لحظه  بروز رسانی 
mmd
mmd

انقدر قشنگ بود و بهم آرامش داد دلم نیومد براتون نفرستم😊👇

انقدر قشنگ بود و بهم آرامش داد دلم نیومد براتون نفرستم😊👇
میدونی رفیق ؟
یه روزهایی میرسه که از هیچکدوم از اتفاق‌های زندگیت سر در نمیاری!
حتی فرق بین راه درست و غلط رو نمیفهمی!
نمیدونی الان چی به نفعته و چی به ضررت!
خلاصه هرجوری که فکر میکنی و به قضیه نگاه میکنی می‌بینی یه جای کار گیر داره!
معلوم نیست خبرهای خوبی تو راهه یا بد!
حتی نمیدونی که باید خوشحال باشی الان یا ناراحت!
فرقی هم نمیکنه ها ... که آدم خوبی هستی یا نه! واسه همه پیش میاد این لحظه‌ها.

👌اینجور وقت‌ها دقیقا همونجاست که خدا میخواد بهت درس "توکل" رو یاد بده...
میخواد بهت یادآوری کنه که هر کسی که هستی و هر درجه‌ای از ایمان رو هم که داری، تهش باید فقط با خودش معامله کنی ...
چون فقط اینجوریه که خیالت راحته و میدونی روی خوب کسی حساب باز کردی ...
کسی که همیشه هست و هواتو داره. کارشو خوب بلده و خوبیِ تو رو میخواد در هر شرایطی...

عجب حس رهایی و آرامشی داره آدم
وقتی که هست و نیستشـو میسپاره به دستهای پر مهر و توانای خدا ...❤️

مشاهده همه ی 5 نظر
تبسم
قبراققبراق
تبسم

دو نفر دختر زیبا در یک پارکی، روی یک صندلی برگی

دو نفر دختر زیبا در یک پارکی، روی یک صندلی برگی

دو نفر دختر زیبا در یک پارکی، روی یک صندلی برگی شکل و در مقابل برکه ای نشسته بودند. صدای اردک ها از برکه می آمد. یکی از دختر ها سرش پایین و خیره به موبایلش بود. شال قرمز رنگ سرش بود. یکی سرش بالا بود و با لبخند، نفس هایی از ته دل می کشید. شال سرش نقره ای بود. سکوتی قشنگ در فضای پارک برقرار بود. بالاخره دختر خندان و خوشحال به حرف آمد و گفت:

- عصرتون بخیر! هوای قشنگیه!

دختر مقابل، همچنان در موبایلش بود:

- معمولی!

- هر روز این وقت روز میاین پارک؟

- نه!

- به هر حال خوشحال شدم از دیدنتون!

دختر گوشی خودشو کنار گذاشت و سرش را با تعجب بالا گرفت و گفت:

- از دیدن من؟؟؟؟!!!!

- آره! مگه اشکالی داره؟

- خوبه که اینقدر خجسته ای! دل خوشی داری! خیلی وقته هیچی منو خوشحال نمی کنه. اونوقت تو با دیدن یک غریبه خوشحال میشی!

- خوب دوست عزیز، بستگی به نگاه تو به زندگی داره! من حتی از پریدن یک قورباغه هم خندم میگیره.

- خوبه که هیچ مشکلی تو زندگیت نداری! اگر جای من بودی، از پریدن اون قورباغه گریه ات می گرفت!

- وا! مگه تو چه مشکلی داری که به اون قورباغه ی بدبخت گیر میدی؟

- دختر جان! برو از زندگیت لذت ببر! همون بهتر که جای من نیستی. برو از فضای پارک لذت ببر. به هر حال، منم خوشحال شدم از دیدنت!

- ولی من الان فقط از صحبت با تو لذت می برم!

- میگم دلت خوشه! از صحبت با یک دختر دل مرده چه لذتی می بری؟

- کی گفته تو دل مرده ای؟ اگر دل مرده بودی، رژ لب قرمز به اون خوش رنگی نمیزدی! هاااااااااااااا؟

- عادت داری از روی ظاهر، همه رو قضاوت کنی؟

- نه! ولی خیلی مایلم کمکت کنم. هر مشکلی که داشته باشی!

- خدا هم نمی تونه کمکم کنه. اون وقت تو می خوای؟

- آخه من تو زندگیم خیلی مشکل ها داشتم که خدا کمکم کرد. منم فکر می کردم اگر کسی جای من بود، میمرد. ولی خوب همه جای خودشون بودن و از منم بدتر دغدغه داشتن. تازه فهمیدم اگر من جای اونا بودم میمردم.

- خانم بس کن ! تا حالا تو زندگیت عاشق شدی؟؟

- هزار بار!!!!!!!!!!!!!!!

- عاشق پسر چی؟

- یه بار سه سال پیش!

- خوب! پیش تو موند یا ترکت کرد؟

- ترکم کرد!

- حالت بد نشد؟

- خیلی کم!

دختر دل مرده، مکث کوتاهی کرد.

- یعنی چی خیلی کم؟

- یعنی خیلی کم دیگه! اون تصادف کرد و مرد. ولی خوب زمانی که باهاش بودم، قدر ثانیه های خوبمون رو دونستم!

- چییییییییییییی؟ تصادف کرد؟؟

- آره

- بعدش تو چیکار کردی؟

- زندگیم رو کردم دیگه!

- اون موقع بعد از مرگش چه حسی داشتی؟

- خیلی ناراحت شدم. ولی یادمه بهم گفته بود به من وابسته نشو! چون اصولا آدم ها تو زندگی چرخش می کنن! هیچکس پایدار نیست!

- الان حتی دلت هم تنگ نمیشه!

- چرا! خیلی دلم تنگ میشه! ولی سعی نمی کنم خودمو نابود کنم. اون دیگه مرده و رفته!

- تو به پدر و مادرت هم گفته بودی که دوستش داری؟ اونا پسره رو میشناختن؟

- من پدر و مادرم خیلی ساله مردن! وقتی 6 سالم بود فوت کردن!

- پس تو با کی زندگی کردی؟

- با عمو و زن عموم! خیلی پیر بودن!

- بودن؟؟
- آره اونا هم سه سال پیش، همون موقع هایی که محمد، دوستم، تصادف کرد و مرد، فوت کردن!

- چی شد رفتن؟!!!!!!!!!

- مریض بودن! جفتشون!

- الان تو تنها زندگی می کنی؟

- از نظر همه تنهام ولی خوب یک دنیا انرژی دارم! من با قلب و روح و جان زندگی می کنم. من فقط کسی کنارم نیست. ولی تنها نیستم!

- از این همه مرگ ناراحت نبودی؟

- چرا!!!!! هنوز هم ناراحتم. ولی خوب اونا که رفتن! من که زندم چرا زندگی نکنم؟

سپس مکثی کرد و گفت:

- ببین دختر خوب! نمی دونم باهات چیکار کرده! رفته یا مرده یا خیانت کرده . ولی اینو بدون تو الان از همه ی تنهاهای دنیا، تنها تری! خیلی ها از تو بد ترن. تو فقط داری به خودت فشار میاری که چرا بدبخت و تنهایی! در حالی که غصه ی تو، فقط خودتو نابود می کنه و مطمئن باش اون پسر هم، راحت زندگی می کنه و لحظه ای هم به تو فکر نمی کنه! پس بهتر نیست فاز غم برنداری؟

سپس شماره ی خودشو نوشت و داد دست دختر و گفت:

- ببین! این شماره ی منه. من که هیچ وقت احساس تنهایی نمی کنم. ولی دوست دارم بعضی وقت ها با آدم ها زندگی کنم. اگر دوست داری فردا همین ساعت ها بیا پارک همو ببینیم! اسم من سارا هست!

سارا این رو گفت و از جا بلند شد و به آن سوی برکه رفت!

دختره افسرده به حرف های اون دختر خیلی فکر می کرد. شب که در رخت خوابش بود، به شماره ی سارا زنگ زد:

صدای مهربان سارا از پشت تلفن آمد:

- الوووووو

- من از رابطه ی خودم باهاش به پدر و مادرم چیزی نگفتم. خیلی خیلی تنهام. هیچکس در این دنیا منو درک نمی کنه. واقعا تو دلم پر از غمه. چیکار کنم؟؟؟ چرا خدا با من اینطوری می کنه؟

- چرا به پدر و مادرت چیزی نگفتی؟

- چون اونا من رو درک نمی کنن. همین الان گفتم هیچکس من رو درک نمی کنه! من خیلی تنهام!

- چرا فکر می کنی پدر و مادرت درکت نمی کنن؟ چرا همه ی جهان باید تو رو درک کنن که تنها نباشی؟ تنهایی از نظر تو یعنی چی؟ اصلا بزار من سوال کنم. مشکلات زندگی تو چیه؟؟؟
- اون به من می گفت خیییلی دوستم داره. و

مشاهده همه ی 4 نظر
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ
آروم و عادیآروم و عادی
ᵈᵉʳلبخندعشقᶰᵃ

چه زیبا نوشته است نرگس صرافیان طوفان: یک

چه زیبا نوشته است نرگس صرافیان طوفان: یک

چه زیبا نوشته است نرگس صرافیان طوفان:

یک روز می فهمی که عاقبت ، این تویی که برای خودت می مانی و آدم ها هرچقدر هم عزیز و هرچقدر هم نزدیک ؛ دنبالِ زندگی و آرزوهای خودشان می روند .
روزی به خودت می آیی ،
روزی که تارهای سفید موهایت در نبرد تن به تن با تارهای سیاه ، پیروز شده اند ،
و تو مانده ای و حسرتِ کارهایی که نکرده ای ، لذتی که نبرده ای و زمانی که برای خودت نگذاشته ای !
تو مانده ای و آرزوهایی که برای رسیدنشان دیر است ...
روزی تو پیر خواهی شد و این "برای دیگران بودن ها" و خودت را فراموش کردن ها ، حریفِ حسرت و بغض های شبانه ات نخواهند شد !

