لحظه  بروز رسانی 
KING
ولخرجولخرج
KING


0.650696001313928059_parsnaz_ir.jpg
@naze1300

مشاهده همه ی 1 نظر
p@nah ( پناه )
p@nah ( پناه )

به من حق بده به رویم نیاورم که چقدر دوستت

ps_k111.bmp

به من حق بده به رویم نیاورم که چقدر دوستت دارم!
من همیشه هرچه را دوست داشته ام، از دست داده ام...
به من حق بده از روزهایی که نباشی، بترسم،
روزهایی که نیستی ،نابودم می کند ؛
و جای خالی ات حتی با صدای هق هق هایم پر نمی شود...
من می ترسم از نبودنت !
از نحسی سرنوشتم که تو را از من بگیرد ...

این نامه را درست زمانی می خوانی که مرده ام !
درست زمانی که ترسم از جوهر خودکارم ریخته است ،
و می توانم عاشقانه بنویسم :
تمام این سال ها دیوانه وار عاشقت بودم !

"منیره حسینی

نظرات برای این پست غیر فعال است
p@nah ( پناه )
p@nah ( پناه )

آن قدر دوستت دارم ، دوستت دارم که گریه

sad-aks%20%285%29.jpg

آن قدر

دوستت دارم ، دوستت دارم

که گریه ام می گیرد...

تو می آیی ،

فاصله ها را پراکنده می کنی،

و نمی گذاری

به اشک هایم بخندند...

می دانم !



نظرات برای این پست غیر فعال است
p@nah ( پناه )
p@nah ( پناه )

وقتی قرار است بروی، دل دل نکن !منتظر نمان !هیچ

ps_a11.jpg

وقتی قرار است بروی، دل دل نکن !
منتظر نمان !
هیچ اتفاقی ماندگارت نمی کند...
وقتی قرار است بروی،
حتما دل شوره هایت را مرور کرده ای،
یادگاری هایت را، بغض های پشت سرت را ...
یا می روی بی آنکه یادت بیاید کوچه هایی را که قدم زدیم ،
و باران هایی که بر سرمان بارید
و چراغ قرمز هایی که هنوز نمی دانم چرا دوستشان داشتیم...
بهانه برای رفتن زیاد است ،
این ماندن است که بهانه نمی خواهد؛
این ماندن است که دل می خواهد،
شهامت می خواهد، عشق می خواهد ...
بدون عشق هرگز نمان !


نظرات برای این پست غیر فعال است
KING
ولخرجولخرج
KING

رفت.!!! خجالت کشیدم بگویم:گند زدی به تمام باورهایم!!! غرورم نگذاشت بگویم:"نـــــرو".بم

رفت...!!!

خجالت کشیدم بگویم:گند زدی به تمام باورهایم!!!

غرورم نگذاشت بگویم:"نـــــرو"...بمان کنار دلم!

دلم نمیگذارد فراموشش کنم...!

عقلم نمیگذارد بگویم "برگرد"

خاطراتش نمیگذارد"نفس" بکشم!

"قسمت" نمیگذارد دستهایم به رویای داشتنش برسد!

و این وسط "خدا" با تـــــــــمام بزرگیش فقط نگـــــــــاه میکند!

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
p@nah ( پناه )
p@nah ( پناه )

نگاه تو شعر است ! انگشتانی که پیچ و خم

ps_v1w.jpg


نگاه تو شعر است !
انگشتانی
که پیچ و خم واژه ها را نوازش می کند،
و در زورق آفتاب
به آرامش برکه ها می برد...
آنجا که در هوای نیلوفرانه ی چشمانت،
از شاخه های عطر تو
گل واژه می چینم...
و با یک سبد شعر بارانی
از راه عشق
به خانه بر می گردم...
شعری برای عشق،
عشقی برای دل !


پرویز صادقی


نظرات برای این پست غیر فعال است
p@nah ( پناه )
p@nah ( پناه )

با چشم های تو می شود ، از عشق تا

ps_l14.jpg
با چشم های تو می شود ،
از عشق تا افق را
اندازه کرد...
یا از عطر تو تا باران
معلوم کرد
چند گل مریم راه است...
و یا تا خواب دست هایت
چند قبیله کوچ،
باید از رؤیا گذشت...
با چشم های تو می شود
مساحت لبخند را
به دست آورد ،
و طعم بوسه را
معیّن کرد...
با چشم های تو می شود
عاشق شد !
همان جا ماند
و تکلیف سرنوشت را
مشخّص کرد !

پرویز صادقی

نظرات برای این پست غیر فعال است