لحظه  بروز رسانی 
محمدرضا
گرفتارگرفتار
محمدرضا

دگرکهنه شدزخم حالم ، کجایی رفیق نگفتی توازبخت وفالم ،

دگرکهنه شدزخم حالم ، کجایی رفیق
نگفتی توازبخت وفالم ، کجایی رفیق
دلم مثل شیشه ترک خورده ازرفتنت
نفس رفته وُ پرملالم ، کجایی رفیق
شدم مرغ عشقی که تنها شدم درقفس
شکسته شده کتف وبالم ، کجایی رفیق
گذشته دگر فصل شادابی وُ شور من
به آخر رسید سن وسالم ، کجایی رفیق
چنان خوگرفتم به غمها من ازدوریت
صدامرده درسینه ، لالم ، کجایی رفیق
بیا تا دوباره ره عاشقی طی کنیم
نباشی چو انگور کالم ، کجایی رفیق!؟
.
.
.

برگشتم،بعد از سه سال...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید