لحظه  بروز رسانی 
Sohrab 313
Sohrab 313

امام حسین (ع): «گروهی خدا را از روی

امام حسین (ع): «گروهی خدا را از روی
ظهر عطش - محسن چاوشی

امام حسین (ع):

«گروهی خدا را از روی تحصیل منافع بهشت بندگی می‌کنند!
این عبادت تجار است...!

گروهی خدا را از روی ترس بندگی می‌کنند!
این عبادت بردگان است...!

گروهی خدا را شایسته‌ی پرستش می‌دانند و از این که خدا منت بندگی را بر آن‌ها نهاد، شکر و سپاس او را می‌گویند!
این عبادت آزادگان است که برترین عبادت‌هاست...»

------------------------------------------------

با آرزوی قبولی عزاداری و طاعات و عبادات همه‌ی دوستان عزیزم...

التماس دعا🌷

مشاهده همه ی 71 نظر
Mostafa
آروم و عادیآروم و عادی
Mostafa

که سرِ خستگی‌هاتو به‌روی سینه بگیره برا دلواپسی‌هات

که سرِ خستگی‌هاتو به‌روی سینه بگیره برا دلواپسی‌هات

که سرِ خستگی‌هاتو
به‌روی سینه بگیره
برا دلواپسی‌هات
واسه سادگیت
بمیره...

Léon The Professional

مشاهده همه ی 2 نظر
Mostafa
آروم و عادیآروم و عادی
Mostafa

⁠ انگشتم را در هستی فرو می‌برم ، بوی پوچی می‌دهد

⁠ انگشتم را در هستی فرو می‌برم ، بوی پوچی می‌دهد

⁠ انگشتم را در هستی فرو می‌برم ، بوی پوچی می‌دهد.
کجا هستم؟ این چیزی که آن را جهان می‌خوانند چیست؟ چه کسی مرا به این دام انداخته و اکنون مرا وانهاده است؟ کی هستم؟ چگونه به جهان آمده‌ام؟
چرا با من مشورت نشد؟

سورن_کیرکگارد

مشاهده همه ی 2 نظر
Sohrab 313
Sohrab 313

سایه‌ی سنگ بر آینه‌ی خورشید چرا؟! خودمانیم، بگو این همه

سایه‌ی سنگ بر آینه‌ی خورشید چرا؟! خودمانیم، بگو این همه

سایه‌ی سنگ بر آینه‌ی خورشید چرا؟!
خودمانیم، بگو این همه تردید چرا؟!

نیست چون چشم مرا تاب دمى خیره شدن...
طعن و تردید به سرچشمه‌ی خورشید چرا....؟!

طنز تلخى است به خود تهمت هستى بستن...
آن‌که خندید چرا، آن‌که نخندید چرا...؟!

طالع تیره‌ام از روز ازل روشن بود...
فال کولى به کفم خط خطا دید چرا؟!

من که دریا دریا غرق کف دستم بود...
حالیا حسرت یک قطره که خشکید چرا؟!

گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم...
دلم از دیدن این آینه ترسید چرا...؟!

آمدم یک دم مهمان دل خود باشم...
ناگهان سوگ شد این سور شب عید چرا...

«زنده‌یاد استاد قیصر امین پور»

---------------------------------------------

آخرین پست سال ۱۳۹۷🌷

مشاهده همه ی 181 نظر
Dokhtpaiez
آروم و عادیآروم و عادی
Dokhtpaiez

انسان زاده شدن تجسّدوظيفه بود: توان دوست‌داشتن ودوست‌داشته‌شدن توان

انسان زاده شدن تجسّدوظيفه بود:
توان دوست‌داشتن ودوست‌داشته‌شدن
توان شنفتن
توان ديدن و گفتن
توان اندُه‌گين و شادمان‌شدن
توان خنديدن به وسعت دل، توان گريستن از سُويدای جان
توان گردن به غرور برافراشتن درارتفاع شُکوه‌ناک فروتني
توان جليل به دوش بردن بارامانت
و توان غم‌ناک تحمل تنهايي
تنهايي
تنهايي
تنهايي عريان 

انسان
دشواری وظيفه است...


احمد شاملو

مشاهده همه ی 7 نظر
Sohrab 313
Sohrab 313

تنها چیزی که نه یارانه‌ای شد و نه تونستن سهمیه‌بندیش

تنها چیزی که نه یارانه‌ای شد و نه تونستن سهمیه‌بندیش
موسیقی بی‌کلام - میشل استروگف

تنها چیزی که نه یارانه‌ای شد
و نه تونستن سهمیه‌بندیش کنن،
رفاقت بود...
چون هیچ سیاستمدار و حاکمی در هیچ جای دنیا نتونست روش قیمت بذاره...!

🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀

تقدیم به همه‌ی دوستان عزیز؛
چه کسانی که طی مدتی که حال روحی جالبی نداشتم،
بدون توقع و با محبت‌های صادقانه‌شون در کنارم بودند و ترکم نکردند
و چه تمامی دوستان عزیزی که محبت کردند و تولدم رو تبریک گفتند...
از تمامی شما عزیزان سپاس‌گزام و این خطاب ناقابل رو تقدیم شما عزیزان می‌کنم🌷
امیدوارم که حال دل همه‌ی شما عزیزان همیشه خوب باشه
و تنور دلتون همیشه گرم🙏🌺

مشاهده همه ی 182 نظر
Mostafa
آروم و عادیآروم و عادی
Mostafa

شب ، آغازِ درد نیست ! درد ، دقیقا جایی

شب ، آغازِ درد نیست ! درد ، دقیقا جایی

شب ، آغازِ درد نیست !
درد ، دقیقا جایی شروع می‌شود ؛
که بعضی آدم‌هایِ رفته را هر ثانیه در ذهنت تکرار می‌کنی ...
تا صبح همپایِ بی‌قراری‌ات بیدار می‌مانی و خاطراتِ لامذهبت را شماتت می‌کنی ...
درد تویی !
تویی که ساده دل می‌بندی ،
تویی که "فراموش کردن" بلد نیستی !

مشاهده همه ی 4 نظر
Mostafa
آروم و عادیآروم و عادی
Mostafa

‍ مادرم همیشه میگفت مومن باش به

‍ مادرم همیشه میگفت مومن باش به

‍ مادرم همیشه میگفت
مومن باش
به زنی که درست به هنگامه ی باران
برای دریا مینوازد
و دامنش را به باد میسپارد..
حالا به فتوای مادرم
هر روز به دریا میروم
باد می آید
باران میبارد
اما
هیچ زنی نیست...

علی_مصطفی_زاده

مشاهده همه ی 2 نظر
Dokhtpaiez
آروم و عادیآروم و عادی
Dokhtpaiez

سیم‌های زیر تار؛ زنانه است و سیم‌های بم،

سیم‌های زیر تار؛
زنانه است
و سیم‌های بم، مردانه!
از تلفیق این دو است
که موسیقی دلنواز زندگی
نواخته می‌شود...

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
Dokhtpaiez
آروم و عادیآروم و عادی
Dokhtpaiez

من سال‌ها جنگیدم تا فهمیدم بی‌عشق نه گیسوان

من سال‌ها جنگیدم
تا فهمیدم
بی‌عشق
نه گیسوان بلندم زیباست
و نه چشمـــانِ سیاهم.!
و نه مردی با دستانِ زمخت
و گونه‌های آفتــــاب سوخته
خوشبختی‌ام را تضمین می‌کند

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید