افزایش لایک و فالوور اینستاگرام رایگان
لحظه  بروز رسانی 
Mahi
آروم و عادیآروم و عادی
Mahi
۲۰۱۸۰۷۰۷_۲۱۵۵۲۹.jpg

قرار نیست پشت هر عکسی ک میگیرم و میزارم معنی و مفهوم خاصی نهفته باشه،خوب من برای این عکس هیچ توضیحی ندارم والا... اصلا هم لایه های رویین و زیرین و میانی نداره! یه سوزنه ک نخ رد کردم ازش، فقط هم جهتِ گرفتن عکس اینکارو کردم و به درد کاره دیگه ای نمیخوره!😕
اصن خیلی هم عکس خوبیه کلی هم مفهوم داره😖
اصن مفهومش اینه که هیچوقت یه دست صدا نداره و با اتحاد یه کار رو به پایان رسوندن همیشه زیباست!😜 الان این مفهوم خوبه یا بگردم دنیال یه مفهوم دیگه؟خو بیشتر از این مفهومم نمیاد!😐
۱.پروین اعتصامی عزیز میگه:
پندار من ضعیفم و ناچیز و ناتوان
بی اتحاد من، تو توانا چه میکنی ؟
۲.گاهی ی سوزن ب خودت بزن از خواب خرگوشی بیدار شی🙃

نظرات برای این پست غیر فعال است
Mahi
آروم و عادیآروم و عادی
Mahi
۲۰۱۸۰۷۰۷_۰۰۴۸۱۵.jpg

من یه پروانه بودم رو در یخچال شما ، منو از یاد نبرید!☺

پ.ن: بیرون بودم ، باد زد اوردش جلو پام، برداشتمش!🙃

نظرات برای این پست غیر فعال است
Mahi
آروم و عادیآروم و عادی
Mahi
۲۰۱۸۰۶۲۶_۱۷۱۶۰۰.jpg

خلاصه ای از بازی ایران در جام جهانی ب روایت ماهی :
از بازی مراکش شروع میکنیم: اقا مراکشیا ناخواسته تو شادیمون بدفُرم شریک بودنا، ناغافل تو زحمت انداختیموشون، ولی شاهدان عینی  میگن موقع ترک استادیوم مثه انسان های متمدن رفتار نمودند🙂
بریم بازی اسپانیا:هیچ اونو ول کنید که کلا همه تو ترکیب آب و صابون بودیم از بس بازی قشنگ بود😎
و اما بازی اخر ، بگذریم از اینکه چقد خوب بازی کردیم و چ تیم متحدی داشتیم و پنالتی و کریس و بیرانوند ک اسطوره بازیا در جام بود👌
این ری اکشن زشتی که یه عده ایرانی رفتن تو پیج و هتل محل اقامت کریس انجام دادن و کجای دلمون بزاریم؟ حقتون بود کریس پنجره رو باز میکرد و از بالا یه لیوان رو کله ی بی مغزتون می انداخت ، ای کسانی ک ابروی ی ملت و با این کارای چیپتون میبرید، عقده گشایی تون رو ببرید ی جای دیگه خالی کنید نه تو پیج کریس و مسی!
ای کسانی ک عقده ای و بی مغز هستید لطفا با ابروی هشتاد میلیون ایرانی بازی نکنید!😐
۱.عکس کودکی من ثابت میکنه از زمین خاکی شروع کردم دیگه؟😅

نظرات برای این پست غیر فعال است
Mahi
آروم و عادیآروم و عادی
Mahi
۲۰۱۸۰۶۱۸_۲۱۳۸۲۶.jpg

مهمونای پیر خونمون😍
موتورای داغون و بیچاره و پیر ! صدای حرفاشونو میشنیدم، داشتن گِله میکردن از این روزگار و جوان ها...  از موتورای جدید و پر سرعت  امروزی... هی غُر غُر میکردن و حسرت روزای قدیم و میخوردن!
دلشون نصیحت کردن میخاست ، دلشون میخاست به جماعت جوان بگن:
آهای جوان انقدر برای خودت نَتازون که تو هم یه روز پیر میشی😔
*کودکی رفت و جوانی میرود😏

نظرات برای این پست غیر فعال است
Mahi
آروم و عادیآروم و عادی
Mahi
۲۰۱۸۰۶۱۷_۰۲۱۶۵۸.jpg

۱. براتون از داستان اَبرها بگم یا خودتون همه اش رو از بَر هستین؟🍃

۲.از آدما ب دورترین نقطه از درونم پناه میبرم!🙃

۳.شهر من شهر نخلستان های سوخته.🌴

نظرات برای این پست غیر فعال است
Mahi
آروم و عادیآروم و عادی
Mahi
۲۰۱۸۰۶۰۹_۱۱۳۲۵۵.jpg

این ابروها ک میبینید چ بلاها سرش نیومده از موچین بگیر تا تیغ!
دبیرستان ک میرفتم همیشه سه روز سه روز اخراج بودم ( چی بهتر از این😳) حالا یا سر اینکه چرا مانتو تو با بقیه فرق داره (مانتو همه دکمه داشت منه قرتی جلو بسته رفتم دوختم )یا این ابروای لامصب... ی سال تعطیلات قبل  عید ناظم اومد سر کلاس گفت: به به باز ک عروس خانم شدی بیا بریم دفتر ببینم ، و بعله باز سه روز اخراج  ، من ک راضی، راننده سرویس راضی، بابامم ک همیشه ناراضی، دوستامم خودشونو همرنگ جماعت (بنده) کردن که رُسوا نشن! دیگه کلاس انقد خالی شد خودشون زنگ زدن گفتن میتونی از فردا بیای، گفتم : میتونم هیچوقت نیام😝 ممنوع بود و من هی دلم میخاست بردارم ، هی وَر میداشتم هی وَر میداشتم ، الان ولی ۷ سالی میشه بهشون دست نمیزنمو هر تارش ب جونم بستس، نچرالی طی میکنیم 😜
خلاصه ک اقا اگه ممنوع نباشه دیدید اصلا خودمون نخاستیم😐
۱.نتیجه اخلاقی: با ریمل نخابید ضرر داره😅

نظرات برای این پست غیر فعال است
Mahi
آروم و عادیآروم و عادی
Mahi
۲۰۱۸۰۶۰۹_۱۳۳۵۳۱.jpg

این داستان: مرور پرونده ای که دوباره بیرون کشیده شد
عید یک ماه دوستان با خانوادعه اتراق کرده بودن خونمون، ی شب قرار شد زنونه بریم بیرون بستنی بزنیم تو رگ، از اونجایی ک ب شدت فراموشکارم کارت و پول یادم رفت! بنده از همون اول تحت جَو که همه مهمون من! تعارفات ایرانی شروع شد از من اصرار و یه مرد نبود بگیم از اون انکار! موقع حساب کردن هر چی گشتم دیدم نه کارت لامصب نیست و بنا رفتن ابروست. یه اشاره سوسکی به عمه که همیشه صحنه اونو صدا میزنه( با دَخل و تَصرف از سیاوش صحنه) زدمو گفتم کی اول زمین و تِی بکشه سنگینترعه؟ ک عمه گفت لوس نشو! هر کی بود عبرت میگرفت دیگه؟
دیروز رفته بودیم با منشی پدر جان بیرون دختر بیچاره غلد کرد گفت شارژر بخرم از اینجا ، بنده رفته دو عدد شارژر و هندزفری برداشته و راهی صندوق شدن همانا و فلش بک داستان همانا! شروع کردم ب بابا اشاره کردن که بیا تو مغازه اوضاع خیته دیدم نه متوجه نیس! با شارژرا ور رفتم  یه لحظه برش گردوندم دیدم عه تقلبیه و فرد فروشنده با وقاحت تکامل یافته ای دارعه دو برابر قیمت میفروشه!
۱. عمه مهربونم بوس به لپات😘
۲.ایا فروشنده مذکور هنوز منتظر است ما بریم کارتو از ماشین بیاریم بیایم؟😏
۳.نکته اموزنده کدام است ؟😉
الف) اشیا کیف مهمتر از مدل کیف باشد.
ب) شور تعارف ایرانی را در نیاوریم.

نظرات برای این پست غیر فعال است
Mahi
آروم و عادیآروم و عادی
Mahi
۲۰۱۸۰۵۳۱_۲۲۵۵۴۶.jpg

*بله درسته که کشیدن نقشه ی جهان رو شیر برنج سخت بود، ولی من در نهایت کشیدم!
*بله شیر برنجی که من میپزم خوشمزه ترین شیر برنج خاورمیانه ست !
*جایزه ی سنگین ترین تیکه سال هم میرسه به برادرم که امشب منو دید، گفت: چه عجب یه افطار دادی به ما!
۱.بیاید همه با هم دوست باشیم💚
۲.تا همه با هم صلح کنند✌
۳.شیر برنج بزن تا ابد😜

نظرات برای این پست غیر فعال است
Mahi
آروم و عادیآروم و عادی
Mahi
۲۰۱۸۰۵۲۹_۰۵۰۸۳۳.jpg

الان ساعت ۵ صبحه و عروسمون نیم ساعت قبلش یه چیز غیر طبیعی دید ، من مسخره اش کردم بعد دو دقیقه منم یه چیزی دیدم،که به علت ورود افراد کم سن و سال ب پیج مجاز به بازگو کردن نیستم و زبانم از دیدن یک زن با روپوش سفید بدونه پا قاصر است😢
۱.این عروسک یکی از بچه ها فامیل بود عید که اومد خونمون گُلای شمعدونیمو کَند منم بستنیشو خوردمو عروسکشو سگ خور کردم.شبیه جن خونگی میمونه😑
۲.جن های خونگی توانایی دارن بدون پا راه برن حتی🙂
۳.این زن چه میخاهد؟ آیا مانده بدهی هفت جَد و آبادش را از ما طلب میکند؟😐
۴.همه آدما بالاخره یه خاطره جنی دارن و هر کی نداره از ما نیست... بیاید برا هم تعریف کنیم🙂

نظرات برای این پست غیر فعال است