لحظه  بروز رسانی 
Dolunay
خواب آلودخواب آلود
Dolunay

پاییز جان نمیدانم به تو خوش آمد بگویم یا نه

پاییز جان نمیدانم به تو خوش آمد بگویم یا نه

پاییز جان نمیدانم به تو خوش آمد بگویم یا نه
راستش را بخواهی زمان خوبی برای آمدن انتخاب نکرده ای
هیچکس دیگر حوصله عاشقی کردن را ندارد
قدم زدن زیر باران و عکس های دونفره پاییزی دل عاشق میخواهد نه دلی که مدتهاست فارغ است
آنهایی که هم عاشق هستند دلهره عشقشان را دارند که نکند بادهای پاییزی آنها را جدا کند...
با اینکه بد موقع آمدی اما باز هم خوش آمدی...🍂

نظرات برای این پست غیر فعال است
Dolunay
خواب آلودخواب آلود
Dolunay
دلبرونه 🍊🌿

دلبرونه 🍊🌿

نظرات برای این پست غیر فعال است
Dolunay
خواب آلودخواب آلود
Dolunay

قصه ی جودی ابت  و بابا لنگ دراز عزیزش

قصه ی جودی ابت  و بابا لنگ دراز عزیزش

قصه ی جودی ابت 
و
بابا لنگ دراز عزیزش
قصه ی من و توست
تو دوری
دیر هم می آیی
اما امید آمدنت
سر پا نگه میدارد تمام مرا

🐾🖤

نظرات برای این پست غیر فعال است
Dolunay
خواب آلودخواب آلود
Dolunay

من آدمِ جلویِ کسی رو گرفتن نیستم آدمِ سدِ راه

من آدمِ جلویِ کسی رو گرفتن نیستم آدمِ سدِ راه

من آدمِ جلویِ کسی رو گرفتن نیستم
آدمِ سدِ راه کسی شدن برای نرفتن
آدمِ کشیدنِ چمدون از دستایِ یکی
آدم اینکه تویی که داری میری رو
از پشت بغل کنم و هزار باره بگم نرو
من فقط آدمِ وایستادن نگاه کردنم
آدمِ دست و پنجه نرم کردن با نبودنا
آدمِ راحت دل کندن از دل کنده ها

نظرات برای این پست غیر فعال است
Dolunay
خواب آلودخواب آلود
Dolunay

دلخوشم با نفسی😊 حبه‌ی قندی🍬 چایی☕️ صحبت اهل

دلخوشم با نفسی😊 حبه‌ی قندی🍬 چایی☕️ صحبت اهل

دلخوشم با نفسی😊
حبه‌ی قندی🍬
چایی☕️
صحبت اهل دلی💬
فارغ از همهمه‌ی دنیایی...

نظرات برای این پست غیر فعال است
Dolunay
خواب آلودخواب آلود
Dolunay

بعضـی چیزها در جهان؛ خیلـی مهم تر از دارایی هستند

بعضـی چیزها در جهان؛ خیلـی مهم تر از دارایی هستند

بعضـی چیزها در جهان؛
خیلـی مهم تر از دارایی هستند
یکی از آنها؛
توانایی خوش بودن
با چیزهای ساده است..

نظرات برای این پست غیر فعال است
زهرا♥ارشد سرای شادی♥
آروم و عادیآروم و عادی
زهرا♥ارشد سرای شادی♥

@Doluna_22 . بنازم ساحل و صحرای بندر

@Doluna_22 . بنازم ساحل و صحرای بندر

@Doluna_22
....................................................
بنازم ساحل و صحرای بندر
بنازم آبیِ دیریای بندربنازم

خوشا بندر وا اون مرد و زنونش
خوشا بندر وا پیرش و جَوُونش
بنازم ساز و آواز قشنگش
بنازم نوحه و نجوای جونش

کسی از بندری که کینه ای نین
نفاق و نفرتی تو سینه ای نین
دلش صافن مثال آب بارون
کدورت با کسی پیشینه ای نین

شُوِش مهتاب و مهتابِش بلندن
دیریاش ساحل معرفتن
و لبخندش چه شیرین مثل کندن

مشاهده همه ی 5 نظر
Dolunay
خواب آلودخواب آلود
Dolunay

زنها می توانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند، آواز بخوانند، غذای

زنها می توانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند، آواز بخوانند، غذای

زنها می توانند در اوج دلتنگی لبخند بزنند، آواز بخوانند، غذای دلخواهت را تدارک ببینند، کودکانه با بچه ها بازی کنند. زنها می توانند با قلبی شکسته باز هم دوستت بدارند، ببخشند و بخندند. تو از طرز آرایش موهایش یا رنگ لبهایش، لباسش یا حتی حرفهایش هرگز نمی توانی حدس بزنی زنی که روبرویت ایستاده دلتنگ یا دلشکسته است. زن بودن کار ساده ای نیست.

نظرات برای این پست غیر فعال است
Dolunay
خواب آلودخواب آلود
Dolunay

همین که آقاجان از دهان لقِ خواهر کوچکم شنید که من

همین که آقاجان از دهان لقِ خواهر کوچکم شنید که من

همین که آقاجان از دهان لقِ خواهر کوچکم شنید که من با فروختن گوشواره ام یک ساز خریده ام
کمربندش را برداشت و توی حیاط دنبالم افتاد که
گیس بریده کدام عاقلی طلا را می‌دهد و دادار دودور می خرد؟
ننه جان هم پشت آقام درآمد و همین طور که چنگ می انداخت به صورتش گفت
به جای این غلطی که کردی می رفتی کلاس احکامی، صوتی، چیزی
نه این که مطرب بشوی که فردا توی محل اسمت بپیچد و هیچ احمقی در این خانه را نزند

آقاجان که اهل این حرف‌ها نبود
تخس شد و گفت حالا لازم نیست همه آخوند و بانو مجلسی بشوند
جای این تکه چوب می رفتی کلاس خیاطی، که فردا بلد باشی جوراب شوهرت را بدوزی
زورم که به آن ها نرسید زدم زیر گریه
دست آخر هم یک سیلی از آقاجان خوردم و توی اتاق حبس شدم

صبح فردا خواهر کوچکم آمد و گفت که ننه جان سازت را داد سمساری و عوضش آینه شمعدان خرید، بیا ببین چقدر خوشگل است
حالا سال ها از آن روزگار می‌گذرد
ازدواج کرده ام و بلدم جوراب شوهرم را بدوزم
از احکام هم حسابی سرم می شود
اما به آینه ام که نگاه می‌کنم دختری را می‌بینم که در دوردست ها ساز می‌زند

نظرات برای این پست غیر فعال است
Dolunay
خواب آلودخواب آلود
Dolunay

گاهی هم شربتِ بهارنارنجِ خُنک با دو تیکه یخ

گاهی هم شربتِ بهارنارنجِ خُنک با دو تیکه یخ

گاهی هم شربتِ بهارنارنجِ خُنک با دو تیکه یخ
کوچیک و
دو پَر برگ گل محمدی ، بریز تو یه لیوان گلگلی
و به خورشید تعارف کن °^°🌤🍃

حال دلتون خوب

مشاهده همه ی 44 نظر