درباره من
چتر نمیخواهد این هوا تو را میخواهد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حس اون سیگار بدبخت رو دارم که همه جا صحبت از ترک کردنش هست.!!! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم زمین را از زیر پاییم بکشند…... ---------------------------------------- شـده ام مـعـادلـه ی چنـد مَـجهولـی !ایـن روزهـا هـیـچ کـس از هـیـچ راهـی مـرا نـمـیـفهمـَد…. . --------------------------------------- مهر از همه بريدم تا مهربان بمانی نا مهربان تو رفتى با ديگران بمانى --------------------------------------- فقط نگاه کن.....این همانی ست که هردم می شکند ،در نگاه پوچ نامردمان...!!! --------------------------------- وقتی خواستن ها بوی شهوت میدهندوقتی بودن ها طعم نیاز دارندوقتی تنهایی ها بی هیچ یادی از یار با هر کسی پر میشودوقتی نگاه ها هرزه به هر سو روانه میشودوقتی غریزه احساس را پوشش میدهدوقتی انسان بودن آرزویی دست نیافتنی میشوددیگر نمی خواهمت نه تو را و نه هیچ کس دیگر را . . .... --------------------------------------- من فقط دارم سعی میکنم همرنگ جماعت شوم،اما می شود کمی کمکم کنید!آی جماعت…شماها دقیقا چه رنگی هستید؟... شهر من اینجا نیست !اینجا…آدم که نه!آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند!و جالب تر !اینجا هر کسی هفتاد رنگ بازی میکندتا میزبان سیاهی دیگری باشد!.شهر من اینجا نیست!اینجا…همه قار قار چهلمین کلاغ رادوست می دارند!و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد!.شهر من اینجا نیست!اینجا…سبدهاشان پر است ازتخم های تهمتی که غالبا “دو زرده” اند!.من به دنبال دیارم هستم,شهر من اینجا نیست…شهر من گم شده است!...آدمــیزاد در حرف زدن هایش بی ملاحظه است … !وقتی میخواهد با منطق حرف بزند ؛ احساساتی میشود …وقتی از احساسش میگوید ؛ آرزوهایش لو میرود …وقتی از آرزوهایش یاد میکند ؛ حسرتش رو میشود …وقتی حسرتهایش را روشن میکند ؛ منطق میتراشد …و اینگونه گند میزند به همه ی روابطش …... --------------------------------------------------- پیشنهاد = خوندن رمان یاسمین & گندم از م . مودب پور ضرر نداره 10 صفحشو بخون بدت اومد بقیشو نخون

جزئیات

مکان: سنندج
جنسیت: مرد
تولد: 1372/03/27
تاریخ عضویت: 1391/08/30
آخرین ورود: 1393/10/18 - 20:50 ب.ظ