لحظه  بروز رسانی 
سَمَک
آروم و عادیآروم و عادی
سَمَک

این داستان : ماهی دَر هَپَروت . از کودک پیرِ

این داستان : ماهی دَر هَپَروت . از کودک پیرِ

این داستان : ماهی دَر هَپَروت ....
از کودک پیرِ درونم میپرسم : چقدر فرق کردم تو این سالها ؟
بهم میگه : زیاااااااد.... مثلا آرزوهات!!
راست میگه آرزوهام تغییر کرده،دلم شغل های متفاوت میخاد
یه بار میگم برم دریا تو یه کشتی دور از خاک ...
بعد به سرم میزنه ماهیگیرو ماهی فروش بشم کنار یه ساحل در استانبول...
بعد میگم یه راننده تِریلی بشم، شب ها تو جاده های سردِ سیبری..‌.
اصلا من باید یه کتابفروشی داشته باشم...
نه نه...باید یه قهوه خونه بزنم تو یه روستا ، پیرمردا بیان از داستاناشون بگن ...
عکاسی هم جذابه هاااا ، سوژه های عکس پیرمردای ماهی فروشی باشن که بعد از کار عصر ها بیان قهوه خونه قلیون بکشن و چای بخورن و از داستان دلتنگیشون بگن ... : )
مَش رضا بهم سیگار بهمن تعارف میکنه ، میگم نمیکشم
میگه : اگه کسی رو دوست داری سفت بچسب و گرنه مجبوری تا اخر عمر تو قهوه خونه ها قلیون بکشی، همه اینایی که میبینی از یه دلتنگی موهاشون سفید شده ...
از هپروت میام بیرون... کودک درونم میره چمباتمه بزنه سمت تنهایی و من میرم به فکرِ آرزوهایی که نباید از دست بدم : )
نه چیزی نمیکِشم درگیر نباشین 🙂

مشاهده همه ی 57 نظر
سَمَک
آروم و عادیآروم و عادی
سَمَک

عصرها دارن رو به بهار میرن شبها اما هنوز زمستونی ان

عصرها دارن رو به بهار میرن شبها اما هنوز زمستونی ان

عصرها دارن رو به بهار میرن شبها اما هنوز زمستونی ان...
الهی تو سال جدید هیچ کودکی گرسنه و بی سرزمین نخوابه...
الهی سال پر از قصه ای داشته باشید ، قصه های شاد و قشنگ ، قصه های شیر و پلنگ، از همه رنگ😂
* لُپ ِ عزیزاتونو بکِشید و همو بغل کنید💚
* عیدتون مبارک ؛ به بهار امیدوار باشید : )
* ۹۸ خوب تا کن با ما رفیق 😈😂

نظرات برای این پست غیر فعال است
سَمَک
آروم و عادیآروم و عادی
سَمَک

قِدمتِ دوستی ها و رفاقتها رو اون عدد سال نیست که

قِدمتِ دوستی ها و رفاقتها رو اون عدد سال نیست که

قِدمتِ دوستی ها و رفاقتها رو اون عدد سال نیست که مشخص میکنه قِدمتِش به اندازه ی صدای خنده هاییه که با هم داشتیم ، به اندازه ی روز و شبایی که با هم گذروندیم ، غم و شادیایی که با هم شریک شدیم
اونوقته که میفهمی دوستی ای ارزش داره که حتی تو یه مدت کوتاه میاد  میشینه گوشه دلت و دوستی واقعی و بهت نشون میده
نه بعضی از اون دوستی های سن و سال دار که فقط در مواقع ضرورت و منفعت و کار از هم یاد میکنن و مثه یه وظیفه برات باقی میمونن
این بار شربت پُرتغالمو میزنم بالا به سلامتیه تمام رفاقتای جا افتاده و کیلو کیلو خنده ها و خاطره ها و غم هایی که در  پی وی ها و کامنتهامون باقی میمونن
دوست دارم در مورد هر کدومتون کُلی بنویسم از مَشتی بودنتون تا دیوونگی هاتون ولی خب خیلیه ...فقط بدونین :
بودن با شما برابری میکنه با خوردن تمام هایپ ها ، دیدار با بهترین مشاوران سر تا سر جهان و دیدنِ استند آپِ خنده دار ترین کُمدیهای دنیا
با شما غَم و غُصه یُختی😂💚

نظرات برای این پست غیر فعال است
سَمَک
آروم و عادیآروم و عادی
سَمَک

زنگ زد بهم میگه روزت مبارک ، من تشکر

زنگ زد بهم میگه روزت مبارک ، من تشکر

زنگ زد
بهم میگه روزت مبارک ، من تشکر کردم و بعد هر کس غرق دنیای خودش شد و زمانی که فکر میکنی هیچوقت قرار نیست بگذره ، گذشت...
لحاف ِ گُل گُلیمو رو صورتم میکشم و بُغض میکنم .
از اینکه زیر لحاف آسمون آبی رو نمیتونم ببینم غمگینم ...
به اندازه ای که خوب بنویسم ، غمگین نیستم.....
اما از اینکه دیگه خوب نمی نویسم غمگینم.
هر از گاهی بهت فکر میکنم ، به تو که دیگه نیستی ... به تو که هیچوقت نبودی...
شربت پُرتغال میخورمو ، میزنم بالا به سلامتی اونایی که رفتن ، اونایی که ترکَم کردن و دیگه نیستن ، سلامتی اونایی که هیچوقت قرار نیست بیان، چون پاداش نیومدنشون همیشه آدمای بهتری بوده : )
براشون گُل گرفتم ، عمه هام گُل دوست دارن : )

نظرات برای این پست غیر فعال است
سَمَک
آروم و عادیآروم و عادی
سَمَک

از یه جایی به بعد تو زندگی پی میبری که غذا

از یه جایی به بعد تو زندگی پی میبری که غذا

از یه جایی به بعد تو زندگی پی میبری که غذا زیادی خوردن اصلن چیز خوبی نیست ، نه اینکه فکر کنید اوضاع اقتصادی مملکت جوری شده که یه روز بچه هامون عکس استیک و نشونمون میدن و ازمون میپرسن این چیه هاااا... نه اصلن
واسه این میگم که باید بین لباس و خوراک یکی رو انتخاب کنی
من که با خودم حرفامو زدم : ماهی جان غصه نخوریا لباس میمونه واست ، این شکم وفا نمیکنه هیچوقت به آدم😂
خلاصه که یا خوراک یا پوشاک ، هر دوش که نمیشه با هم😐
انقدر آت آشغال ریختم تو این معده که در نهایت خاطر همایونیمونو مُکدر کرد و رفتیم دکتر ( تجربه شخصی : در شبی که پس فرداش وقت دکتر دارین خود را با خوردن انواع ترشی ها و غذاهای مورد علاقه خفه کنید و آن روز نزد دکتر مظلوم نمایی کنید که هر چه پرهیز کردم فایده نداشت😂)
خدایا خودت آبرو داری کن ای کسی که ذلت و عزت در دستان توست
آمین یا رب العالمین😂😍
* حتما لازم نیست برین باشگاه های گرون ،حتی تو خونه هم میشه ورزش کرد (  هر جا شد فقط بسوزون بره😂)
گرون بودن لزوما به حرفه ای بودن ربطی نداره !
سالم باشین 💚

نظرات برای این پست غیر فعال است
سَمَک
آروم و عادیآروم و عادی
سَمَک

یه فیلم گذاشتم دورِ هَم ببینیم ، یهو یکی اون وسط

یه فیلم گذاشتم دورِ هَم ببینیم ، یهو یکی اون وسط

یه فیلم گذاشتم دورِ هَم ببینیم ، یهو یکی اون وسط شروع میکنه به بستنی خوردن
یه سُرفه ،یه پشت چشم نازک ، یه باد تو گلو ، میگیم عاقا کَسی که دیابِت داره بستنی نمیخوره
جواب میدن: کسی که با گلو درد تو سرما بستنی میخوره حرف نمیزنه... از جواب میمانم
میخام بگم زمانی میرسه که دنیا برای مُثلثِ گاوی ارزش قائل میشه و  با عزت و احترام روز مخصوصشو تو تقویم ثبت میکنن
همون زماناس که دانشمندا اعلام میکنن یه فرد با مشکل گلو درد میتونه به فردی با مشکل دیابِت اعتراض کنه 😅
زخم خورده ی زمستان به زمستان از بستنی خوردنیم ولی آینده از آنِ ماست... باموسیر 😜
* فقط خاستم بگم زندگی ادامه داره ، زندگی با فیلم ، مریضی ، نقاشی ادامه داره ...با نقاشی ، مریضی،  فیلم ، نقاشی نقاشی...

