لحظه  بروز رسانی 
عظیم☆عـطـرســوســن☆
عظیم☆عـطـرســوســن☆

ما هم مثل شبکه برفکی شدیم خخ 91 عضو شدم

ما هم مثل شبکه برفکی شدیم خخ
91 عضو شدم الانم 97, 6 سال گذشت خیلیا رفتن دیگه حال نمیده اینجا
خلاصه کنیم خدانگهدار{-w67-}{-w4-}
یاحق

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید

مردم منو اگه خواستید پادشاهتون کنید چون آدم خیلی خوبی هستم

مردم منو اگه خواستید پادشاهتون کنید چون آدم خیلی خوبی هستم

مردم منو اگه خواستید پادشاهتون کنید چون آدم خیلی خوبی هستم و دوست دارید پادشاهتون باشم.
هیچوقت تمام قدرتتونو به من یعنی پادشاهتان ندید ممکنه 1% اشتباه کنم و زورگو شوم و زورگوییم را به عنوان قانون ثبت کنم بعد تبدیل به این پادشاه خودخواه و کوچک و بدبخت میشوم

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Sahar
آروم و عادیآروم و عادی
Sahar
پست شماره 316871497 از Sahar

...

عطر سوسن
مشاهده همه ی 13 نظر
عظیم☆عـطـرســوســن☆
عظیم☆عـطـرســوســن☆

سراب رد پای تو، کجای جاده پیدا شد کجا دستاتو

سراب رد پای تو، کجای جاده پیدا شد کجا دستاتو

سراب رد پای تو، کجای جاده پیدا شد
کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد

کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم
که هر شب هرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگیای من، تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری، تظاهر می کنم هستی

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
. E . SH .Engineer
آروم و عادیآروم و عادی
. E . SH .Engineer

مراقبه فقط در آرامش و آسودگي ژرف شكوفا مي شود. آرامش،

مراقبه فقط در آرامش و آسودگي ژرف شكوفا مي شود. آرامش، ‌خاك مناسب رستن مراقبه است. مراقبه همان تمركز فكر نيست. اين را به خاطر بسپار. تمركز فكر نوعي تقلاست كه نمي توان در آن آرامش داشت. نوعي تنش است. نمي تواند آرامش آفرين باشد. تمركز فكر بدين معناست كه تو انرژيهاي ذهنت را بر يك چيز متمركز مي كني. اين يعني تلاش و مشقت زياد.

تمركز فكر بيشتر به درد كارهاي علمي مي خورد. علم از راه تمركز فكر به عمل مي پردازد، ‌زيرا علم هيچگاه از ذهن فراتر نمي رود. ذهن زمانيكه بر چيزي متمركز است در نقطه اوج خود به عمل مي پردازد،‌ زيرا تمام انرژيهاي آن در يك نقطه گرد مي آيند. دين تلاشي براي فراتر رفتن از ذهن و تمركز فكر هيچ كمكي در اين مورد نمي تواند بكند. بنابراين تمركز فكر و مراقبه مترادف هم نيستند. نه تنها مترداف هم نيستند، ‌بلكه در قطب مخالف يكديگر قرار دارند.

مراقبه يعني حالت رهايي كامل. چنان رها و آسوده بودن كه ذهن ذوب مي شود. همانگونه كه به هنگام تمركز فكر،‌ ذهن قوي و قوي تر مي شود- ذهن هرقدر متمركز شود قوي تر مي شود- به هنگام رهايي، ذهن ضعيف و ضعيف تر مي شود، ‌زيرا هيچ چيزي استثنا نيست، ‌همه چيز در برگرفته شده است. هيچ تقلا و هيچ تنشي وجود ندارد. تو به هيچ چيز نياز نداري، زيرا تلاشت بر آن نيست كه خودت را متمركز كني. تو فقط باز و در دسترس هستي.

اين در دسترس بودن،‌ اين گشوده و باز بودن به روي هستي،‌ همان مراقبه است. پيش شرط آن آرامش و رهايي كامل است. پس هر زماني فرصتي يافتي آرام شو و از آنچه مي گذرد هشيار باش: ‌سگي در دور دست پارس مي كند. همسايه ها با هم جر و بحث مي كنند. سر و صداي رفت و آمد اتومبيل به گوش مي رسد. هيچ چيز نبايد باعث پريشاني تو شود.

در مراقبه هيچ چيز باعث پريشاني نمي شود. پريشاني تنها زماني مي تواند وجود داشته باشد كه تلاش كني متمركز شوي. از اين رو هيچ چيز در مراقبه نمي تواند اختلال كند. هيچ چيز نمي تواند پريشاني به بار آورد. همه چيز در برگرفته مي شود. در چنين حالت باز و پذيرا بودن، ‌ذهن به تدريج ناپديد مي شود. تبخير مي شود و تو بي ذهن مي شوي. اين تجربه بسيار شگرف است. آرام آرام، روزي پي مي بري كه بيرون از ذهنت رفته اي،‌ كاملا بيرون از ذهن.

تو از آن فراتر رفته اي. از اين روست كه عارفان، گاهي چون ديوانگان جلوه مي كنند، ‌زيرا ديوانگان سقوط مي كنند و عارفان به فراز ذهن صعود. هر دوي اينها ذهن را در راه و جهتي متفاوت ترك مي گويند، اما در يك چيز مشابهت دارند. بنابراين ممكن است كه عارفان كمي ديوانه به نظر آيند و برعكس، ‌ديوانگان كمي شبيه عارفان باشند.

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
. E . SH .Engineer
آروم و عادیآروم و عادی
. E . SH .Engineer

مراقبه حالتي از بي ذهني است. نه در كانون ذهن است

مراقبه حالتي از بي ذهني است. نه در كانون ذهن است نه در پيرامون آن. اصلا در ذهن نيست. تماشا كردن ذهن از بيرون است. اين همان معناي دقيق شور و سرمستي است. خارج ايستادن از ذهن عين شور و سرمستي است. اين همان مراقبه است.

تو تنها يك تماشاگر هستي نه يك مداخله گر و نه هويت يابنده با ذهن. به اين مي ماند كه در سكوت زير سايه درختي نشسته اي و به رفت و آمدها مي نگري. اينكه چه كسي مي گذرد مهم نيست. فقط آنچه را كه روي مي دهد، بدون ابرازعلاقه يا بي علاقگي، بدون دفاع كردن يا محكوم كردن، بدون هيچ قضاوتي، تماشا مي كني.

آنگاه كه بتواني ذهن را بدون محكوم كردن يا تحسين آن و بدون گفتن اينكه « اين خوب است » و « آن بد است » تماشا كني، آنگاه كه بتواني در سكوتي ژرف تماشاگر ذهن باشي، اين همان مراقبه است. در خلال مراقبه، ذهن ناپديد مي شود و آرام آرام دورتر مي شود. آرام آرام تنها صدايي را مي شنوي كه از دوردست مي آيد. ناگهان لحظه اي فرا مي رسد كه ديگر ذهني نيست. ذهن رنگ باخته است. ذهن پژمرده است.

آنگاه كه ذهني وجود نداشته باشد و تو بدون ذهن باشي، رايحه اي دلنواز پراكنده مي شود. تو به خانه مي رسي. به شكوفايي مي رسي. هزاران گلبرگ وجودت شكوفا مي شوند. رايحه دلنوازت را در هستي مي پراكني. و اين همان عبادت است. اين تنها هديه اي است كه مي توانيم به هستي بدهيم و تنها هديه اي است كه هستي مي تواند از ما بپذيرد.

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
. E . SH .Engineer
آروم و عادیآروم و عادی
. E . SH .Engineer

عبادت چيزي جز سكوت نيست. سكوت محض. تو هيچ چيزي را

عبادت چيزي جز سكوت نيست. سكوت محض. تو هيچ چيزي را به هيچكس نمي گويي. طرف مقابل كاملا ناپيداست. در خودآگاهي تو هيچ چيز نيست. حتي موجي كوچك در درياچه خودآگاهي تو بر نمي خيزد. همه چيز ساكن و ساكت است.

هيچ واژه اي گفته نمي شود اما قلب، تپش قلب، گردش خون، آن جذابيتي كه سكوت را فرا گرفته و احساس شگرف زانو زدن در برابر كل هستي به سبب كارهايي كه براي ما كرده، عين عبادت است. وقتي سكوت برپا شود، عبادت سر بر مي آورد.

چنان است كه گويي بهار از راه مي رسد و درختان پر شكوفه مي شوند. سكوت را برپا كن تا بهار را برپا كرده باشي. آنگاه، شكوفه ها دور نيستند. در راه اند و عازم آمدن. سكوت را برپاكن تا عبادت كرده باشي.

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
. E . SH .Engineer
آروم و عادیآروم و عادی
. E . SH .Engineer

اين پند مرا آويزه گوش خود كن: هرچه بيشتر شكرگزاري

اين پند مرا آويزه گوش خود كن: هرچه بيشتر شكرگزاري

اين پند مرا آويزه گوش خود كن:
هرچه بيشتر شكرگزاري كن.
شكرگزاري جوهره عبادت است و
عبادت فقط زماني امكانپذير است كه تو همه چيز را موهبتي الهي بداني.
هر نفس را موهبت بداني.
وهر چه موهبتي! چنان ارزشمند است كه به هيچ قيمتي نمي توان خريدش. قيمت ندارد.

تو نمي تواني زندگي را بخري.
نمي تواني عشق و حس زيباشناسي را بخري. نمي تواني آفرينندگي را بخري.
نمي تواني هوشمندي و خرد را بخري
اما همه اينها به تو بخشيده شده است.
حتي قبل از اينكه تو درخواست كني، براي تو فراهم شده است. كافيست ذره اي درونت را بكاوي تا به گنج برسي. گنج و فقط گنج.

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
. E . SH .Engineer
آروم و عادیآروم و عادی
. E . SH .Engineer

انسان معمولا خالي و تهي است. دليل بدبختي او همين است

انسان معمولا خالي و تهي است. دليل بدبختي او همين است

انسان معمولا خالي و تهي است. دليل بدبختي او همين است. انسان مي خواهد پر شود از اينرو پيوسته خود را از غذا، از الكل، از پول، و از تمام ابزار و ادواتي كه فناوري در اختيار او قرار داده انباشته مي سازد اما فضاي دروني اش همچنان مثل گذشته خالي است.

در حقيقت، انسان وقتي با انواع گوناگون چيزهاي دور و برش روبرو مي شود احساس خلا بيشتري مي كند، زيرا در نقطه مقابل، درون او كاملا خالي بنظر مي رسد. جست و جوي پول، قدرت و جاه و مقام اساسا براي پر كردن اين فضاي خالي درون است . اما اين راه نادرست است. اين راه پر شدن نيست.

راه پر شدن، راه عشق، عبادت و جذابيت است. راه پر شدن تنها يكي است: خدا را در بر گرفتن. دراختيار خدا و تمام شكوه و عظمتش قرار داشتن. به هستي عشق بورز تا پر شوي.

بي هيچ قيد و شرطي عشق بورز تا سرشار شوي. آنگاه كه سرشار شوي، به خانه مي رسي. شكوفا مي شوي و خرسند.

عطر سوسن
برای ارسال اولین نظر کلیک کنید