لحظه  بروز رسانی 
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥
آروم و عادیآروم و عادی
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥

خوشبختی یک افسانه دور بود‌. -عباس معروفی

خوشبختی یک افسانه دور بود‌. -عباس معروفی
Toygar Işıklı - Nobody Believes Me Can't You See My Despair

خوشبختی یک افسانه دور بود‌.

-عباس معروفی

نظرات برای این پست غیر فعال است
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥
آروم و عادیآروم و عادی
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥

آدم گاهی از اندوه‌ خالی‌ست. رنجی ندارد، امّا کلافه و بیهوده

آدم گاهی از اندوه‌ خالی‌ست. رنجی ندارد، امّا کلافه و بیهوده
Fabrizio Paterlini - LifeBlood

آدم گاهی از اندوه‌ خالی‌ست. رنجی ندارد، امّا کلافه و بیهوده ا‌ست. هیچ‌کاری نمی‌کند و هیچ اتّفاقی برایش نمی‌افتد. و این بی‌داستان بودن بسیار مسموم است.

-ابراهیم سلطانی

نظرات برای این پست غیر فعال است
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥
آروم و عادیآروم و عادی
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥

فکر می‌کنی که حذف عکس‌ها خاطرات را از بین می‌برد؟

فکر می‌کنی که حذف عکس‌ها خاطرات را از بین می‌برد؟

فکر می‌کنی که حذف عکس‌ها خاطرات را از بین می‌برد؟
فکر می‌کنی با پاک کردن حرف‌ها،
وقایع به قبل از وقوع برمی‌گردند و هرگز اتفاق نمی‌افتند؟
آیا فکر می‌کنی که با غسل کردن تطهیر می‌شویم؟!

نظرات برای این پست غیر فعال است
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥
آروم و عادیآروم و عادی
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥

شروع به تمام شدن می‌کند، درست از وقتی شروع کرده‌ای. از

شروع به تمام شدن می‌کند، درست از وقتی شروع کرده‌ای. از
◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷

شروع به تمام شدن می‌کند، درست از وقتی شروع کرده‌ای. از همان اول می‌دانی چیزی دارد کم می‌شود، آن شوق، آن لذت و آن دست‌یافتگی. هرچه به آخر نزدیک می‌شوی بیشتر دردت می‌گیرد و وقتی تمام شد؛ احساس می‌کنی دوباره باید آغاز کنی، رابطه‌ای را، کتابی را، فیلمی را، شغلی را. باید باز راه بیفتی به سمت پایان. شروع کنی، به دست بیاوری، ادامه بدهی و تمام لذت را مصرف کنی، و باز بگویی این هم تمام شد.

نظرات برای این پست غیر فعال است
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥
آروم و عادیآروم و عادی
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥

‌+ گفتم: آزادی یعنی که انسان این امکان را داشته

‌+ گفتم: آزادی یعنی که انسان این امکان را داشته

‌+ گفتم:
آزادی یعنی که انسان این امکان را داشته باشد شک کند، اشتباه کند، جست‌وجو کند، حرفش را بزند، بتواند به هر مقام ادبی و هنری و فلسفی و چه مقام مذهبی و اجتماعی و حتی سیاسی؛
" نه بگوید."


- آن مقام بلندپایه فرهنگی با حالتی انزجارآلود گفت:
" این که شما می‌گویید یعنی ضد انقلاب "

[ خروج اضطراری - اینیاتسیو سیلونه ]

نظرات برای این پست غیر فعال است
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥
آروم و عادیآروم و عادی
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥

روحش خالی است، فاقد هر احساسی، مانند روح هنرپیشه‌ای که متنی

روحش خالی است، فاقد هر احساسی، مانند روح هنرپیشه‌ای که متنی

روحش خالی است، فاقد هر احساسی، مانند روح هنرپیشه‌ای که متنی را می‌خواند، بی آن که به آن فکر کند.

[ جهالت - میلان کوندرا ]

نظرات برای این پست غیر فعال است
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥
آروم و عادیآروم و عادی
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥

برای از بین بردن دیگری، یا دست کم کشتن روح او،

برای از بین بردن دیگری، یا دست کم کشتن روح او،

برای از بین بردن دیگری، یا دست کم کشتن روح او، راه‌های گوناگونی وجود دارد و در سراسر دنیا پلیسی نیست که از اینجور قتل‌ها سر در بیاورد.

برای اینطور قتل‌ها یک کلمه کافیست، فقط کافی است به موقع صراحت کلام داشته باشی یا لبخند بزنی.

کسی نیست که نشود با لبخند یا با سکوت نابودش کرد.


[ اشتیلر - ماکس فریش ]

نظرات برای این پست غیر فعال است
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥
آروم و عادیآروم و عادی
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥

نگاهش به من، چون نگاه موسیقیدانی پیش از شروع به نواختن

نگاهش به من، چون نگاه موسیقیدانی پیش از شروع به نواختن

نگاهش به من، چون نگاه موسیقیدانی پیش از شروع به نواختن به سازش بود؛
احساس درک و بالاتر قرار داشتن، احساس می‌کردم چنان درونم را می‌بیند که گویی جزئی از او هستم.

و چقدر دوست داشتم سازی باشم که او می‌نوازد.

[ خاطرات یک گیشا - آرتور گلدن ]

نظرات برای این پست غیر فعال است
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥
آروم و عادیآروم و عادی
•نوه‌ی جناب سرهنگ•❥

متاسفم که بگویم، به هر چیز که مدت زمان زیادی خیره

متاسفم که بگویم، به هر چیز که مدت زمان زیادی خیره

متاسفم که بگویم، به هر چیز که مدت زمان زیادی خیره شوی، به کلی معنای خود را از دست خواهد داد.

[ اندی وارهول ]

نظرات برای این پست غیر فعال است