺵ ﺳﻮﺩﺍﯼ ﻣﺎ
ﺍﯼ ﻃﺒﯿﺐ ﺟﻤﻠﻪ ﻋﻠﺘﻬﺎﯼ ﻣﺎ
ﺍﯼ ﺩﻭﺍﯼ ﻧﺨﻮﺕ ﻭ ﻧﺎﻣﻮﺱ ﻣﺎ
ﺍﯼ ﺗﻮ ﺍﻓﻼﻃﻮﻥ ﻭ ﺟﺎﻟﯿﻨﻮﺱ ﻣﺎ
ﻣﻦ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻫﻮﺵ ﺩﺍﺭﻡ ﭘﯿﺶ ﻭ ﭘﺲ
ﭼﻮﻥ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻧﻮﺭ ﯾﺎﺭﻡ ﭘﯿﺶ ﻭ ﭘﺲ
ﺑﺎ ﻟﺐ ﺩﻣﺴﺎﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺮ ﺟﻔﺘﻤﯽ
ﻫﻤﭽﻮ ﻧﯽ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻨﯿﻬﺎ ﮔﻔﺘﻤﯽ ..!
.

.
تا حوصله ای دیگر بدرود

مشاهده همه ی 6 نظر
اشکان م
آروم و عادیآروم و عادی
اشکان م
مستوم مستوم

عصرتون شاد ..

مشاهده همه ی 9 نظر
اشکان م
آروم و عادیآروم و عادی
اشکان م

ﻣﻨﺼﻮﺭ ﺣﻼﺝ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺮﺩﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﭼﻮﺑﻪ ﯼ ﺩﺍﺭ

ﻣﻨﺼﻮﺭ ﺣﻼﺝ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺮﺩﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﭼﻮﺑﻪ ﯼ ﺩﺍﺭ

ﻣﻨﺼﻮﺭ ﺣﻼﺝ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺮﺩﻧﺪ
ﭘﺎﯼ ﭼﻮﺑﻪ ﯼ ﺩﺍﺭ
ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﺵ ﮔﻔﺘﻨﺪ
ﺑﯿﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻭﺩﺍﻉ
ﺍﻭ ﻫﻢ ﺁﻣﺪ
ﺍﻣﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﺠﺎﺏ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﭼﺎﺩﺭ
ﻣﺮﺩﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻧﮕﺶ ﺯﺩﻧﺪ
ﮐﻪ ﭘﺲ ﺣﺠﺎﺑﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﺯﻧﮏ ؟
ﺍﻭ ﮔﻔﺖ
ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺮﺩﯼ ﺟﺰ ﻣﻨﺼﻮﺭ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻢ
ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﺟﺰ ﻣﻨﺼﻮﺭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ
ﻧﺸﺎﻧﻢ ﺩﻫﯿﺪ
ﺗﺎ ﻣﻮﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﻢ ..!
.
روزتون بشادی وآرامش

مشاهده همه ی 9 نظر