لحظه  بروز رسانی 
غزل
آروم و عادیآروم و عادی
غزل

میبینی؟ از این تکه هایِ من دیگر چیزی نمانده

میبینی؟ از این تکه هایِ من دیگر چیزی نمانده

میبینی؟
از این تکه هایِ من دیگر چیزی نمانده

آخر هر بار، یک تکه را به تو بخشیدم
تا تو بمانی ...

راستی!

حالا که نماندی
با آنها، چه کردی؟ ...

مشاهده همه ی 16 نظر
غزل
آروم و عادیآروم و عادی
غزل

از من که در میانِ عطش گریه می کند

از من که در میانِ عطش گریه می کند

شب ها کنارِ بی کسی اش گریه می کند


از آن دو چشمِ مستِ به آتش کشیده ام

از من که خواب بوده ام و خواب دیده ام


مثلِ دو چشمِ خسته که در من نشسته است

مثلِ دو چشمِ خسته که بدجور خسته است ...

مشاهده همه ی 21 نظر
غزل
آروم و عادیآروم و عادی
غزل

کسی بیاید ما را دعوت کند به رفتن به رفتن

کسی بیاید ما را دعوت کند به رفتن

به رفتن از تمامِ کسانی که رفته اند

و ما هنوز در آنها مانده ایم...




عصرِ یک روزِ سردِ پاییزی
از قضا خسته و غم انگیزی

سایه یِ ابرِ خاطراتش هست
مثلِ باران تو اشک می ریزی


"بهار پاییزی"

7/7/70
29/9/91

نظرات برای این پست غیر فعال است
غزل
آروم و عادیآروم و عادی
غزل

میفروشم خدایِ نورم را روزگارِ سیاه برگردد.

میفروشم خدایِ نورم را

روزگارِ سیاه برگردد...

.......................................................

نظرات برای این پست غیر فعال است
غزل
آروم و عادیآروم و عادی
غزل

چه فایده زنی باشی با مو های بلند؟ وقتی

چه فایده زنی باشی با مو های بلند؟

وقتی آن دستی که باید به موهایت برسد

همیشه "کوتاه" است..

نظرات برای این پست غیر فعال است
غزل
آروم و عادیآروم و عادی
غزل

یک نفر ، تنها یک نفر از تمام

یک نفر ،

تنها یک نفر

از تمام جهان کافی ا‌ست

که ایمان بیاوری

زندگی ارزش زیستن را دارد !

..............................................................................

کارن

تولدت مبارک مرد پاییزی





(من با تو یک نفر ایمان دارم که زندگی ارزش زیستن دارد)

نظرات برای این پست غیر فعال است
❤sarina❤
مهربونمهربون
❤sarina❤

در گوش تو  به جای اذان مگرحافـظ خوانده اند 

http://s1.picofile.com/file/7986018602/%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7_zohor313yar_blogfa_om_12_.gif

9583605681.jpg


در گوش تو 


به جای اذان مگر
حافـظ خوانده اند 


که اینگونه از چشمهایت غزل می ریزد


8593231402.jpg


وه چه مضمون ها که با این چشم ها آورده ای


شاه بیتی از غزل های خدا آورده ای


با همین لبخند شیرینی که درمانِ من است


بر سر دل های بسیاری بلا آورده ای


ای نسیم ِمهر ممنونم که در  قلبِ من


بار دیگر شوقِ لبخند  آورده ای


http://s1.picofile.com/file/7986018602/%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7_zohor313yar_blogfa_om_12_.gif


مشاهده همه ی 18 نظر
غزل
آروم و عادیآروم و عادی
غزل

6 سال پیش توو یه مهمونی فرزانه رو دیدم. یه

6 سال پیش توو یه مهمونی فرزانه رو دیدم.

یه دختر کوچولو (کمی بزرگتر از کف دست) توو بغلش بود.

ضعف کردم و گفتم چقدر دخترت کوچولوئه فرزانه!

مادرِ فرزانه خندید و گفت:توت فرنگی کیلو 18 هزار تومن خورده و دخترش شده این!

(یادم نیست ولی حتمن 6 سال پیش 18 هزار تومن برا توت فرنگی مبلغ زیادی بوده)

لبخند زدم و خواستم بگم باید هندونه میخورد فرزانه... نگفتم...

فرزانه دختر همسایه بود که 8 سال قبل از این با یه پسر پولدار ازدواج کرد.

ماشین عروسش بی ام دبیلو ... بود

و مادرش چپ و راست اسپند دود میکرد که دختر و دامادش ( نه پول و ماشینِ دامادش!) چشم نخورن...

17مهرِ امسال دیدم رو در و دیوار خونه شون سیاه کشیدن و گریه و شیون میکنن که مردم چشمشون کردن...

همسرِ فرزانه رو اعدام کرده بودن! (به جرمِ قاچاق مواد مخدر)

فرشته کوچولو 6 ساله شده...

هنوز میتونه توت فرنگی بخوره ولی باباش دیگه نمیتونه براش توت فرنگی بخره...

دیروز رفتم سوپری سر کوچه...

نمیدونم توت فرنگی امسال کیلویی چنده یا حتی آناناسی که اینقدر دوست دارم

میتونم تا زنده ام توت فرنگی نخورم یا حتا آناناسی که اینقدر دوست دارم

23 سالمه... خدایا سپاسگزارم که پدر دارم...


نظرات برای این پست غیر فعال است
غزل
آروم و عادیآروم و عادی
غزل

کارنِ خوبم،مهرِ پاییزی ام . حالِ من به احوال

کارنِ خوبم،مهرِ پاییزی ام

.............................................

حالِ من به احوال پرسیِ تو بستگی دارد

تو اگر حالم را بپرسی

مگر می شود بگویم بَدَم؟!

اصلأ مگر می شود تو باشی و من خوب نباشم؟

تو فقط باش

من اثبات می کنم

که بدی در دنیا وجود ندارد...

نظرات برای این پست غیر فعال است