سلام،به گروه باران عشق خوش آمديد.
بروز رسانی 
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

و قلب این کتیبه ی مخدوش که در خطوط اصلی

و قلب این کتیبه ی مخدوش
که در خطوط اصلی آن دست برده‌اند
به اعتبار ِ سنگی خود دیگر
احساس اعتماد نخواهد کرد





مشاهده همه ی 2 نظر
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

درماندگی یعنی تو اینجایی من هم همینجایم ولی دورم.♥️

درماندگی یعنی تو اینجایی
من هم همینجایم ولی دورم...♥️

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

همه ی سهم من از خود دلی بود که به

همه ی سهم من از خود
دلی بود که به تو دادم
و هر شب بغض گلویت را در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی گریستم
و تو هرگز ندانستی که زخم هایت ،
زخم های مکررم بودند
نخ های آبی ام تمام شده اند
و گل های بُقچه چهل تیکه دلم
ناتمام مانده اند .
باید پیش از بند آمدن باران بمیرم !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

به‌جا خواهد ماند. ‏چایمان ته فنجان ‏كودكى‌هامان در كوچه‌ها

به‌جا خواهد ماند...
‏چایمان ته فنجان
‏كودكى‌هامان در كوچه‌ها
‏بغض سنگين شادمانى‌ها در گلویمان
‏و معشوقه‌هایمان
‏در دوردست‌ها!!!!




مشاهده همه ی 2 نظر
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

با روحی سرگردان در فاصله آفتاب ولجن! آه ای دل

با روحی سرگردان در فاصله آفتاب ولجن!
آه ای دل من!
ای آب که ته‌نشین شده در من؛
مگر به سیلاب بپیوندی!
من از سکوت می‌آیم...
از تاریک...از خالی...از خشکسالی
من،از عاقبتِ بیهودگی می‌آیم!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

كار شاقى نكرده‌ام فقط به زانو درنیامدم فقط تاریکی

كار شاقى نكرده‌ام
فقط به زانو درنیامدم
فقط تاریکی را از تکلم بیهودگی بازداشته‌ام.
دشوار نیست
شما هم بگویید نور!
بگویید امید! بگویید عشق!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

بر تپه‌ها به‌ایست پریشان کن اینک هجوم ِ فاصله‌هارا

بر تپه‌ها به‌ایست
پریشان کن
اینک هجوم ِ فاصله‌هارا
ای آمده ز ِ عمق ِ فراموشی ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

من از دوست داشتنت بند

.
من از
دوست داشتنت
بند نخواهم آمد
تو تمام آرزوهایم را یک جا داری...




برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

آیدای نازنین من! تو از پاكی و معصومیت به بچه‌ای می‌مانی

آیدای نازنین من! تو از پاكی و معصومیت به بچه‌ای می‌مانی كه درست در میان گریه، اگر كسی با انگشتان دستش سایه‌ی موشی روی دیوار بسازد، همچنان كه هنوز اشك‌ها بر گونه‌اش جاری است صدای خنده‌اش به آسمان می‌رود.
تو به‌ همان اندازه بی‌آلایش و معصومی..

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Najla
آروم و عادیآروم و عادی
Najla

دلم می‌خواهد چنان بنوشمت که در

.

دلم می‌خواهد چنان بنوشمت
که در استخوانم حل شوی...



💫

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید