خدایا ... دوستانم مثل گندمند یعنی بودنشان یک دنیا برکت و نعمت و نبودنشان قحطی ست و من چه خوشبختم که خوشه های طلایی گندم در اطرافم موج میزنند خدایا شکرت برای دوستان خوبم

هار ثانیه ثانیه نزدیک میشه ,خدایا زندگی دوستانم را مثل بهارزیبا , مثل بهارپربرکت , مثل بهارخوش عطر, مثل بهارتازه و مثل بهاردوست داشتی کن
بروز رسانی 
M૦ҺคɱɱคძD૯คძ
M૦ҺคɱɱคძD૯คძ

امام هادی (ع) فرمودند: 🍃خداوند دنیا را منزل

امام هادی (ع) فرمودند: 🍃خداوند دنیا را منزل

امام هادی (ع) فرمودند:

🍃خداوند دنیا را منزل حوادث ناگوار و آفات، و آخرت را خانه ابدی قرار داده است و بلای دنیا را وسیله به دست آوردن ثواب آخرت قرار داده است و پاداش اُخروی نتیجه بلا‌ها و حوادث ناگوار دنیاست.

📖 اعلام الدین، ص. ۵۱۲

@momenane313

نظرات برای این پست غیر فعال است
M૦ҺคɱɱคძD૯คძ
M૦ҺคɱɱคძD૯คძ

یک جوانه کوچک در ذهنت کافیست که درختی تنومند با ریشه

یک جوانه کوچک در ذهنت کافیست که درختی تنومند با ریشه

یک جوانه کوچک در ذهنت کافیست که درختی تنومند با ریشه های جاودانه در زندگیت خلق کند.
به ندای درونت گوش کن و قاصدک رویاهایت را به پرواز در بیاور...

@palp_tel

نظرات برای این پست غیر فعال است
Banafshe
مهربونمهربون
Banafshe

مسافر گفت: چهل سال است

مسافر گفت: چهل سال است

مسافر گفت:

چهل سال است

دنبال کسی هستم

که باران

شرح حال چشم‌های اوست

مشاهده همه ی 2 نظر

صبح جمعه زیباتون بخیر ، لحظه‌هاتان ‌زیبا وبارش بوسه های"خدا"پای تمام

صبح جمعه زیباتون بخیر ، لحظه‌هاتان ‌زیبا وبارش بوسه های"خدا"پای تمام

صبح جمعه زیباتون بخیر ، لحظه‌هاتان ‌زیبا وبارش بوسه های"خدا"پای تمام ‌آرزوهاتون

مشاهده همه ی 1 نظر

درد سنگین , سینه غمگین . باز هم اشعار ِ عشق

درد سنگین , سینه غمگین . باز هم اشعار ِ عشق

درد سنگین , سینه غمگین .. باز هم اشعار ِ عشق
مانده ام انگشت بر لب , روز و شب در کار ِ عشق
عین و شین و قاف را ,بالا و پائین کردم و
عاقبت هم در نیاوردم ,سَر از اسرار عشق

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید

بنشین شعر بخوان بوسه بده باده بنوش که به دیدار

بنشین شعر بخوان بوسه بده باده بنوش که به دیدار

بنشین شعر بخوان بوسه بده باده بنوش
که به دیدار من باده گسار آمده ای !

- چه بنوشم چه ننوشم ز تو مستم ز تو مست
که تو ای باده پی رفع خمار آمده ای !

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید

شب شد و باز به خوابم تو بیا به کویرِ

شب شد و باز به خوابم تو بیا به کویرِ

شب شد و باز به خوابم تو بیا
به کویرِ دل سرابم تو بیا
ای طبیبم تبِ من رفته زِ تاب
خسته از این تب و تابم تو بیا
پر ستاره آسمان سو سوی ریز
ماهِ نازِ نقره تابم تو بیا
جامِ چشمانِ من از جانِ تو مست
کهنه ی نابِ شرابم تو بیا
گوشِ من پر شده از سازِ غریب
ناله ی چنگ و ربابم تو بیا
همه جانم شده سرشار زِ تو
بی تو خالی چو حبابم تو بیا
شعرِ ویرانِ مرا قافیه باش
مرهمِ حالِ خرابم تو بیا

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید