لحظه  بروز رسانی 
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ
کتک خوردهکتک خورده
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ

چون آدامس بزاق دهان رو زیاد میکنه و این موادسمی دربزاق

چون آدامس بزاق دهان رو زیاد میکنه و این موادسمی دربزاق

چون آدامس بزاق دهان رو زیاد میکنه و این موادسمی دربزاق زیاد دهان ازبین می رود و به معده هم نمی رسد دکترها میگن آب زیاد بخورد که در معده به وسیله ی اسید معده از بین برود و به ریه نرسد اما آدامس جویدن باعث میشود به معده هم نرسد این لباس های ایزوله ای که دکترها و پرستارها میپوشن درواقع درنیروگاههای هسته ای و اتمی پوشیده میشه درحین استفاده از ماسک و روزی حداقل 20 بار دست شستن از آدامس بدون قند هم استفاده کنید مخصوصا" وقتی میخوایید از خانه بیرون بروید.

مشاهده همه ی 1 نظر
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ
کتک خوردهکتک خورده
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ

نتابد از شکست خلق رو گوهرشناس دل که

نتابد از شکست خلق رو گوهرشناس دل

که از سنگ ملامت می شود محکم اساس دل

زرنگ و بوی این گلزار بر چین دامن همت

نگردیده است تا چون غنچه زنگاری لباس دل

دلیل کعبه گل هست از ریگ روان افزون

ز چندین راهرو یک تن نگردد ره شناس دل

زمین سینه تاریک روزن آرزو دارد

محال است این که مستحکم شود هرگز اساس دل

نیم زان نوبهار بی خزان آگه همین دانم

که هر ساعت به چندین رنگ می گردد لباس دل

به سعی پیچ و تاب دل به زلف یار پیوستم

که می آید برون از عهده شکر و سپاس دل

کیم من کز صنوبرقامتان صائب نمی آید

که با گیرایی مژگان او دارند پاس دل

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ
کتک خوردهکتک خورده
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ

نمی گردند ارباب بصیرت از خدا غافل محال

نمی گردند ارباب بصیرت از خدا غافل

محال است این که سوزن گردد از آهن ربا غافل

چرا بی بوی پیراهن به کنعان باد مصر آید

مشو در هر نفس زنهار از یاد خدا غافل

بود باد مراد از ذکر حق دریانوردان را

تو از کوتاه بینی نیستی از ناخدا غافل

چو آهن پاره پرگار غافل نیست از مرکز

شود در وجد چون صاحبدلان از یاد خدا غافل

اگر چه روسیاهم گوش برآواز توفیقم

که ره گم کرده گم می گردد از بانگ درا غافل

چو آبستن که از فرزند خود غافل نمی گردد

مشو مشغول هرکاری که باشی از خدا غافل

به هر قفلی کلید صبح خیزان راست می آید

مشو دلهای شب زنهار از دست دعا غافل

به شکر این که هست از دستها دست تو بالاتر

مشو تا ممکن است از دستگیری چون عصا غافل

درین دریا که باشد هرکفش مشتی پراز گوهر

نگشتی چون حباب پوچ از کسب هوا غافل

گشایشهاست باد صبح را در آستین پنهان

مشو چون غنچه گل زین نسیم آشنا غافل

مکافات عمل از هیچ کس رشوت نمی گیرد

گرفتم شد به فرض از ظلم ظالم پادشا غافل

ندای ارجعی پیچیده در طاس فلک صائب

ترا گوش گران دارد ازین صوت و صد غافل

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ
کتک خوردهکتک خورده
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ

آبرو رامی برد از چهره اظهار طمع ابر

آبرو رامی برد از چهره اظهار طمع

ابر آب روی مردان است گفتار طمع

خواری روی زمین خاری است از دیوار او

زرد رویی یک گل است از طرف دستار طمع

در زمینش گر گل بی خار کارد باغبان

خار دامنگیر می روید ز گلزار طمع

خستگان راهست پرهیزی به هر عنوان که هست

می کند پرهیز از پرهیز بیمار طمع

می توان جستن به مکرو حیله از قید فرنگ

نیست امید رهایی با گرفتارطمع

از بریدن و ز گسستن چون رگ سنگ ایمن است

حرص بندد برمیان هرکه زنار طمع

چون میان روز روشن خواهد از مردم چراغ؟

روز را گر شب نمی داند سیه کارطمع

حاصلش نبود بغیر از برگ سبز سایلان

در دل هرکس دواند ریشه زنگار طمع

صائب از بی آبرویان تا توانی دور باش

کز برص مسری تر افتاده است ادبار طمع

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ
کتک خوردهکتک خورده
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ

قرار و صبر ندارند عاشقان سماع همیشه بر

قرار و صبر ندارند عاشقان سماع

همیشه بر سر کوچ است کاروان سماع

چو برق وباد مهیای بیقراری شو

که نیست اختر ثابت درآسمان سماع

چنان که صور قیامت محرک جانهاست

به دست نای بود روح و جد و جان سماع

چو رود نیل دهد کوچه چرخ مینایی

کند چو دست بلند آستین فشان سماع

صفای وقت کم ازآفتاب تابان نیست

چه احتیاج به شمع است در جهان سماع

ز برگریز فنا ایمنند تا محشر

چوسرو، سبز قبایان بوستان سماع

به خاکدان جهان کی سرش فرود آید؟

سبکروی که برآید به لامکان سماع

به خون مرده بود نیشتر فرو بردن

به گوش مردم افسرده داستان سماع

سماع رادلی ازموم نرمتر باید

ز صد هزار نفهمد یکی زبان سماع

جواب آن غزل است این که گفت عارف روم

بیابیا که تویی سرو بوستان سماع

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ
کتک خوردهکتک خورده
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ

اگر نه مد بسم الله بودی تاج عنوان ها

اگر نه مد بسم الله بودی تاج عنوان ها

نگشتی تا قیامت نوخط شیرازه، دیوان ها

نه تنها کعبه صحرایی است، دارد کعبه دل هم

به گرد خویشتن از وسعت مشرب بیابان ها

به فکر نیستی هرگز نمی افتند مغروران

اگر چه صورت مقراض لا دارد گریبان ها

سر شوریده ای آورده ام از وادی مجنون

تهی سازید از سنگ ملامت جیب و دامان ها

حیات جاودان خواهی به صحرای قناعت رو

که دارد یاد هر موری در آن وادی سلیمان ها

گلستان سخن را تازه رو دارد لب خشکم

که جز می رساند در سفال خشک، ریحان ها؟

نمی بینی ز استغنا به زیر پا، نمی دانی

که آخر می شود خار سر دیوار، مژگان ها

کدامین نعمت الوان بود در خاک غیر از خون؟

ز خجلت بر نمی دارد فلک سرپوش این خوان ها

چنان از فکر صائب شور افتاده است در عالم

که مرغان این سخن دارند با هم در گلستان ها

مشاهده همه ی 1 نظر
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ
کتک خوردهکتک خورده
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ

چون وا نمی‌کنی گرهی، خود گره مشو ابرو

 لینک
چون وا نمی‌کنی گرهی، خود گره مشو ابرو

چون وا نمی‌کنی گرهی، خود گره مشو

ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست

مشاهده همه ی 12 نظر
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ
کتک خوردهکتک خورده
ღೋ الــــــــــهـــــــه ೋღ

صائب از معدود شاعرانی است که در زمان حیات، آوازه ی

صائب از معدود شاعرانی است که در زمان حیات، آوازه ی سخنش قلمرو زبان دری ایران، هندوستان، عثمانی را فتح کرد و مشتاقان سخنش از دور و نزدیک و برخی با پای پیاده به اصفهان می شتافتند تا به دیدار او برسند. نویسندگان تذکره های نصرآبادی، قصص خاقانی، سرو آزاد، کلمات الشعرا همه استادی او را ستوده و وی را تحسین کرده‌اند.

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید