لحظه  بروز رسانی 
حمید
حمید

عاشقِ کبوتر بود می گفت . پرنده‌ای "وفادار"تر

عاشقِ کبوتر بود می گفت . پرنده‌ای "وفادار"تر

عاشقِ کبوتر بود
می گفت ...
پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست ...
رهایش که می کنی هرجا برود...
خیالت راحت است که برمی‌گردد ...
فقط دو روز حواسش پرت شد...
فقط دو روز فراموششان کرد...
همه‌شان رفتند ...
همه‌شان گم شدند
او دانه می‌ریخت اما دیر بود ...
هیچ کدامشان برنگشتند
مشکل اینجاست...
ما یادمان رفته ...
هیچ تعهدی یک‌طرفه نیست
وفادار ترین کبوتر هم، برایِ ماندنش
دانه می‌خواهد ...
توجه" می‌خواهد...
عشق می‌خواهد ...
هیچ کبوتری ، ناچار به ماندن نیست ...
هیچ کبوتری...

مشاهده همه ی 1 نظر
حمید
حمید

پاره ی تن جان، قبل از هر نصیحت،توصیه و حرفی

پاره ی تن جان، قبل از هر نصیحت،توصیه و حرفی

پاره ی تن جان،
قبل از هر نصیحت،توصیه و حرفی باید بدانی که تو زاده ی عشقی....
نه وسیله ای برای بقای نسل،
و نه بهانه ای برای بستنِ دهانِ آشنا و فامیل..
راستش را بخواهی ترسیدیم عشقمان بی وارث بماند،
حیفمان آمد در روزگار کهنسالی مان زمین را بی عشق رها کنیم،
خاکِ بیچاره هم که گنجایش این همه علاقه را نداشت...
قرعه ی فال به نام تو افتاد...
و
"تو"
شالوده و نماینده ی این عشق در زمین شدی!
پس پاره ی تن جان؛
به رسم امانت داری،بکوش تا عشق خاصیتِ تو باشد نه صرفاً رابطه ی خاصِ تو با آدم ها!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید
حمید

پاییز را دوست دارم چون فصل مهربانی است اصلا

پاییز را دوست دارم چون فصل مهربانی است اصلا

پاییز را دوست دارم
چون فصل مهربانی است
اصلا آنقدر مهربان است که با مهر می آید
با باران می ماند
با آذر می رود
وقت رفتنش دل ما هم از نگرانی، آذر میگیرد
آخ که اگر سرمای دی به دادش نمیرسید
چیزی جز خاکستر از این همه عاشقانه برجا نمی ماند
جنگل های قرمز و زردو نارنجی، بارش باران های پی در پی، غرش ابرهای سیاه ، شب های بلند و قار قار کلاغها، همه ی اینها قافیه ای از یک غزل عاشقانه پاییز است که باید در کنار آتش با یک استکان چای همجوار او نوش جان کرد
پادشاه فصل ها
آمدی
خوش امدی که خوش موقع آمدی

مشاهده همه ی 1 نظر
حمید
حمید

این باران پاییزی عجیب بوی خاطرات را بلند

این باران پاییزی عجیب بوی خاطرات را بلند

این
باران پاییزی
عجیب بوی خاطرات را
بلند می کند ؛
لعنت به این دل که با همه چیز
خاطره می سازد ...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید
حمید

تا وقتی یاد نگیریم خام قربان صدقه عزیزم، جانم

تا وقتی یاد نگیریم خام قربان صدقه عزیزم، جانم

تا وقتی یاد نگیریم
خام قربان صدقه
عزیزم، جانم های روزمرگی آدمها نشویم
تا وقتی رابطه هایمان
فقط در چهارچوب یک گوشی تلفن
شیرین و تلخ شود
و همیشه منتظر آمدن و نیامدن
پیام دادن و ندادن
آدم خیالیمان باشیم
تا وقتی انتخابمان
هر لحظه اراده کند می تواند نباشد
یعنی حواست باشد
یک احساسهایی هست زودگذرند
فقط حواست را گیج می کنند
که تا آخر عمر
تلخی و پشیمانی اش با تو می ماند
که نه می شود فریاد زد و نه خفه شد

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید
حمید

چه کسی گفته پاییز دلگیر است؟ اصلا انگ دلگیری به

چه کسی گفته پاییز دلگیر است؟ اصلا انگ دلگیری به

چه کسی گفته پاییز دلگیر است؟
اصلا انگ دلگیری به پاییز نمیچسبد
فصل انار
فصل نارنگی
فصل رنگ های قرمز و نارنجی
فصل بادهای باموقع و بی موقع
که میپیچد لای موهایت
و عطرش مرا مست میکند
فصل قدم زدن زیر باران
کجایش دلگیر است؟
به هوای سرمایش دستانم را محکم تر میگیری
فصلی که دستانمان بیشتر در هم گره بخورد
کجایش دلتنگی دارد؟
قطعا نمیشود طعنه دلگیری را
به فصلی که با مهرمی آید، زد
پاییز، شروع عاشقانه هاست

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید
حمید

تابستان خود را چگونه گذراندید؟ -آقا اجازه! منتظر پاییز

تابستان خود را چگونه گذراندید؟ -آقا اجازه! منتظر پاییز

تابستان خود را چگونه گذراندید؟
-آقا اجازه!
منتظر پاییز جان ماندیم...
پاییزم اومد. نارنجیا دوباره می‌خوان بیان که توی دنیامون سرک بکشن

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید
حمید

پاییز عزیز دُردانه ی فصل هاست. سوگُلی دل های عاشق

پاییز عزیز دُردانه ی فصل هاست. سوگُلی دل های عاشق

پاییز عزیز دُردانه ی فصل هاست...
سوگُلی دل های عاشق...
فصلِ باران های زود به زود...
بوسه های خیس...
و چترهایی که ....
عشق را خوب می فهمند...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید
حمید

دختر های ساده دلبری بلد نیستند. بلد نیستند نگاهشان را

دختر های ساده دلبری بلد نیستند. بلد نیستند نگاهشان را

دختر های ساده دلبری بلد نیستند...
بلد نیستند نگاهشان را عاشقانه کنند...
ولی به پای کسی ماندن را ،
خوب بلدند...
سوختن و ساختن را بلدند
بدی هایت را دور میریزند و
خوبی هایت را فقط می بینند...
این دختر ها زندگی ساختن را
خوب بلدند
ولی برای مردِ زندگی...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
حمید
حمید

فصل قشنگیست، پاییز دل به دلش که بدهی عاشق

فصل قشنگیست، پاییز دل به دلش که بدهی عاشق

فصل قشنگیست، پاییز
دل به دلش که بدهی
عاشق میشوی
دل به دلش که بدهی
پر از رنگ های دل چسب میشوی
دل به دلش که بدهی
با باران هایش
با هوای دو نفره اش
تو را یاد خاطراتی میاندازد
یاد آدمهایی که نیستند
که اگر بودند هم شاید دردی را دوا نمیکردند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید