لحظه  بروز رسانی 
نجلا
آروم و عادیآروم و عادی
نجلا

ـــــــــــــــــــــ در حریم ناز عشقت ڪیشِ چشمانت شدم

ـــــــــــــــــــــ در حریم ناز عشقت ڪیشِ چشمانت شدم

ـــــــــــــــــــــ
در حریم ناز عشقت ڪیشِ چشمانت شدم
می شوم ماتِ رخت چون شاه را گم ڪرده ام...!!



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ❣

عطر سوسن
مشاهده همه ی 2 نظر
&&شمیم&&
&&شمیم&&

به روزهای سخت که رسید… بسیار تفاوت داشت، آنکس

به روزهای سخت که رسید… بسیار تفاوت داشت، آنکس

به روزهای سخت که رسید…
بسیار تفاوت داشت،
آنکس که در روزهای خوب بامن…
بسیار تفاهم داشت…!

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
amiraj
amiraj

دنيا بدون زن ها جای قشنگی نیست تصور كنين: بازارا

دنيا بدون زن ها جای قشنگی نیست
تصور كنين: بازارا خالي، پولا اضافه، خيابونا خلوت، مخابرات ورشكست شده، شيطون بيكار، همه افسرده ...
اه قدر بدونین دیگه

عطر سوسن
مشاهده همه ی 6 نظر
دختر آریایی
آروم و عادیآروم و عادی
دختر آریایی

همیشه یک نفر، پشت شلوغی های خیالت هست

همیشه یک نفر، پشت شلوغی های خیالت هست

همیشه یک نفر،
پشت شلوغی های خیالت هست
که مُدام دوستت دارد،
که مُدام دلتنگ توست!
و تو، مُدام بیخبری...

عطر سوسن
مشاهده همه ی 2 نظر
arman
arman

با تو تنها یک خیابان همسفر بودم ولی

با تو تنها یک خیابان همسفر بودم ولی

با تو تنها یک خیابان همسفر بودم ولی ...
با همان یک لحظه عمری بی قرارم کرده ای...

عطر سوسن
مشاهده همه ی 2 نظر
Banoo
Banoo

واژه ،واژه های شــــــعرم.✍️ قلبی ست که

واژه ،واژه های شــــــعرم.✍️ قلبی ست که

واژه ،واژه های
شــــــعرم....✍️
قلبی ست که...
برای تو میتپد...💓




عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ʝεղმzεհ
ʝεղმzεհ

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام المَصائبُ مِنَحٌ مِن اللّه

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام

المَصائبُ مِنَحٌ مِن اللّه ِ ، و الفَقرُ مَخزونٌ عندَ اللّه ِ .;

امام صادق عليه السلام

مصيبتها، هديه هايى هستند از سوى خداوند، و فقر، در خزانه خدا نگهدارى مى شود [و آن را جز به بندگان خاصّش نمى دهد] .;

الكافي : 2/260/2.

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
&&شمیم&&
&&شمیم&&

بي تو طوفان زده دشت جنونم صيد افتاده

بي تو طوفان زده دشت جنونم صيد افتاده

بي تو طوفان زده دشت جنونم

صيد افتاده به خونم

تو چه سان ميگذري غافل از اندوه درونم

بي من از كوچه گذر كردي و رفتي

بي من از شهر

سفر كردي و رفتي

قطره اي اشك درخشيد از چشمان سياهم

تا خم كوچه به دنبال تو رقصيد

نگاهم

تو نديدي

نگاهت هيچ نيفتاد به راهي كه گذشتي

چون در خانه بستم دگر از پا نشستم

گويا زيزله امد ، گويا خانه فرو ريخت

سر من

بي تو من در همه شهر غريبم

بي تو كس نشنود از اين دل شکسته صدايي

بر نخيزد دگر از مرغك پر بسته

نوايي

تو همه بود و نبودي ! تو همه شعر وسرودي !

چه گريزي ز بر من كه ز كويت نگريزم

گر بميرم ز غم دل با تو هر گز نستيزم

من و يك لحظه جدايي

نتوانم

نتوانم

بي تو من زنده نمانم

بي تو من در همه شهر غریبم....

عطر سوسن
مشاهده همه ی 1 نظر