مشاهده همه ی 4 نظر
متین *انسانم آرزوست*
متین *انسانم آرزوست*

يك پیام تكان دهنده توسط یک زن . کسی از

يك پیام تكان دهنده توسط یک زن . کسی از

يك پیام تكان دهنده توسط یک زن ...
کسی از او پرسيد .......
آیا شما زنی شاغل هستيد،
یا خانه دار؟؟
او پاسخ داد: بله من يك خانه دار تمام وقت هستم!!!
من 24 ساعت در روز کار می کنم ...
من یک "مادر" هستم!!
من یک همسر هستم!!
من یک دختر هستم!!
من یک عروس خانواده همسرم هستم!!
من یک ساعت زنگ دار هستم!!
من یک آشپز هستم!!
من یک پيشخدمت هستم!!
من یک معلم هستم!!
من یک گارسون هستم!!
من یک پرستار بچه هستم!!
من دستيار هستم!!
من یک مامور امنیتی هستم!!!
من یک مشاور هستم!!!
من ارام بخش هستم!!
من تعطیلات ندارم!!
مرخصی استعلاجی ندارم!!
روز استراحت ندارم!!!
شبانه روز کار میکنم ....
و 24 ساعته گوش به زنگم...
تمام ساعات و
دستمزدم اين است:
"مگه چكار كردي از صبح تا حالا؟"

👏 👏 👏 👏 👏
پیشاپیش روز زن مبارک باد ❤️

تقدیم به همه زنان 😘 😊

مشاهده همه ی 5 نظر
mmd
mmd

هيچ وقت به خاطر حرف مردم زندگيتو خراب نكن، دهن اين

هيچ وقت به خاطر حرف مردم زندگيتو خراب نكن، دهن اين مردم هميشه بازه...
پولدار كه باشى ميگن دزده،
ساده كه باشى ميگن بدبخته،
زياد گردش برى ميگن وله،
تو خونه باشى ميگن افسردس،
شوخ كه باشى ميشى سبك،
سنگين كه باشى ميشى مغرور،
خوشگل كه باشى ميگن مورد داره،
مرامت مردونه باشه ميگن داره دون ميپاشه،
پس بذار هر چى كه ميخوان بگن،
خداى توست كه بايد تو رو قضاوت كنه و بس

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
susan
آروم و عادیآروم و عادی
susan
☘️☘️☘️

☘️☘️☘️

مشاهده همه ی 2 نظر
محمدباقر وجدانی
محمدباقر وجدانی

سلام السلام علیک یا حضرت امام آقا امیرالمومنین حضرت علی

بسیار زیباست

سلام
{-35-} السلام علیک یا حضرت امام آقا امیرالمومنین حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام{-35-}
{-35-}السلام علیک یاحضرت امام آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام{-35-}
{-35-}اللهم صل علی محمد و آل محمد وعج فرجهم{-35-}

برای ارسال اولین نظر کلیک کنید
mmd
mmd

ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ 👌🏻 _ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ

ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ 👌🏻

_ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺯﺩ ﺯﺩ
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺧﺪﺍﯾﺎﺍین بود ﻋﺪﺍﻟﺘﺖ؟!
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮی ﻣﺤﺘﺎﺝ آخه؟!
ﻓﻘﻂ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﭘﻮﻝ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺍﺯ ﻣﻬﺮﯾﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭفتن ﻫﻤﺴﺮ قبلیشه

_ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺩﺭ ﻭ ﭘﻨﺠﺮﻩﺳﺎﺯ ﻣﺤﻠﻮ ﺩﺯﺩ ﺯﺩ
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺧﺪﺍﯾﺎ!ﭼﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺳﻨﮕﻪ، ﻣﺎﻟﻪ ﭘﺎﯼ ﻟﻨﮕﻪ؟
ﺩﺍﺷﺖ ﺟَﻬﺎﺯ ﺩﺧﺘﺮﺍﺷﻮ ﺟﻮﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﻓﻘﻂ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﻣﺘﺮ ﭘﻨﺠﺮﻩﺳﺎﺯ 15ﺳﺎﻧﺖ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺩﺍﺭﻩ.

_ﮐﺎﺑﻞ ﺑﺮﻕ ﭘﺎﺭﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺭﻭ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻣﺴﺎﻓﺮﮐﺶ ﻣﺤﻞ
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺧﺪﺍﯾﺎ!ﺗﻮ ﮐﻪ ﻇﺎﻟﻢ ﻧﺒﻮﺩﯼ!
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺑﺪﺑﺨﺘﻪ ﺯﺣﻤﺖﮐﺶ؟
ﻓﻘﻂ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﭘﻮﻝ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺍﺭﺛﯿﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺯﺍﺩﻩﻫﺎﯼ ﯾﺘﻤﯿﺶ ﺟﻮﺭ ﺷﺪﻩ.

_ﭘﺴﺮ ﭘﺎﺭﭼﻪﻓﺮﻭﺵ ﻣﺤﻞ ﻧﺎﻗﺺُﺍﻟﺨﻠﻘﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪ
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺧﺪﺍﯾﺎ!ﭼﺮﺍ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻇﺎﻟﻤﯽ ﺗﻮ؟!
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻮﻣﻦ ﻭ ﺣﺞ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﻓﻘﻂ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻐﺎﺯﻩ به زنها چه خیانتی کرده...

_ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺭو ﺑﭽﻪﻫﺎﺵ ﺑﻪ ﮐﻬﺮﯾﺰﮎ ﺳﭙﺮﺩﻥ
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺧﺪﺍﯾﺎ!ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟! ﭘﺲ ﻋﺪﺍﻟﺘﺖ ﮐﻮ؟ ﺁﺧﻪ ﺩﺭﺳﺘﻪ؟ ﭼﺮﺍ ﺳﺎﮐﺘﯽ؟
ﻓﻘﻂ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﺟﻮﻭﻧﯽ ﭘﺪﺭ ﻣﺎﺩﺭﺷﻮ ﺯﯾﺮ ﻣﺸﺖ ﻭ ﻟﮕﺪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ

_ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺳﺖ ﺭﻭ ﻫﺮ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﻃﺮﻑ مشکل دار ﺍﺯ ﺁﺏ ﺩﺭﻣﯿﺎﺩ!
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺧﺪﺍ ﺍﺯَﺕ ﺭﻭ ﺑﺮﮔﺮﺩﻭﻧﻪ...
ﺷﺎﯾﺪ ﻃﻠﺴﻢ ﺷﺪﯼ ﺑﺮﻭ ﯾﻪ ﻃﻞ ﺟﺎﺩﻭ بگیر
ﻓﻘﻂ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﻭنستم 10ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ، ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺧﺪﺍ ﺑﯿﺎﻣﺮﺯﺵ ﺗﻬﻤﺖ ﺯﺩ ﻭ ﮐﺘﮑﺶ ﺯﺩ ﻭ ﺳﺎﻋﺖ 2ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﭘﺮﺗﺶ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ

ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺗﻬﻤﺖ ﺑﯽﻋﺪﺍﻟﺘﯽ ﻭ ﻇﺎﻟﻤﯽ ﺯﺩﻥ ﺧﯿﻠﯽﻫﺎ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩﺷﻮ ﺭﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﻪ ﺑﯽﻭﺟﺪﺍﻧﯽ، ﺑﯽﻋﺪﺍﻟﺘﯽ ﻭ ﻇﻠﻢها به ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺷﮏ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﺷﺎﯾﺪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﺟﻬﻨﻢ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ

ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭو ﻧﮕﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺩﯾﺪﯼ، ﺩلت ﺑﺮﺍش ﻧﺴﻮﺯﻩ ﻭ ﮐﻤﮑﺶ ﻧﮑﻨﯽ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻋﻤﻞ ﮐﻦ.
ﺩﺳﺖ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺑﮕﯿﺮ
ﻭﻟﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻭ ﻧﻈﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺧﺮﺩﻩ ﻧﮕﯿﺮ ﻭ ﺷﮏ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺧﻠﻮﺕ بیشتر ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ (حتی منو شما) داستانهایی داره که ما ازش بی خبریم ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻭ ﺻﺤﺒﺘﻬﺎﺷﻮﻥ ﻧﺸﻨﺎﺱ. ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩﺷﻮﻥ ﺑﺸﻨﺎﺱ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺣﺮﻑ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﺩ ﻫﻮﺍﺳﺖ !!!

قانون کارما در کائنات رو همیشه یادت باشه
رفتارت چه خوب چه بد انقدر میگرده تا یک روز عواقب یا برکتش بهت برسه
...

مشاهده همه ی 8 نظر