نظرات برای این پست غیر فعال است
سَمَک
آروم و عادیآروم و عادی
سَمَک

روز قشنگی بود دلم میخاست بپَرم هزار تا کار

روز قشنگی بود دلم میخاست بپَرم هزار تا کار

روز قشنگی بود
دلم میخاست بپَرم هزار تا کار انجام بدم
طبقه معمول واسه گیاهام بوس بفرستمو بهشون آب بدم
یکم ورزش کنم
صبحانه بزارم دورهمی بخوریم
یه کتابی بخونم
نقاشی بکشم ، بعدم بشینم تو آفتاب
ولی راستش اینه که روز تموم شد و من هنوز از زیر پتو بیرون نیومدم...
به گیاهام آب ندادم ، ورزش نکردم ، صبحانه نخوردم ، کتاب نخوندم ، نقاشی نکشیدم و دلم نشستن تو آفتاب و نخواست...
خسته ام و انگار هزاران ساله نخابیدم و دلم هیچی نمیخواد...
آدم میخوابه ولی تَرسا بیدار میمونن : )

نظرات برای این پست غیر فعال است
سَمَک
آروم و عادیآروم و عادی
سَمَک

همه امروز غذای خوشمزه ی مامان پَز زدین به بَدَن؟ اره؟

همه امروز غذای خوشمزه ی مامان پَز زدین به بَدَن؟ اره؟

همه امروز غذای خوشمزه ی مامان پَز زدین به بَدَن؟ اره؟ راستشو بگید من طاقتشو دارم😢
یک ماه تموم من ماکارونی نخوردم ، چرا؟ چون خواهرم میگفت باید خودم بپزم که بفهمی درسو خوب یاد گرفتم😳
بعد باید با تمومه خستگی هام با همه دلبستگی هام ( با ریتم لطفا 😂) بیام ک ببینم غذا ، ماکارونیه غیر قابلِ بلعیدنه؟😐
*با طناب پوسیده یک آشپزِ بی تجربه هیچوقت توی چاه نیوفتید😨
*و این است پاداش ِ کسانی که صبر پیشه کردند و به راستی خدا صابرین را دوست دارد ولی گاهی سر شوخی را با آنها باز میکند تا باز هم صبر آنها امتحان شود 😓
*روایت داریم ماکارونی در بهشت مِید این ایتالی است 😍
* حالا هِی بگید غذا اکبر جوجه و قرمه سبزی خوردیم منو دِق بدید ،  رَواست؟😒
1.خُدایا پناه میبرم به تو از شَرِ دوستانِ شکم پَرَست
2.غروب پنجشنبه ی دختری در خوزستان 18:30

نظرات برای این پست غیر فعال است
سَمَک
آروم و عادیآروم و عادی
سَمَک

خلاصه کهههه بر طبل شادانه بِکوب ، پیروز و مردانه بکوب

خلاصه کهههه بر طبل شادانه بِکوب ، پیروز و مردانه بکوب
بکوب

خلاصه کهههه بر طبل شادانه بِکوب ، پیروز و مردانه بکوب ، برخیز و لئو را بِبَر بَر سَر درِ این رئالیا بکوووب 😂
عاقا خُدایی بکووووب😂😂
# ایرانی جماعت حتی اگر بارسایی باشد اصالتش با اوست 💪

نظرات برای این پست غیر فعال است
سَمَک
آروم و عادیآروم و عادی
سَمَک

هیچ مسئله خاصی نبود . نصفه شب بود و حوصلمون

هیچ مسئله خاصی نبود . نصفه شب بود و حوصلمون

هیچ مسئله خاصی نبود ...
نصفه شب بود و حوصلمون سر رفته بود...گفت : بیا یه فیلم ببینیم با ژانرِ وَحشت
من گفتم نه... گفتم من میترسم اصلن به نظرم فان نیست... گفت نه بیا ترسناک نیست خنده داره... میفهمین ؟ گفت خنده داره !!! کاش بودین قیافشو میدیدن، معلوم بود چیز خنده داری ندیده، چون قشنگ سه فاز پَرونده بود ولی باز داشت لذت میبرد !! چون با تَک تَکِ سلولاش میدونست یه مِلو سکته ای داده منو با اینکه خیلی خودمو ریلَکس نشون میدادم ( نصف فیلم چشام بسته بود ) 😑
وسطای فیلم خواهر عوضیه من یه جوری ناپدید شد که پَرایِ خودِ تسخیرکننده های زمین ریخته بود ... اومدم پاشم بُدُاَم که با صورت خوردم زمین ، پا شدم و باز خوردم زمین ... خلاصه
در اخر که فیلم تموم شد ، با یه چشم نسبتا سالم داشتم میرفتم تو رختخواب که یکی زد رو شونه ام ، بر گشتم دیدم یکی از تسخیر کنندگان بود ... گفت : خیلی مَردی سیگار میخای؟😁
*این داستان یه جاهاییش واقعی بود 😂😝
*تازه این خوبه ، یه داداش دارم پایه فیلم دیدنم بود ، اون مجبورم میکرد ( زوری به والله زوری) فیلم ژانر وحشت باش ببینم ( داد میزد اگه رفتی خودت میدونی) ... خانواده شما هم اینجورین ؟ 😓
*ژانر وحشت معرفی کنید لازم دارم ، مرسی 😌

نظرات برای این پست غیر فعال است